تبليغاتX
کورد پ .ک. ک

کورد پ .ک. ک

وئبلاگی در مورد آگاهی دادن به تمامی آزادی خواهان جهان در مورد سیاستهای جنایتکارا

 

شورای مرکزی جنبش فدرال- دموکرات آذربايجان

نامه سرگشاده به احزاب وسازمان های کرد ایرانی!

ما این نامه رادر شرایطی برای شما می‌نویسیم که منطقه مادر وضعیت بسیار پیچیده و بحرانی بسر می‌برد و ج.ا.  در یک  بحران همه جانبه و تمام عیار داخلی و بین المللی  گیر کرده است. حکومت اسلامی درتمام طول حیات خود با یک چنین بحرانی روبرو نبوده است.

دریک چنین وضعیتی که رژیم بیش از هرزمانی تحت فشار بين المللی است و سرنوشت سياسی جمهوری اسلامی ايران در حال ورق خوردن است،  ملل تحت ستم ایران، بیش از هر زمان دیگری به همدلی و همبستگی و همکاری نیاز دارند. هر حرکت نسنجیده‌ای در شرايط کنونی می‌تواند عواقب نا مطلوبی برای ملل تحت ستم ببار آورد که، نه تنها بر این همبستگی آسیب ميرساند، بلکه ميتواند مورد بهره برداری جمهوری اسلامی قرار گیرد.

پاشنه آشيل جمهوری اسلامی ايران مبارزه يکپارچه ملل تحت ستم ساکن ايران است.حکومت اسلامی پیوسته باتمام قوا و با جديت درپی سازماندهی و طرحريزی توطئه های گوناگون در مقابل همبستگی مبارزاتی ملل تحت ستم ساکن ايران علیه ج.ا.ا بوده است..رژیم تلاش می کند با نفاق افکنی بين ملل تحت ستم  و انحراف مسير مبارزه برحق آنان و ايجاد اهداف مبارزاتی انحرافی و تراشیدن دشمنان واهی و غير واقعی ، توجه ملل ستمديده را از جمهوری اسلامی که مانع اصلی آزادی ملل ساکن ايران است منحرف کند. نفاق و تجزيه و خصومت در میان نيروهای ملل ساکن ايران سم مهلکی است که نه تنها  به تضعيف ملل تحت ستم  در مبارزه با رژیم می انجامد بلکه  پی آمد های پر هزینه ای را به مللیت های در گیر  تحمیل می کند.

 هشدار فعالان سیاسی وفرهنگی آذربايجان درنامه سرگشاده شان به محمد خاتمی به تاریخ 10 تیر ماه 1379 در رابطه با اقدامات وفعالیت های خرابکارانه پ.ک.ک نادیده گرفته شد. در این نامه آمده بود که عده ای آشوب طلب و الحاق‌گرا می‌خواهند‌در منطقه آذربایجان غربی معضل قره باغی دیگر رابر آذربایجان تحمیل کنند.

دوستان عزیز! شما نیک میدانید که تورک ها نه تنها از جهت جمعیت بزرگترین ملیت ساکن ایران هستند بلکه از جهت سیاسی و تاثیر گذاری روی تحولات سیاسی ـ اجتماعی  با هیچ کدام از ملل تحت ستم در ايران قابل مقایسه نیستند. جنبش ملی ـ دموکراتیک تورک ها در ایران با توجه به تجارب تاريخ معاصر ايران و واقعیات جمعیتی ایران ومنطقه تنها جنبشی است که می‌تواند با ناسیونالیسم افراطی ایرانی و حکومت متمرکز فارس گرای اسلامی به طور جدی به مصاف برخیزد. بدون جنبش ملی ـ دموکراتیک آذربایجان نه مساله ملی در ایران قابل حل است و نه تاسیس دموکراسی و برپایی جمهوری فدرال عملی است!

دوستان عزیز! شما به خوبی واقف اید که جمهوری اسلامی ایران در سالهای پایانی جنگ ایران وعراق شروع  به جلب و جذب اپوزیسیونهای  کشورهای همسایه کرد و یا در کشورهای همجوار دست به ساختن گروهای اپوزیسیون زد.  جمهوری اسلامی ایران از همان اول روی کار آمدن با ترکیه مساله داشت: یک همسایه لائیک وهمپیمان ناتو برای  ج.ا.ا خطر آفرین بود. جمهوری اسلامی برای اعمال فشار به ترکیه وگرفتن امتیاز از آن کشور، پ.ک.ک را زیر حمایت خود گرفت وهمه گونه امکانات در اختیارش قرار داد. پس از اخراج عبداله اوجالان از سوریه و محدود شدن میدان فعالیت برای پ.ک.ک درمرزهای سوریه ـ ترکیه، نیروهای آن به طرف عراق و ایران سرازیر شد و با   بازداشت عبداله اوجالان، پ.ک.ک هرچه بیشتر به طرف جمهوری اسلامی روی آورد. جمهوری اسلامی از نیروی پ.ک.ک نه تنها بعنوان عامل فشار علیه ترکیه استفاده میکرد بلکه برای از میدان خارج کردن احزاب کردستانی ایران مورد بهره برداری قرار ميداد. پژاک شاخه ایرانی پ.ک.ک جریانی بوده است وابسته به ج.ا.ا ودر اختیار وی. جمهوری اسلامی فکر می کرد اگر پژاک بتواند پرچم مساله ملی را در کردستان بدست گیرد احزاب کردستانی ایزوله میشوند و رژیم  می تواند هر طوری که دلش می‌خواهد  جنبش کرد را بازی دهد .لذا ج.ا.ا هر گونه تسهیلات در اختیار  پژاک قرار داد تا آن بتواند در عدم حضور احزاب محلی  فعالان سیاسی و فرهنگی  کرد را زير پرچم خود جمع کند.

متاسفانه احزاب کردستان ایران  هر کدام بنوعی و به درجه ای به دام پژاک و ج.ا.ا افتاده اند. سیاست پژاک روشن است. او میخواهد در ایران جنگ کرد و تورک راه بیاندازد تا مانع شکل گیری جمهوری دموکراتیک و فدرال در ایران بعداز ج.ا.ا گردد، چون پ.ک.ک.  میداند که در جامعه فدرال و دموکراتیک جایی برای توطئه چینان و آشوب گران الحاق گرا نیست! جمهوری اسلامی نیز بطور جدی در دامن زدن  به اختلاف شیعه و سنی و کرد و تورک ذینفع است تا ستم ملی حکومت اسلامی بر ملل ساکن ایران به حاشیه رانده شود تا همپشتی و همدلی ملل ساکن ایران  عملی نگردد.

دوستان عزیز ! جامعه ایران مانند هر جامعه ای دیگر در دنیای امروز، جامعه بسته ای نیست و در بیست سال گذشته، جمعیت های قابل ملاحظه ای از ملیت ها، به دلایل متفاوتی، از جمله بر اثر جنگ و یا بدلایل اقتصادی، به مناطقی خارج از سر زمین های اصلی محل زندگی خود مهاجرت کرده اند. روشن است که حقوق سیاسی و فر هنگی و مدنی آنان، در یک حکومت دموکراتیک با ید حفظ شود و هر یک از ماها  در جهت چنین خواست انسانی و دموکراتیکی تلاش میکنیم. با اینهمه، سر زمین های مهاجر پذیر، ادعای ارضی برای مهاجرین  بوجود نمی آورد .

 حزب دمکرات کردستان  چندین سال است که در روزنامه ارگان خود ذیل اخبار کردستان، ارومیه و...را داخل کردستان بحساب می آورد. کومله‌ی حزب کمونیست ایران و همچنین سازمان زحمتکشان انقلابی کردستان ایران (کومله) نیز ماکو را در اطلاعیه هایی که اخیرا صادرکرده اند جزء کردستان و شهری از کردستان به حساب آورده اند.

در چنین شرایطی ، که خلق های آذربایجان و کردستان، زیر ستم ملی و ستم سیاسی و مدنی مضاعفی بسر می برند، و نیاز به همکاری نزدیکتری دارند، اظهارات الحاق گرایانه برخی احزاب کردستان وادعای اینکه ارومیه و ماکو و...جزو سرزمین کردستان محسوب میشوند، بطور جدی دردوستی و همکاری احزاب آذربایجانی و کردی خلل ایجاد میکند. اظهارات غیر مسئولانه پاره ای از افراد، از جمله مصاحبه آقای رامبد لطفی پوری با نشریه کردستان، که با گشاده دستی تمام و با مصاحبه ای کوتاه ،  شهر های نقده، سلماس و قوشاچای (میاندوآب) و ارومیه را ضمیمه کردستان کرده اند و باکرکوک مقایسه کرده  و ترک ها را نیز مهمانان آن شهر ها خوانده اند می تواند به تنش های نا‌خواسته در منطقه دامن زده و خواسته های بحق و دموکراتیک ملیت ها را لوث کند. ما  ازدوستان کرد خود  و احزاب سیاسی آنان، انتظار درایت سیاسی بیشتری داریم.

دوستان عزیز! مادرپلاتفرم و اسناد خود برفدرالیسم ائتنیک تاکید داشته ایم واین تاکید بر این اساس بوده است که تقسیمات کشوری موجود با حدود مناطق ملی ـ زبانی کشور همخوانی ندارد. در تعيين مناطق ملی و حدود سرزمينهای تاريخی مسکن ملل و گروههای ائتنيک حافظه تاريخی ملل و واقعيتهای اجتماعی- انسانی و زبانی اصل است. وقتی ما درباره آذربایجان ائتنيک در ایران صحبت می کنیم مقصود ما سرزمینی در محدوده ی جغرافیایی درشمال غرب  کشور ایران است که ازنظر تاریخی مسکن اقوام تورک بوده و اکنون نیز اکثریت جمعيت آنرا تورکها تشکیل میدهند. کردستان ائتنیک نيز به نوبه خود در غرب ايران قرار دارد.

اورومیه و ماکو و خوی وسلماس و...جز لاینفک آذربایجان هستند؛ البته کردها نیز در این شهر ها بوده اند و اکنون نیز هستند و در کنار آذربایجانی ها زندگی میکنند!

ممکن است بین تورک ها و کردها در رابطه با مرزهای ائتنیک آذربایجان و کردستان اختلاف هایی وجود داشته باشد. این اختلاف ها ریشه قدیمی دارند و تنها در دوران حکومت های ملی کردستان و آذربایجان به رهبری قاضی محمد و پیشه وری این اختلافات به حداقل رسید. اساس اختلافات نیز اول بر سرتعیین مرزهای کردستان و آذربایجان و دوم مساله حقوقی وموقعیت و وضعیت کردهای داخل خطه حکومت ملی آذربایجان و تورکهای داخل محدوده ی حکومت ملی کردستان بوده است، طبق اسنادی که ازدوره قاضی محمد و پیشه وری باقی مانده مسایل مورد اختلاف از قبیل تعیین مرزها اساسا بر اغماض و گذشت طرفین  مبتنی بوده است، و از جهت فرهنگی نیز کردهای ساکن خطه حکومت آذربایجان در مدارس به زبان کردی و فارسی تحصیل میکردند و متقابلا این امکان برای تورکهای ساکن خطه حکومت کردستان در نظر گرفته شده بود. دراین دوران یکساله رابطه دو خلق کرد و تورک بر اصول دموکراتیک و برادرانه استوار بود.

دوستان عزیز! اینکه اختلافات مرزی دو ملت کرد و تورک تاچه حد واقعی و یا جدی است و یا به توهم آغشته است، به نظر ما بحث روز واکتوئل ما نمی تواند باشد. قاعدتا حل این مناقشات و یا اختلافات که در جای خود بسیار مهم هم هستند باید در یک فضای سالم و دوستانه وبا شرکت نمایندگان واقعی دو ملت و نمایندگان مناطق ذیربط و البته پس از رفتن ج.ا.ا و در فضای دموکراتیک انجام گیرد.

دوستان عزیز! ما معتقدیم تا آن فضای مناسب دمکراتیک فرا رسد تورکها و کردها بهتر است که به روح سند  حکومت های ملی آذربایجان وکردستان وفادار بمانند و آنرا مبنی حرکت خویش قرار دهند! (سند ضمیمه)

                                                        شورای مرکزی جنبش فدرال- دموکرات آذربايجان
فروردين ١٣٨٤- مارس ١٩٨٦

 

 

 

متن قرارداد دوستی و همکاری صميمانه ميان حکومت ملی آذربايجان و حکومت ملی کردستان

 

ماده ۱- در محلهای لازم، ميان هر دو حکومت ملی نماينده مبادله می گردد٠

ماده ۲- در آذربايجان، در جاهايی که تعداد معينی از اهالی آن را کردها تشکيل می دهند، در ادارات دولتی آذربايجان کردها نيز مشغول بکار شوند. در کردستان نيز در جاهايی که تعداد معينی از اهالی آن را آذربايجانيها تشکيل می دهند، در ادارات دولتی کردستان آذربايجانيها مشغول بکار شوند٠

ماده ۳- برای حل مشکلات مشترک اقتصادی هر دو ملت، کميسيون اقتصادی تشکيل گردد و تصميمات اين کميسيون با تلاش رهبران هر دو حکومت ملی اجرا شود٠

ماده ٤- همکاريهای نظامی ميان هر دو حکومت ملی آذربايجان و کردستان ايجاد می گردد و نيروهای نظامی هر دو حکومت در مواقع لزوم به يکديگر کمکهای لازمه را انجام خواهند داد٠

ماده ۵- در صورت لزوم مذاکره با حکومت تهران، بايد ميان هر دو حکومت ملی آذربايجان و کردستان توافق حاصل شود٠

ماده ۶- حکومت ملی آذربايجان تا حد امکان شرايط رشد و شکوفايی زبان و فرهنگ ملی کردهايی که در آذربايجان زندگی می کنند را فراهم می سازد. حکومت ملی کردستان نيز تا حد امکان شرايط رشد و شکوفايی زبان و فرهنگ ملی آذربايجانيهايی که در کردستان زندگی می کنند را فراهم خواهد سازد٠

ماده ٧- اشخاصی که تلاش نمايند روابط دوستی تاريخی و برادرانه دموکراتيک ملی هر دو ملت آذربايجان و کرد را بهم زنند و يا خللی بر آن وارد آورند، با اقدام مشترک هر دو حکومت مجازات خواهند شد٠

 

اين قرارداد در سوم ارديبهشت ماه سال ۱۳۲۵ در ساختمان مجلس ملی آذربايجان در شهر تبريز از سوی سيد جعفر پيشه وری، رهبر حکومت ملی آذربايجان و قاضی محمد، رهبر حکومت ملی کردستان به امضاء رسيد٠

در مراحل مذاکره و امضاء قرارداد مذکور، علاوه بر نمايندگان مجلس ملی آذربايجان، اعضای کميته مرکزی فرقه دموکرات کردستان و آذربايجان، نمايندگان دولت و عده ای از سران طوايف کرد حضور داشتند

 

www.durna.info | eldeniz@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:31  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

در آذربایجان دو ملت ترک و کرد محکوم به زندگی در کنار هم هستند

جوابيه دبير كل حزب دموكرات كردستان به دكتر عليرضا نظمي

آقای دکتر علیرضا نظمی افشار، دوست عزیز

 نامه پر مهر و دلسوزانه تان را دریافت نمودم.  از ابراز احساسات مسئولانه شما در رابطه با حفظ و تقویت دوستی و برادری میان دو ملت ترک و کرد ساکن آذربایجان سپاسگزارم و از شخص فرهیخته ای مثل جنابعالی جز این انتظاری نیست.

من و حزبم گذشته های تلخ و شیرینی را که این دوملت در آذربایجان با هم سپری کرده اند، دسیسه های حکومتهای توتالیر پهلوی و جمهوری اسلامی، مداخلات بیگانگان و اعمال و گفتار نا مسئولانه افراطیونی از هر دو بخش را در ایجاد فضای متشنج و کاشتن بذر نفاق در میان هر دو ملت کرد و ترک را بیاد داریم و از تکرار آنها همیشه نگران و در اندیشه هستیم. در آذربایجان دو ملت ترک و کرد محکوم به زندگی در کنار هم هستند، به همین جهت حزب ما پیوسته در صدد تقویت احساس دوستی و همسایگی میان آنان بوده و هیچ نغمه ناسازی در میان آنان را به نفع هیچکدام ندانسته و نمی داند.  من بر این باورم که تقویت این احساس میان آنان در برهه کنونی بیش از  گذشته ضروری است و وظیفه احزاب و شخصیتهای مسئول منطقه در این راستا قرار گیرد.

درج مصاحبه رامبد لطف پوری که دقیقا در جهت عکس سیاست حزب دزاین زمینه میباشد در روزنامه "کوردستان" اشتباهی بوده است که از طرف انتشارات حزب ما روی داده  و ما به محض اطلاع از آن در وب سایت حزب توضیح دادیم که این مطالب نظر مصاحبه کننده است نه نظر حزب دمکرات کردستان ایران و در شماره آینده روزنامه "کوردستان"  نیز این توضیح را درج خواهیم کرد، تا هیچگونه شبهه ای در این مورد باقی نماند.

ضمنا لازم به ذکر است که سیاست حزب دمکرات در تقویت حسن همجواری و همزیستی میان همه ملل ایرانی به ویژه دو ملت ترک و کرد از آنجمله در زمان دو حکومت جمهوری کردستان و حکومت ملی آذربایجان در سالهای-25-1324-   بر شما و همه برادران آذری که آشنائی  مختصری با تاریخ این منطقه داشته باشند کاملا روشن است ، لذا چنین اشتباهاتی از هر طرف که روی دهد نباید موجب نگرانی باشد.  به ویژه که شخص مصاحبه کننده نه از اعضای رهبری حزب و سیاستگزاری حزب می باشد.

 

دوست شما    

     مصطفی هجری

26 مارس 2006 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:27  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

نامه نظمی افشار به مصطفی هجری:

 دوست گرامی، جناب مصطفی هجری دبیر کل حزب دموکرات کردستان

 درود های گرم من و ملت آذربایجان را بپذیرید.  برای شما و یاران پر تلاشتان در احقاق حقوق حقه ملت مبارز کرد آرزوی توفیق دارم.

جناب هجری، شما خوب میدانید که درمسیر این مبارزات حق طلبانه، چه اغراض و دسایسی کمین کرده اند که ما را،   اگر نه  بدست خود،  اقلا  بوسیله یاران خویش، از پای در آورند.

من همیشه گفته و نوشته ام که ارزانترین و آسانترین شیوه "دشمن" در هر ایده و  ساختاری که باشد، ایجاد تنش، نفرت، و  برخورد،  بین ملل مظلومِ  ترک و کرد خواهد بود تا  خون پاک این دو ملت شریف را،  در  سر زمین های خود،  آذربایجان و کردستان جاری  و نهالِ  شوم "استعمار فرهنگی، اقتصادی،  ملی،  و نظامی"  را آبیاری، و با ثمرات  مسموم آن،  جوانان ما را "تخدیر" و ملل ما را"تحقیر" کند،  و ما را در این پیکار مقدس منحرف، و آمال ملی ما را نقش بر آب سازد.  چه خوش باوریِِِ گرانبهائئ  خواهد بود اگرساده لوحانه،  دسیسه و تلقین دشمن  را بپذیریم و اجازه  دهیم  که اعدام کنندگان شهید قاضی محمد، و شهید فریدون ابراهیمی، امروز، با ما مجزا، عشوه گری کنند و جدا، جدا نرد دوستی ببازند و افکارمان رابه بازی بگیرند.  این گرانبارترین و جبران ناپذیرترین تهلکه تاریخِ مللِ ما خواهد بود.

 

اگر بتوان  قبول کرد که بعضی از برهه های خاصِ  تاریخ،  از حساسیت سیاسی بیشتری  برخوردارند،  بی تردید باید اذعان نمود که برای ملل ما،  امروز،  روزِ "آزمایشِ تاریخ "  است.

ملت نجیب آذربایجان کوله بار گرانی از "جوانمردی ها و ناجوانمردیهای تاریخ" و تاریخ سازانِ ملل متفاوت را،  بدوش میکشد،   ونتیجتا،   با یاد آنها، مشعوف و ملول میشود. 

همجواری و همزیستی تنگاتنگِ  ملل ترک و کرد نیز، طبعا، مثمرِ خاطرات شیرین و دل انگیز، و تلخ و دل شکنی بوده است.   مرحوم پیشه وری هنگام عزیمت به تهران برای مذاکره با قوام، در جواب نگرانی های مسولان امور، درپای هواپیما، در  حالیکه دست بر شانه شهید قاضی محمد داشت،  گفت: اگر من امروز، به ضرورت، به تهران میروم، جای نگرانی نیست، برادر بزرگوارم قاضی محمد درآذربایجان است.    از بیان این واقعیت، خوشحالم که  "حافظه تاریخی"  ملت نجیب و قدرشناس  آذربایجان،  خاطرات شیرین حکومتهای ملی آذربایجان و کردستان را  با دلگرمی مطمح نظر ساخته و آنها را بعنوان خاطرات "ملت کرد"، در حافظه تاریخی خود زنده نگهداشته است.  درست همانگونه که، با مناعت و بزرگواری خاصِ خویش،  غارت وچپاول گری های سمیتقو را بنام "یک غارتگر وقاتل"  بی ارتباط به هویت قومی و ملی او،  به  بایگانی راکد، انداخته است.    

 

جناب هجری، من به دلایل محلی، شغلی، خانوادگی،  و کسب و کار شخصی،  با اغلب بزرگان عشایر ساکن در نوارِ غربیِ سرزمینِ آذربایجان، سابقه مودت، و دوستی دارم.  من و آنها، هر دو،  خوب میدانیم که حتی آنزمان که مرسوم نبود،  من هم در حدِ آنها، از مظلومیت شان رنج برده ام وبه مصالح  و حقوق  حقه شان پای بندم.  امیدوارم شما و همکارانتان  نیز این تذکرات را با همان حسن نیت و صداقت و دلسوزی تلقی کنید که آحاد ملت شریف کرد، درسردشت،  ساوجبلاغ، سلدوز،   مرگور، ترگور، صومای، برادوست، و کنار بروژ خواهند پذیرفت، واگراز آن، ممنون نشدید، اقلا دلگیر نشوید و اجازه ندهید که  شرایط  لحظه ای و متغیرِ جهانی و مصالح آنیِ جهانمداران،  صد ها  سال  همزیستی گذشته ما را مخدوش، و آینده مان را مشکوک نموده و به  حکومت آپارتاید تهران فرصت دهد که  مبارزات عدالت خواهانه ما  را، با تحمیلِ جنگ داخلی و برادر کشی عقیم کند.

 

من بخوبی میدانم  که در هرملتی "ارتدکس" هائئ  هستند که بیمار گونه به آرزوهای  توسعه طلبانه  و دور از عقلِ خود چسبیده،  و مانع هرگونه آرامش، اتفاق و دوستی  میشوند طبعا ملل کرد و ترک نیز از این بیماری و بیماران  مبرا نیستند ولی رهبری ها،باید، با احساسِ مسولیتِ خطیر،  واقع بینی،  وانتخابِ  مصالحِ  مقدور را،  به  مطامح و مطامعِ دور از عقل و محال، ترجیح دهند.

 

در دهه گذشته، من بعنوان مبلغ فلسفه حسن نیت، دیپلوماسی و تعامل در مسئلهِ ترک و کرد، نقشه خیالیِ  ، مثلا  "کردستان بزرگ"  را  دیده،  وآنرا،  بعنوان اَعمالِ افراطیونِِ غیر مسئول، توجیه کرده ام،  گزارشاتِ مستندِ وجود آنرا در اتاق کار جناب بارازانی با نام "کردستان الکبری" به توقعات خارج از مرزِ بیگانگان، تعبیر نموده ام، ، حتی همان نقشه را در اتاق کنفرانس  حزب دموکرات کردستان در استکهلم شخصا، دیده،  و به توضیح  جناب خالد عزیزی اعتماد کرده ام که"این خواسته حزب ماا نیست ونمیتوان انکار کرد که ما هم تندروانی داریم".  من، حتی،  ائتلاف حزب شما و پان ایرانیستها را در پاریس نیز،  بعنوانِ   یک تصمیم "عجولانه، کوتاه بینانه، و غیر مرکزی"  پذیرفته ام،.  با حوصلهِ تمام،  اعمال  پ ک ک و پژاک را هم،  از نیات حزب دموکرت کردستان جدا میدانم، و گفته شهید قاسملو را بیاد دارم که آنها را گروه تروریست معرف کرده است.   ولی برای توجیه  مصاحبه آقای رامبد لطف پوری در ارگان مرکزی حزب دموکرات کردستان از هر گونه سلاح تعبیر و تفسیر و توجیه خوش باورانه، خلع شده ایم و حتی خوش نیتی من و بزرگواری ملت کهنسال و عظیم آذربایجان و ملل و دول ترک همجوار،  بازی ِ "من نبودم دستم بود" را بیش از این قابل قبول و تحمل، نمیدانند.

 

جنابِ هجری، من بعنوان یک دوستدار  واقعی ملت کرد، و همسنگر شما در راه  احقاق حقوق حقهِ  ملل ایرانی، از جنابعالی انتظار دارم با صدور بیانیه ای، تمام این احساسات تند و غیر مسوول را متهم، و برای همیشه به دسیسه های دشمن که  از کوتاه ترین راه، یعنی از دهانِ تندروان کرد و ترک، میل بخون کشیدن سرزمین  ما را دارد نقطه پایان بگذارید.

 

من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم            تو، خواه از سخنم پند گیرو، خواه ملال

                                       

بیستم مارچ 2006

دوستدار شما

  دکتر علیرضا امیر نظمی افشار

کمیسیون دیپلماتیک آذربایجان جنوبی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:26  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

نقطه نظر آذربایجان و حوادث قریب الوقوع منطقه

 کمال طبا طبایی

  سفر خانم کاندالیزا رایس  مشاور دولتی  امریکا  به منطقه و مذاکرات و تاکیدات و سفارشات ایشان  درجهت ااماده سازی کشورهای منطقه به حمله امریکا  علیه ایران زمانی صورت میگیرد که ایالات متحده آمریکا یک بودجه ۷۵ میلیون دلاری به این امر اختصاص داده است. البته این یک افزایش قابل ملاحظه ای از بودجه قبلی ۱۰ میلیون دلاریست. از این بودجه ۲۰ میلیون دلاراختصاص  به اپوزیسیون ایران داده شده  یعنی پیدا کردن آن ویا متحد کردن آنها وغیره.  واما ۵۵ میلیون دلار باقی مانده صرف امور مربوط به تبلیغات نشر رادیو و تلویزیونهای  فارسی زبان  مختلف و سایر امور مشابه در این مقوله خواهد بود.

اما حقیقت این است که تا کنون قادر به یافتن این اپوزیسیون نگردیده اند . یعنی حتی شبیه آن اپوزیسیونی که برای عراق یافتند یا حتی خیلی کمتر از آن هم در خصوص ایران گیرشان نیامده است. و در عین حال  حقیقت دیگر هم این است که در تحلیلها وسیاستهای دولت امریکا اشتباهات بسیاری موجود است که  کنگره آمریکا و افکار عمومی آن کشور در اعتراضات خود آن را خاطر نشان ساخته اند.

 در پی تلاش های دولت آمریکا در یافتن مخالفین ، گروههای حقوق بشر و احیانا ناراضیان مذهبی در میدانهای مختلف ، حدود یک میلیون ایرانی مقیم لس آنجلس و بیست تلویزیون فارسی زبان و از آن میان فرزند شاه سابق که ممکن است هنوز هم به عنوان اپوزوسیون در نظر گرفته شود. و سازمان مجاهدین خلق ایران که  دیدگاههای  متفاوتی در سیاستهای جدید دولت آمریکا در این خصوص به چشم میخورد. بطوریکه تلاشهای بسیاری در ایالات متحده آمریکا وهمچنین در اتحادیه اروپا درشرف تکوین است  تا برچسب یا عنوان تروریست را که خود  رسما آن را  تصویب کرده بودند از روی این سازمان بردارند. البته بنا بر اظهارات خودشان این اعتبار در پی افشا  ساختن مراکز تحقیقی اتمی مختلف جمهوری اسلامی توسط مجاهدین  نسیب این سازمان  میگردد. در عین حال ایراداتی هم بر مجاهدین وارد میدانند از جمله اینکه همکاری مجاهدین با صدام در جنگی که صدها هزار کشته بر جای گذاشت ممکن است مورد پسند مردم نباشد ویا اینکه وجود مسیله کیش شخصیت در حول مریم رجوی همسر (یا بیوه ی ) رهبر سازمان.   

گروه مذهبی نعمتالله گنابادی ، صوفی ها با تخمیناًٌٍَُ یک میلیون عضو از شهروندان متمول در داخل وخارج کشور ازحاﻴزین به ذکر در این مقوله قرار میگیرد. عدم وجود اتحادیه ها وسندیکاهای  قوی و از بین رفتن کامل جنبش دانشجویی سه چهار سال گذشته نیز از خصوصیات ویژه ایست مقرون توجه.

اما علاوه بر آنچه که ذکر شد دو جریان بسیار مهم درمرکز توجهات دولت آقای بوش و برخی اعضای کنگره قرار گرفته است. یکی عبارت است از اختلاف عقیدتی مذهبی (religious heterodoxy) و دیگری ناسیونالیسم جدایی طلب (separatist nationalism) که هر دو مقوله در تضاد و تحت مرکزیت شیعه مذهب فارس  (ethnic persians)  قرار داشته واز پتانسیل قابل توجهی میتواند برخوردار باشد.

در نگرش به این دو جریان در بعد اجتماعی و جغرافیایی مسیله ی سنی و شیعه،  و دو استان هم مرز با عراق یعنی خوزستان در منطقه خلیج فارس و کردستان در مرز شمالی عراق در آنسوی کردستان آزاد یا خود مختار عراق.

 در عین حال واقعیت این است که روند تحولات منطقه در این یا آن جهت وبعضاَ در یک راستای غیر مترقبه پیش خواهد رفت اما از نقطه نظر آذربایجان (Azerbaijanian perspective) یا دیدگاه منافع آذربایجان می بایستی یک  نگرش مشخص و منتج از ان یک موضع مشخص  موجود باشد تا احیاناَ سیر تحولات مردم آذربایجان و خاک آذربایجان در معرض کوچکترین تحدیدی قرار ندهد.

 امروز کسی نمیداند که بین ژنرالهای آمریکایی و جلال طالبان وسایر رهبران کرد چه صحبتهایی میگذرد.

اما انچه که موجب نگرانی اذربایجان میشود این است که ُ آیا ممکن است که ایلات متحده آمریکا مجدداً سیاست سالهای ۱۹۴۵ و بعد از آن را در قبال آذربایجان اتخاذ کند ؟    ُو چندین نگرانی از این قبیل.....

 آذربایجان با آمریکا جنگی ندارد  ودر پی مقاصد صلحجویانه خود ورود و یا  وجودهرگونه نیروی مسلحی را مغایر با منافع ملی و صلح منطقه ای میداند.

  مردم ما در پی دستیابی به حقوق پایمال شده ی خود٫  در جهت دست یافتن به حقوق مندرج در حقوق بشر یونسکو و اعلامیه جهانی حقوق بشر درپی دست یابی  به انچه که حقوق طبیعی یک انسان نامیده  میشود وظایفی بسیار خطیر در پیش رو دارد.

  مارچ ۲۰۰۶

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:26  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

 

 

GAMOH ilə DAKin kürd qurumlarının düşməncilik siyasətlərinə qarşı birgə bildirişləri

Dünya Azərbaycanlılar Kongrəsi (DAK) və Güney Azərbaycan Milli Oyanış Hərəkatı (GAMOH)-in Kürd qurumları tərəfindən irəli sürülən düşmən siyasəti ilə bağlı birgə bildirişləri.

Əziz soydaşlar,

Dəyərli Azərbaycan Türk Milləti!

Sümerlərdən üzü bəri türk hürri mədəniyyətinin beşigi və tarix boyu Azərbaycan Türk Millətinin vaz keçirilməz mərkəzlərindən biri olan böyük Urumiyə və Güney batı Azərbaycan torpaqları həmişə türk varlığının insancıl, demokratik dünya görüşünün sərgisi olmuşdur. Yazılı tarıx tanıqlığına görə, Urumiyə və çevrə torpaqlar bir an olsun belə Azərbaycandan və Azərbaycan türklügündən uzaq qalmamışdır. Böyük Urumiyə zaman boyu öz çeşidligini yaşadıb, Türk hayat fəlsəfəsinin demokratik örnəklərini dünyaya göstərsə də, Azərbaycanın bu ənənəvi alışqanlığından sü-i-istifadə edənlərin də qulaqlarını burmaqdan qalmamışdır. Bölgəmizdə çeşidli kültür, dil, din və dəblərin dinc yaşaması məhz türk hükumranlarının gücü ilə hayata keçmişdir. Ən əski zamanlardan bəri Asurilərin , Qüttilərin, Orartoların və hətta onların əlindən qacan  əsirlərin dinc yaşamlarını qarantı edən türk hakimləri olmuşdur. Ərəb istilasından irəli gələn gücsüzlük amilinə baxmayaraq, Türk dövlətləri islamdan sonra da bu sayaq davranışlara davam edərək bölgədə demokratik ruhun gəlişməsində böyük çabalar xərcləmişdirlər. Kürd, Kəlimi, Asuri, Erməni, Kristiyan və Zərtoştlər kimi azınlıqlara bağlı olan çeşitli toplumların bir araya gəlməsi və dinc yaşam sürməsi bu ideanın aydın görüntüsü deyilmi? Sözsüz ki, tarix boyu türk çoxunluğunun çeşidli azınlıqlara basqı yapmasından bir örnək olaraq belə əldə yoxdur. Tərsinə olaraq türk hakimiyyəti dəyişik azınlıqları qorumaqla, hətta onların hakim halinə gəlməsinə belə şərait yaratmışdır. Örnək olaraq 1945-46–ci illərdə  “Kürdüstan Demokrat Partisi”nin ADF tərəfindən yaranmasını və milli bir parti halinə gəlməsini göstərmək olar.

Fars şovinizminin iş baına gəlməsi və orta əsr sayağı hegomonluq yaratması, təkcə Azərbaycanın güneyində türk dövlətçiliginin aradan qaldırması dəgil, həmdə bölgədə demokrasiyanın donuq duruma duşməsi idi. Ancaq Türk toplumunun böyüklüyü, başqa yandan isə Fars dövlətçiliyinin kiçik qavramı, bölgədə dərin uygunsuzluğun ortaya gəlməsinə nədən olmuşdur. Bu üzdən çağdaş və kürəsəl ilişgilərlə tərs olan bu gedişin sona varması siginalları hər gün geçdikcə daha da uca səslə eşidilməkdədir. Bu arada türk millətçiliginin dirçəlişi və fars şovinizminin çöküş siginalları, təkcə Azərbaycan Türk Millətini degil, Azərbaycanda yaşayan dəyişik etnoslara bağlı olan bütün vətəndaşlarımızı da sevindirməyə başlamışdır. Beləki, bu vətəndaşlarımız da vətənləri Azərbaycanı azad görən zaman, ulusal və dinsəl əridilməkdən qurtulacaqlar. Lakin yazıqlar olsun ki, bu azınlıqların təsi olaraq, keçəri türk gücsüzlügündən sü-i- istifadəyə qalxan Kürd parti və qurumları, bütün haqlarında olan yaxşılıqları unudaraq Türk millətinə və torpaqlarına qarşı meydan oxumağa başlamışdırlar. Kürd partilərinin belə xayincə xulyaları Azərbaycana dəgil, kürd toplusuna vurulan ən acı və dərin darbadır. Kürd partiləri istər öz cəhalətləri ilə, istərsə də panfarsizmin duzağına düşməklə əsil düşməni olan fars şovinizminə yem olmaqdadır. Kürk xanları bu gedişləri ilə hər hansı sağlam düşüncəni itirib, bölgədəki dinc yaşamları böyük soru qarşısına buraxırlar. Bu o, deməkdir ki, kürd partiləri Kürd xalqının dinc yaşamına kölgə salır, onu, rəiyətçiligə alçaqlığa və özgürlükdən uzağa sürükləndirir. Kəsinliklə kürd siyasətçilərinin bir çöxu Azərbaycana qarşı xayin fikirlərin irəli sürməsi yolunda dəyillər. Çünki, belə uzaq görən siyasətçilər Azərbaycana qarşı düşmən olmanın kürd xalqına və bölgə xalqlarına fəlakət gətirəcəyini dərindən başa düşürlər. 50 milyonluq Azərbaycan Türk Milləti hər zaman kürdlərə qarşı xoş niyyətli olmuş və qarşılıqlı gözləntiləri də gözləməkdədir. İstər Güney batı, istərsə də Quzey mərkəzi Azərbaycanda kürd azınlığı həmişə türk azərbaycanlıların kəsintisiz və dəyişməz himahəsində olmuşdur. Tarix boyu türk dövlətləri qoruma sistemində yerləşən kürdlər, bu günkü durumlarını da Türk qoruma sisteminə borcludurlar. Nə yaxşı olardı ki, Kürd rəhbərləri öz xalqının səadəti və irəliləyişi üçün Azərbaycan kimi böyük qonşunu dost tutaraq dərin müdrüklügə sahib olsunlar. Bəzi kürd partilər belə hesab edirlər ki, güya türk torpaqları üzərində gələcək Kürd dövlətini qurmaq ücün ən əlverişli zaman elə indidir. Bu xülyavi partilər, bunu bilməlidirlər ki, Fars şovinizmi özünün çirkin hakimligini sürmək üçün  ən başda anti azərbaycan və anti türk siyasətini davamlı olaraq şiddətləndirmək yolunda dır.  Bu üzdən Azərbaycanı öz çövrəsində məşqul edəcək siyasətini kürd xülyasında icra etməyə üstünlük verəcəkdir. Fars şovinizmi Azərbaycan Türk Millətinin ən kəsgin düşmənidir. Bu ortaq düşmənin duzağına düşərək Azərbaycanın haqlı davasına ləkə salan hər hansı kürd partisi, kəsinliklə Azərbaycanın düşməni sayılacaqdır.

Güney Azərbaycan Milli Oyanış Hərəkatı (GAMOH) və Dünya Azərbaycanlıları Kongrəsi (DAK) bir daha xəbərdarlıq edirlər ki, kürd qurumları özlərinin qondarma və uydurma xiyallarına davam etdikcə, İran adlanan sümürgəçi dövlət hegomonluğunda yaşayan bütün əsir millətlərin, o cümlədən kürd xalqının ortaq düşməni olan fars şovinizminə qulluq edir. Türk torpaqları üzərində özlərinə dövlət qurma xəyalları, kürd xalqını kəsinliklə Azərbaycan dostluğundan məhrum edəcək, onun cahil rəhbərlərini Tehrana sarı hərəkətləndirəcəkdir. Urumiyə, Quşçu, Salmas, Sulduz, Makı, Qoşaçay, Savucbulaq və b... Azərbaycanın qarabağı Qarabağımız kimi qudsallaşmış torpaqlarıdır. Bu torpaqlarda nə qədər ki, dinc yaşamaq bütün etniklərin haqqıdır, yüz o qədər xiyanət gözü ilə ona baxmaq suçdur. Azərbaycan türklügünün geniş demokrasiyasından sü-i-istifadə edərək hər gün boş xulyalarına yeni boyut qazandıran, kürd qurumları bilməlidirlər ki, Fars şovinizmi Bütün silah və siyasəti ilə Azərbaycan Türk Milləti qarşısında diz çökməkdədir. Nə yaxşı olardı, Kürd xanları özlərini fars duzağından uzaqlaşdırıb, Xəyanət yolundan əl çəkərək öz xalğının azadlığı, qurtuluşu uğrunda böyük qonşusunun ürəyini bulandırmaqdan əl üzsün. Belə olan halda yəqin ki, Azərbaycan kürd torpaqları üzərində Kürd dövlətinin qurulmasında qonşu kürd xalqına əlindən gələni edəcəkdir. Əks tədbirdə Azərbaycan və Türk torpaqları üzərində özünə cənnət axtaranların yeri cəhənnəm olacaqdır.

Güney Azərbaycan Milli Oyanış Hərəkatı (GAMOH)
Dünya Azərbaycanlılar Kongrəsi (DAK)

Dr. M.Ə.ÇÖHRƏQANLI , Dr.C. DERƏXTİ

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:25  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

مقاله زیر توسط  آقای تکین ماهارلی نوشته شده بود که پارسال در سایتهای اینترنتی درح شده بود واکنون لازم دانستم  مطالعه آنرا به هموطنان عزیز توصیه نماییم:

تغییر ترکیب جمعیتی در آذربایجان و مشکلات ناشی از آن

سرزمین مقدس آذربایجان در تاریخ معاصر خود تحولات تاریخی زیادی را پشت سرگذاشته است،در این گذر :تاریخ تغییرات و تحولاتی را تجربه نموده که به برخی از این تحولات بطور خلاصه اشاره میگردد

یکی ازدشمنان دیرینه آذربایجان، روسها هستند که از هزارهء اول عصر حاضر به منطقه قفقاز خصوصأ به آذربایجان نظرخاصی داشتند.این سرزمین با داشتن طبیعتی سحر انگیز و ثروتی پربار،با گذشت زمان مورد تعرض تزارهای روسیه قرار گرفت.نگاه فرمانروایان روس،تزارها،ژنرالها و فرماندهان ارتش روسیه به این خاک مقدس هیچ گاه نگاه دوستانه ای نبوده است و آنان همواره در تلاش برای به چنگ آوردن ثروتهای این دیار غنی و تاراج مردم و بهره کشی از آنان در راه منافع خویش بوده اند.این سیاست خصمانه علیه آذربایجان از قرن هیجدهم شدت بیشتری به خود گرفت،در زمان اشغال آذربایجان توسط ژنرالهای روس از کشیشها و بازرگانان ارمنی استفادهء زیادی شد. آنان با کمک ارامنه توانستند ضربات مهلکی بر پیکرهء سرزمین آذربایجان وارد سازند که حتی امروز نیز مداوای این جراحات به سادگی امکان پذیر نیست.و در میان افرادی که استعمار تزار را به آذربایجان ارمغان آوردند،ارمنی ها نقش ویژه ای راایفا کردند ،فرماندهان و سربازان ارمنی در راه تحقق بخشیدن به سیاستهای حیله گرانه خود به ارتش روس از هیچ اقدامی فرو گذار نکردند و توانستند با حمایت تزارهای روس طبق سیاستهای پاکسازی اراضی در قرن هیجدهم حدود  دو میلیون نفر از ملت آذربایجان را از موطن اصلی شان تبعید کردند و حدود 5/1 میلیون نفر را به قتل رساندند.با اندکی تامل درجنایات سالهای نه چندان دور در قره باغ و خوجالی و...در می یابیم که  این قوم خیانت پیشه  از قرون گذشته تاکنون همواره چشم طمع به وطنمان دوخته اند تاچگونه بتوانند به .آرزوهای احمقانه خود نائل شوند.رویاهای جنون آمیزی مانند تشکیل "ارمنستان بزرگ"

متاسفانه هم اکنون 20% از خاک وطنمان در اشغال مزدوران ارمنی می باشد وآنها توانستند در قسمتی از .نقشه های پطر اول مبنی برتصرف آذربایجان نقش مهمی را ایفا کنند

پس از تزارهای روس و ارامنه،در آذربایجان با قوم دیگری مواجه می شویم که روزی به عنوان میهمان پذیرایشان شدیم که اکنون با کمال تاسف وجود خانه و صاحبخانه را انکارمی کنند و ادعا دارند 80% جمعیت را در اورمیه و شهرهای اطراف آن در آذربایجان جنوبی تشکیل داده اند و وجود ترکهای آذربایجان را در این شهرهافقط به عنوان اقلیت قومی قبول دارند و با بکاربردن اسم جعلی موکریان به جای نام تاریخی شهر اورمیه، سعی درشناساندن این مناطق به عنوان جزئی از کردستان بزرگ دارند.و با توجه به تحولات اخیر در خاورمیانه خصوصأ در عراق،و بوجود آمدن دولت فدرال کردستان ، تاثیر زیادی درکردهای ساکن آذربایجان وایران داشته است.واینان به این توهم افتاده اند که می توانند دامنه ی آتش فروافتاده دردامان عراق را فراترازمرزهای فعلی عراق بکششانند ونقشه خیالی کردستان بزرگ را در جغرافیای سیاسی و جعلی خودشان حکاکی کنند.دراین راستاهم ازچندی پیش زمزمه های شومی از گوشه وکنار کشور بلند شده است ودر کشاکش این بحران آنچه بیش از همه بویژه برای ما آذربایجانیها شایان توجه می باشد و ما را به هوشیاری فرا می خواند،گنجانده شدن سرزمین آبا و اجدادی مان" آذربایجان " در داخل نقشه کردستان بزرگ می باشد و جالبتر از همه شهر اورمیه دراین نقشه پایتخت کردستان بزرگ انگاشته شده است.و برخی جریانات سیاسی که درشهرهای آذربایجان من جمله اورمیه رخ می دهد حاکی از آن است که در طول زمانی نه چندان طولانی،ترکیب جمعیتی در این شهر دستخوش تغییراتی شده است.بدین صورت که با مهاجرت کردها از شهرهای کردستان به این دیار ترکیب جمعیتی آن به تدریج تغییر کرده است و این امردرانتخابات نمایندگان مجلس به این صورت بروز مینماید که از سه نماینده شهرستان اورمیه یک کرد هم وجود دارد که به لحاظ نمایش سیاسی و مفهوم آن در سطح دیپلماتیک نشان از حضور 3\1 کرد در شهر اورمیه می باشد که این امر با واقعیات موجود(10-15 درصد کرد در شهر اورمیه) مطابقت ندارد.دلیل اهمیت این موضوع این است که در پشت این مانورهای سیاسی و مهاجرت کردها به آذربایجان یک تفکر بسیار عجیبی نهفته است که عامل مهمی دردرگیریهای قومی و تغییر ترکیب جمعیت بوده است.به عنوان مثال کوچاندن اجباری ارامنه ایران و ترکیه و سایر کشورها به منطقه قره باغ آذربایجان وبه دنبال آن تغییر ترکیب جمعیتی به نفع ارامنه و بعد ازآن اشغال این منطقه توسط ارامنه و نهایتأ قتل عام و آواره شدن بیش از یک میلیون نفر از ملت آذربایجان می باشد که نتیجه چنین سیاستهای خطرناکی است که اصطلاحأ توسعه اراضی نامیده میشود. تغییر ترکیب جمعیتی فلسطین توسط یهودیان عامل مهمی در درگیریهای قومی در طی سالهای گذشته و در حال حاضرمی باشد.و با توجه به سیاستهای رژیم ایران علیه ترکان آذربایجان،اخیرأ  شهرکهای کردنشین(موسوم به شهرکهای صهیونیستی در بین مردم آذربایجان) در اطراف  شهرهای آذربایجان من جمله سولدوز ، ماکو، پلدشت و خوی توسط رژیم ایران جهت ایجاد خلل در ترکیب جمعیت شهرهای مرزی ایجاد شده است و به احتمال قوی مردم آذربایجان در آینده ای نه چندان دورشاهد بروز اتفاقات ناخوشایندی در منطقه خواهند بود،به همین خاطر ملت آذربایجان خصوصأ فعالین حرکت ملی  با آگاهی دادن مردم شهرهای مرزی در مورد خطرات ناشی ازتغییر ترکیب جمعیت به نفع کردها و رویای تشکیل "کردستان بزرگ" که اخیرأدر بین افراطیون کرد نیز مطرح شده است،میتوانند کمک شایانی به بالا بردن سطح شعور ملی درملت نمایند. تلاش نمایندگان کرد در پارلمان ایران و همچنین فعالیتهای بعضی از ناسیونالیستهای کرد در قالب تشکیلات سیاسی در داخل و خارج از کشور می تواند برای ملت و خاک آذربایجان خطر ساز باشد و مردم شهرهای سولدوز ، سایین  قالا ،تکاب،اورمیه،سلماس،خوی،ماکو،پلدشت،چالدران و...در تیر راَس تغییر ترکیب جمعیتی قرار دارند وباید با آگاهی داشتن از چنین روندی جلو پیشرفت این حرکت را بگیرند.آگاهی دادن ملت و آمادگی بامشکلات آتی وظیفه ملی هر کسی است که درقالب حرکت ملی آذربایجان جنوبی مدافع منافع ملی آذربایجان می باشد که در غیر این صورت برای چندمین بار شاهد تکه تکه شدن سرزمینمان باشیم که هر روز زخمی بر پیکره ی آن وارد می سازنند و تکه ای از بدنش را جدا میسازند،دیروز حسن آباد ،قروه،بیجار،سنقروقره باغ ،بورچالی، امروز نیز اورمیه و فردا باید شاهد تجزیه ی تبریز و اردبیل و... باشیم .که از آذربایجان جدا میشوند

کردهای ساکن درایران و آذربایجان جنوبی می توانند همچون سایر ملتهای موجود در ایران درقالب یک تشکیلات سیاسی یا یک حرکت ملی ،حقوق پایمال شده ی ملت خود را از حاکمیت شوونیزم فارس،بدون تعدی .در حقوق ملی و مدنی ملل دیگر مدافعه و طلب نمایند

تکین ماهارلی

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:25  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

ماکو سخن می گوید!

ماکی دانیشیر!

بار دیگر آذربایجان مورد تجاوز قرار گرفت! اینبار متجاوز نه ارمنی بود و نه روس! بلکه اینبار آذربایجان از طرف گروهی مورد حمله قرار گرفت که به عنوان میهمان درآذربایجان بسر می برند.این میهمانان ناخوانده کردهای مهاجر در وطنمان بودند و مناطق مورد تجاوز نه قاراباغ بود نه تبریز! بلکه این دفعه آذربایجان از ناحیه شمال غرب،از شهری در میان کوههایی که از دو طرف چون دیوار او را پوشش داده اند، .مورد حمله واقع گردید

آری این شهر ماکو(ماکی) است! منطقه ای واقع در مرز ترکیه، آذربایجان شمالی و ارمنستان. ماکو،دروازه !اروپا، نقطه اتصال جهان ترک

شهری تاریخی که از زمان قاجار چنین حملاتی را تجربه نموده است و همیشه در مقابل این حملات پیروز و .سربلند بوده است

امسال نیز در روزهای پایانی سال 1384 شمسی گروهی از این کردهای میهمان آذربایجان جنوبی با حمایت گروهک  تروریستی پ ک ک و پژاک در سالروز دستگیری رهبر پ ک ک عبدالله اوجالان- قاتل هزاران کودک و سرباز ترک- در یکی از زیباترین و حساسترین شهرهای آذربایجان جنوبی،ماکو گرد هم آمده بودند تا ثابت کنند که چقدر به اوجالان و اهداف او پایبند هستند.هدف نهایی اوجالان و پ ک ک تجزیه چهار کشور همسایه 1- عراق 2- ترکیه 3- سوریه 4- آذربایجان جنوبی و ایران و ایجاد کردستان بزرگ! ملتی که در تاریخ حتی یک سنگ مزاری به اسمشان وجود نداشته امروز در اراضی تاریخی ملت ترک ادعای وطن می نمایند.بسیاری از کردهای ساکن در مرز ترکیه و آذربایجان جنوبی هنوز فراموش نکرده اند که حدود 80 سال قبل چگونه  وارد ترکیه شده اند. بعد از پیروزی رهبر کبیر آتا تورک بر دشمنان خارجی و داخلی و استقلال ترکیه، به علت اینکه ترکیه در زمان جنگ با دولتهای دیگر علی الخصوص فرانسه و انگلیس تلفات جانی زیادی داشت،بعد از جنگ جهت باز سازی شهرها و روستاها و بدست آوردن نیروی کار از بسیاری کشورهای همسایه من جمله گرجستان و آذربایجان جنوبی طبق پیمانی بین دولتهای مذکور افراد زیادی به عنوان نیروی کار وارد ترکیه شدند که در این جریان تعداد زیادی از این کردها از طرف خان ایالت ماکو باالجبار در قبال دریافت دو؟ یک کرد به دولت ترکیه داده شد.البته بسیاری از هموطنان و همشهریان ماکوئی خوب خاطرشان هست که معامله فوق بین طرفین چگونه انجام گرفته و آتا تورک کبیر در مقابل این کردها !!چه هزینه هنگفتی را پرداخت کرده است

اما چرا کردها و یا پ ک ک اینبار ماکو را برای حمله و تاخت و تاز انتخاب کردند؟ کردها پس از سالها تلاش نتوانستند نماینده ماکو را تعیین کنند و آخر سر هم از این برنامه شان در نتیجه شکستهای متعدد دست برداشتند.اما متاسفانه در طی سالهای اخیر با حمایت رژیم جمهوری اسلامی ایران بر اساس سیاستهای شوونیستی شان مهاجرت کردها به شهرهای مرزی آذربایجان جنوبی  خصوصأ شهرهای اورمیه،سلماس،خوی،ماکو،چالدران و پلدشت افزایش چشمگیری یافته است و حوادث اخیر ماکو دلیل قاطعی بر وجود همین خطرات بود که ملتمان مشاهده نمودند که در آینده با چه خطراتی مواجه خواهیم بود.آینده ای !که از فردا به ما نزدیک است

شورشیان کرد در ماکو با اماکن دولتی کاری نداشتند بلکه هدف آنها ملت ترک  ماکو و منازلشان بود.البته اگر خود ملت ماکو نبودند رژیم نمی توانست جلو این متجاوزین را بگیرد و مسئولان رژیم منتظر همین روزی هستند که در بعضی از شهرهای آذربایجان جنوبی درگیری بین کرد و ترک انجام بگیرد ولی آنها باید بدانند که دود این آتش اول به چشم رژیم خواهد رفت! و الا ملت ترک آذربایجان جنوبی نحوه مقابله و سرکوب  شلوغ کاریهای این افراد موذی را بهتر می داند.این معضل آذربایجان را متاسفانه به یک نوع مرض مبتلا ساخته است ولی همیشه بوده است کسانی که از بطن وطن و ملت برخاسته و مانند طبیبی این .مرض را از آذربایجان برای همیشه جدا کرده و دور نمایند

اما اکنون روی سخنم با مسئولان امنیتی رژیم ایران بخصوص بامسئولان اداره اطلاعات استان آذربایجان ،غربی است که یکی از آنها آقای محمد علی پور رحمتی

رئیس سابق اداره اطلاعات ماکو و معاون اداره اطلاعات استان آذربایجان غربی است. خوب به یاد دارم ایشان در انتخابات مرحله هفتم مجلس شورای اسلامی موقع تبلیغات پوستری در تمام شهرهای ماکو،چالدران وحومه پخش کرده بودند که پشت سرشان پرچم ایران و پایین پوستر شعار"همه ما در برابر ایران مسئولیم".آن زمان فرصت نشد که بپرسم آقای رحمتی منظورتان از این شعار چیست؟آیا قصد دارید بعد از پیروزی در انتخابات، ماکو را مثل همیشه فدای ایرانتان بکنید؟اگر شما خودتان را در برابر ایران مسئول می دانید،آنوقت چه کسی در مقابل ماکو و آذربایجان مسئولیت خواهد داشت؟ البته نماینده فعلی ماکو بی شک راه شما را انجام می دهد.همه تان آنقدر چاچلوس و وطن فروش هستید که حاضرید آذربایجان را فدای ایران و تهران بنمائید.مهمترین مسئولیت شما و امثال شما این است که هر ساله فرزندان غیور آذربایجان را به جرم فعالیتهای پان تورکیستی دستگیر و بعد از روزها و ماهها بازجوئی و شکنجه روانه زندان بکنید و یا با قید ضمانتهای سنگین موقتأ آزاد نمائید.اگر این خیانتهای شماها نبود امروز ماکو شاهد !قلدری تعدادی ولگرد کوهستانی نمی شد

آیا شماها هیچ وقت از مسئولیتی که در مقابل ماکو دارید،سخن به میان آورده اید؟اگر  قدرت حراست ماکو را ندارید،دست از سر این جوانان جسور و آگاه ماکو بردارید .

آنها می دانند چگونه از وطنشان پاسداری نمایند.شما هیچ موقعی مسئولیتی در قبال ماکو و این ملت نداشتید.وظیفه و مسئولیت به افرادی مثل شما همیشه از طرف رژیم ارائه می شود.مسئولیت شما در آذربایجان تنها این است:خفه کردن صدای ملت،تراشیدن جرمهای کذائی به دلاور مردان آذربایجان که تنها گناهشان وطن پرستی و آزادیخواهی بود.اداره تان هر ساله میزبان صدها جوان ترک  ماکوئی است.سلولهای انفرادی که در کنار یکدیگر تأسیس شده اند.همه این سلولها کسانی را در خود حبس نموده اند که اکنون در سایر شهرهای آذریایجان در زندانهای شوونیزم فارس زندانی هستند یا از کشور فرار کرده و .در تبعید به سر می برند

آری این سلولها هر ساله جواد عباسی ها، حسین علی زاده ها، صابر بیت الهی ها، تکین ماهارلی ها(تقی .پاشاپور)،علی حلمی ها و... را در خود حبس می نمایند

جواد عباسی این دلاورمرد غیور آذربایجان  گرچه الان ماههاست در دستان رژیم زندانی است اما ایمان دارم که  او هرگز تسلیم اسارت شوونیزم فارس نخواهد شد. روح سرکش وی همچون بابک خرمدین از ساوالان تا آغری فریاد" سنین له یم آذربایجان"را سر می دهد و کم نیست مردانی که در همین سلولهای انفرادی با ...سردادن شعار"یاشاسین آذربایجان"سکوت شبانه اداره اطلاعات را در هم می شکنند

بسیارند مردانی که در همین ادارات اطلاعات بخاطر حمایت از اهداف حرکت ملی آذربایجان جنوبی و دکتر .چهرگانی روزها و ماهها  شکنجه و بازجوئی را به جان می خرند

به هر حال حرکت ملی آذربایجان جنوبی در این راه پر پیچ وخم با مشکلات زیادی روبرو شده و روبرو خواهد شد که درایت و بینش کلیه فعالین را می طلبد وگرنه  یک به یک طعمه شوونیزم فارس و هم پیمانانشان خواهیم شد. در شرایط کنونی  از تحولات جهانی که تمامی مجامع بین الملی سخن از حقوق بشر به میان آورده و به مبارزه با تروریسم و ریشه  کردن آن برخاسته اند،این کشور ایران اسلامی هنوز در سایر دولتهای خارجی عملیاتهای تروریستی انجام می دهد و یا واضحتر از همه از تروریستها و اعمال ضد .انسانی شان دفاع می کند

نکته ای که عجیب به نظر می رسد این است  که کشور اسلامی ایران نیز در حالی که در سرتاسر جهان خود را به عنوان پرچمدار اسلام معرفی  نموده و سالهاست از ملت فلسطین حمایت می نماید اما در جریان جنگ قره باغ  به همراه روسیه چه کمکهایی که به اشغالگران ارمنی  نکرد!  اما در عین حال در قانون اساسی رژیم ایران در اصل یکصد و پنجاه و دو امده است که "سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس .دفاع از حقوق همه مسلمانان شکل گرفته است"

آیا این انتقاد بر سیاست خارجی ایران نیست که در دفاع از حقوق مسلمانان در این منطقه، در دام سیاستهای شوونیستی گرفتار آمده و رفتار ملایمی در مقابل این تروریستها و اشغالگران برگزیده است؟

نمونه ای دیگر از خیانتهای رژیم ایران را در رابطه با گروهک تروریستی پ ک ک  و سیاست ترک ستیزی رژیم جمهوری اسلامی ایران علیه کشور برادر و همسایه، ترکیه   حدود 7 سال پیش بر نگارنده ثابت شد که !لازم است هموطنان عزیز این مطلب را بخوانند

سال1377 هجری شمسی،همزمان با افزایش شدت درگیری ارتش دولت ترکیه با  افراد پ ک ک از طرف فرماندهی هنگ مرزی شهرستان ماکو و حفاظت اطلاعات به کلیه سربازان جدیدالورود این دستور ابلاغ شد که با توجه به اینکه همه به حوزه های مرزی اعزام خواهید شد-در آن زمان حوزه های مرزی هنگ شهرستان ماکو عبارت بودند از:1. حوزه بورالان: شامل مرز آبی بین آذربایجان جنوبی و آذربایجان شمالی و نیز قسمتی از مرز ترکیه و بازرگان 2.حوزه  بازرگان: از امتداد آخرین پاسگاه بورالان تا منطقه آواجیق که مرز خاکی ترکیه و بازرگان را شامل مل شود. 3. حوزه کلیسا کندی: مهمترین و حساسترین نقاط مرزی ترکیه با آذربایجان جنوبی. 4. حوزه سیه چشمه: که الان از هنگ مرزی ماکو جدا شده و هنگ مرزی چالدران  را تشکیل داده است.این حوزه نیز کلأ دارای مرز خاکی مشترک با ترکیه می باشد- لازم است به این نکات مهم دفت نمائید. یکی از این موارد مهم ابلاغ شده به تمام سربازان این بود: در تمام حوزه های مرزی ممکن است با افرادی روبرو شوید که به لباس نظامی  ملبس شده اند و آنها کاملأ مسلح هستند.این افراد پ ک ک نامیده می شوند که ممکن است در تمام شبانه روز از مرز ورود و خروج نمایند، شما سربازان اصلأ به این افراد توجه نکنید.آنها با شما وافراد معمولی کاری ندارند.اصلأ به آنها گلوله شلیک نکنید و حتی سوال هم ننمائید.اجازه دهید کارشان را انجام دهند! این مسئله ذهن خیلی از سربازان،خصوصأ .سربازان ترک را به خود مشغول ساخت

اگر هماهنگی بین پ ک ک و رژیم ایران وجود نداشت، چطور امکان ورود و خروج غیر قانونی به این !آسانی بین دو کشور وجود دارد؟

رژیم ایران سالها از پ ک ک بر علیه ملت و دولت برادر و همسایه،ترکیه حمایت نمود و از جمله یکی از این حمایتها و امکاناتی که رژیم در اختیار پ ک ک  گذاشته بود،بیمارستانهای اختصاص داده شده به پ ک !ک  در شهرهای اورمیه،تبریز،تهران و خرم آباد بود

البته خیانتهای رژیم ایران سالهاست که بر تمام دنیا خصوصأ ترکیه آشکار و ثابت شده است.

رژیم خائن و ضد ترک رژیم جمهوری اسلامی ایران پس از سالها حمایت همه جانبه از ارمنی های خونخوار در جنگ و بحران قره باغ،کینه ای که از ترکان و دولتهای ترک در دل داشت،آتش این کینه را در حمایت از پ ک ک نشان داد. مسئول کشتار و ترور هزاران کودک و سرباز ترک در آنا دولو و قره باغ همین رژیم جمهوری اسلامی ایران است که سیاستهای نژاد پرستی شوونیزم فارس را اجرا می نماید. رژیم ایران اسلامی که در دنیا از اسلام و قرآن دم می زند از یک تشکیلات تروریستی و ضد انساتی که اهداف و تئوری حزبش را مارکسیستی و لنینیستی معرفی می نماید و بر علیه ملت مسلمان دست به جنایت و ترور می .زند،حمایت مادی و... بعمل می آورد

همه این دشمنی ایران بر علیه آذربایجان شمالی و ترکیه همگی از ترس خطراتی است که در آینده ای نزدیک ایران را تهدید خواهد کرد.پ ک ک نیز به همراه روسیه جزء متفقین ایران در مقابل ملت ترک در .آذربایجان جنوبی و شمالی و ترکیه به حساب می آید

اما اکراد موجود در آذربایجان جنوبی باید خوب دقت داشته باشند که فریب گروهک پ ک ک و سایرین را نخورند،برای اینکه ملت آذربایجان تاکنون خصوصأ طی یک قرن گذشته در اثر برخی حوادث و سیاستهای شوونیزم فارس بخش بزرگی از وطنشان را از دست داده اند و الان در سوگ از دادن آن هستند،لذا بعد از این بخصوص بعد از حوادث نا گوار سالهای 1324-1325 و فروپاشی حکومت ملی آذربایجان جنوبی،حاضر نیستند یک وجب از نقشه جغرافیائی و مرزهای مشخص شده در دوران رهبر فرقه دموکرات آذربایجان،سید جعفر پیشه وری تغییر دهند یا اهدا نمایند و یا عقب بکشند بلکه در تلاشند تا اراضی تاریخی آذربایجان جنوبی را که در اثر حوادث تاریخی از آذربایجان جدا شده و اکنون در تسخیر سایر اشغالگران می باشد،به آغوش !وطن بازگردانند

پس آگاه باشید و گول بعضی از اراذل و اوباشتان را نخورید و فکر و خیال سولدوز(نقده)،اورمو  و ماکو را از سرتان بیرون بنمائید،چونکه اینجا آذربایجان است! سرزمین آتشهاست و دیار تاریخی ترک!
دشمن آزادی تمام ملتها در ایران شوونیزم فارس است که اگر ذره ای سستی بنمائیم در دام همین دشمن خواهیم افتاد و بوجود آورندگان حوادث ماکو،بازرگان و اورمو نیز دانسته  یا ندانسته آب در آسیاب دشمن !ریختند و در آخر هم خودشان متحمل ضررهای جانی شدند

قسم به نام زیبایت آذربایجان!

قسم به ماکو با آن کوههای استوارش!

قسم به روح بابک و کاظیم خان!

تا آخرین قطره خونمان در راه آزادی ات ولو یک  وجب از خاک مقدست، مبارزه خواهیم کرد ای وطن! باشد !که به اندازه جسمم خاکت را حفظ نمایم

زنده باد حرکت ملی آذربایجان جنوبی!

زنده باد رهبر حرکت ملی آذربایجان جنوبی، دکتر محمود علی چهرگانی!

زنده باد آذربایجان جنوبی مستقل!

با احترام: آتالای. گونئیلی

مارس . 2006

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:25  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

تحریم داد و ستد با ارامنه و کردها ( 1 )

 

بازگشت به خویشتن

 

 و

 

تحریم هر گونه داد و ستد و ارتباط با ارامنه و اکراد منطقه

 

( ۱ )

 

 

 

جهان امروز با این سرعت که پیش می تازد قطعا قربانیانی خواهد داشت. قربانیان این عصر مدرن جوامعی خواهند بود که سطح آگاهی متن آنها پایین است. جامعه و زمان ما مثا هر جامعه و زمان دیگری قالب ریزی شده و افکار آن قطب بندی و عقاید استاندارد شده ای دارد. این جوامع تیپهای مشخص و جهتهای تعیین شده ای دارند. مذهبی، روشنفکر، تحصیلکرده، عامی، زبده، مرتجع و مترقی هر کدام قالبهای مشخص و رابطه های معلوم و زبانهای فهمیده شده ای دارند. هر کس در این عصر بخواهد موفق باشد و عنصری باشد که در جامعه فهمیده شود و دارای طرز تفکر موفقیت آمیز باشد باید در جامعه مشخص کند که برچسب فکریش چیست. همانطور که نویسندگان مترقی پایگاه طبقاتی خود را مشخص می کنند، هر فردی نیز باید صف اجتماعی خودش را مشخص کند که به چه گروهی در جامعه وابسته است. برای رسیدن به چنین فضایی باید بازگشت داشته باشد، بازگشت به خویشتن و در این راستا شناخت لازم را داشته باشد. همانطور که مولای متقیان می فرماید: ( خود شناسی خدا شناسی است ) خداشناسی نه از بعد مذهبی بلکه از بعد روانشناسی و جامعه شناسی از بزرگترین شناختها بحساب می آید و هر کس یا هر قوم این شناخت را داشته باشد حتما موفق و پیروز خواهد شد چون همیشه در این فکر است که:

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود           به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

اگر انسان بداند هویتی دارد، گذشته توانمند و قابل احترامی دارد بفرموده امام حسین (ع) نه به کسی ظلم می کند و نه به زیر ظلم کسی می رود. چه خوب چه بد اصل و نسب خود را از یاد نمی برد مگر کسانی که به قول قران (منافقینند) یعنی در ظاهر دم از حمایت و همت و تلاش می زنند در باطن گفته های خود را منکر می شوند. منافق کسی نیست که در مذهب و دین این کار را بکند بلکه کسانی که حتی در خانواده، در رابطه با همسایه وهم مرام، هم توتم، همزبان خود رو راست نیستند از پشت خنجر می زنند را نیز شامل می شود. عاقبت جامعه با نفاق جزء بدبختی و فلاکت چیزی نیست. قطعا از آفرینش آدم تضادهایی بین قومها و ملتها وجود داشته که در قران هم به آن اشاره شده است بعدها این تضادها در اثر نا آگاهی قشر عظیمی از قومها به دشمنی تبدیل شده است. جامعه ما هم از سالهای دور و دراز در آتش این کینه و جهل سوخته و باید در برابرآنها نیزایستاد نه اینکه کوتاه آمد و عرصه را دو دستی تقدیم دشمنان جاهل کرد. این ایستادگی هم نسبت به موقعیت زمان و مکان فرق دارد ضمن اینکه یادمان باشد شریفترین چیز در دنیا جان انسان است و بس. با توجه به آیه های قران پس نباید نژاد و زبان و قومیت و فرهنگ از جان انسانها ارزشمندتر باشند چون همه اینها یا برای انسان است و یا ساخته انسان.

در اینجا می توانیم از فرمایشات سرور آزادگان امام حسین (ع) برای آزادی خود و فرهنگ خود استفاده کنیم امام در میدان جنگ چنین می فرماید: ( کشته شدن بهتر از این است که ننگ را بپذیرد و ننگ شایسته تر است تا انسان بر آتش وارد شود بخدا سوگند که نه پذیرش ننگ می کنم و نه به آتش وارد می شوم که شیوه من نیست.) چون ارزش جان انسان بالاتر از همه چیز است و این بدان معنا نیست که انسان به زبان و فرهنگ خود بی اعتناء باشد. باز امام حسین می فرماید: ( اگر دین ندارید و از روز قیامت پروایی ندارید در دنیای خود آزاده باشید و به حسب و نسب خود برگردید اگر چنان که گمان می کنید عرب هستید ). حالا این فرمایش شامل ترک و قومیتهای دیگر هم می شود.

لازمه هر آزادگی همت و اتحاد است. برای همین است که در قران سفارش شده غیبت نکنید و غیبت کردن همانند گوشت مرده برادرخود خوردن است می دانید چرا، چون عامل مهم نفاق است وقتی غیبت از برادر خود تا این حدمشکل ساز است وای بحال جامعه ای که با دشمنان و خون آشامان همزبان و همخونهای خود نشست و برخاست دارند یعنی با کار خود به هر عنوان که باشد به اصل و ریشه خود تبر می زنند از پشت خنجر به برادر خود که هیچ بلکه آگاهانه بر پیکر خود می زنند. خودی که خود حقیقی اوست. یکی از صاحبنظران غربی نظریه ای دارد مبنی بر اینکه ( هر کس دو وجود دارد یکی، وقتی که می گوید: « من » بعنوان یک موجود زنده ای که در جامعه است که این وجود، وجود مجازی آدم است. ولی وجود دوم یعنی اصالت وجود که این وجود را برخی اصلا ندارند و برخی دارند. آنهایی که دارند، به درجات مختلف دارند. این وجود وجودی است که فرهنگ در طول تاریخ می سازد و می افریند و آن وجود حقیقی و واقعی و انسانی آدم است. ) از این گفته می توان نتیجه گرفت مجازی بودن وجود اول را که با مردن از بین می رود ولی وجود دوم اگر بتوانیم از نوع خوبش را داشته باشیم تا تاریخ هست خواهد ماند برای خوب ساختن وجود دوم باید جامعه و فرد شرایط زیر را داشته باشد:

 

1-      باید مردم متن جامعه بیدار شده تا وجدان آگاه اجتماعی داشته باشند چون هر مکتبی و هر نهضتی عقیم و مجرد خواهد ماند.

2-      مرد را تنها و تنها، مردم باید نجات دهند و رهبری نهضت اجتماعی باید مستقیما در دست خود آنان باشد تا متن مردم به خود جوشی و حرکت و خلاقیت اجتماعی برسند و قهرمانان و شخصیتهای شایسته ای از میان خود برگزینند.

3-      استفاده از تجربه ها و فرمایشات بزرگان دینی و افراد تاثیرگذار در تاریخ نیز می تواند در پرورش وجود دوم انسانها که باعث بقاء جامعه و فرهنگ خواهد بود بسیار مؤثر است.

استفاده از فرمایشات بزرگان می تواند از دعاها و آیات و احادیث باشد مثلا در دعای امام حسین(ع) « زیارت عاشورا » درسی که می گیریم با دشمنان امام حسین دشمن و با دوستان او دوست... پس چرا این سفارش را در برخورد با برادران و همزبانان خود سرمشق خود قرار ندهیم که با دوستان و همزبانان خود دوست و با دشمنان آنها دشمن باشیم؟! وقتی ایمان داریم که عده ای در هر کجای دنیا کمر همت بسته اند خون برادران همزبان و هم فرهنگ ما را می ریزند چرا با آنها قطع رابطه نکنیم و هر گونه داد و ستد را بدون هیچ خشونت و درگیری با آنها کنار بگذاریم؟! رهبر انقلاب اسلامی وقتی عده ای در مورد مسئله اسرائیل از او سوال کرده بودند گفته بود: ( اگر تمامی مسلمین جهان متحد باشند و هر کدام یک سطل آب بریزند اسرائیل را آب می برد ) حال ما حتی نمی خواهیم این قدر هم خشونت به خرج دهیم مگر آنهایی که دست به قتل و غارت انسانهای مسلمان و مظلوم در قره باغ، خوجالی، ماکی، بازرگان، خوی، سلماس، سولدوزو جاهای دیگر می زنند، از هر قوم و ملیتی که باشند ( ارمنی و کرد ) در سطح تبریز یا کل آذربایجان چند نفر هستند؟! خودمان داد و فریاد می کنیم که چرا فلان دولتها و حکومتها به ارمنستان کمک می کنند تا آنها دست به قتل و غارت بزنند در حالیکه خودمان درست در قلب تبریز به آنها مکان داده و احترام می گذاریم و حتی تبلیغشان هم می کنیم! البته منظور بنده این نیست که در این عصر دست به خشونت بزنیم و مثل خود آنها بی شعورانه بکشیم و بزنیم و اموال آنها را از دستشان به زور بگیریم، نه اصلا این نظریه را نه دارم و نه تأیید می کنم که این کار ابلهان است. ما ترکان دارای فرهنگی غنی هستیم، پس برای اثبات این ادعا و حقیقت خشونت را باید کاملا کنار بگذاریم و به مبارزه فرهنگی و اجتماعی دیپلماتیک روی بیاوریم تا خیلی چیزها را به دیگران یاداوری کنیم یا یادشان دهیم.

 

 

 

 

 

 

          

باید بار دیگر از غیرت آذربایجانی و آزادگی خود که از امام حسین و حضرت علی (ع) و دیگر بزرگان خود همانند بابک و کور اوغلو و.. آموخته ایم استفاده کنیم و درست از امروز هیچ کالایی را نه به دشمنان بفروشیم و نه از آنها بخریم و نه احوالپرسی کنیم، نه در جمعهای صمیمی مان آنها را شرکت دهیم. حال که در جهان مدرن برای براندازی بزرگترین حکومتها و دولتها از تحریم سیاسی و اقتصادی و اجتماعی استفاده می شود چرا ما در برابر اقلیت ارمنی و یا کردهای اندک موجود انجام ندهیم؟! دست زدن اکثریت به خشونت در برابراقلیت نشان از ضعف و نا آگاهی آن جامعه و فرهنگ را می رساند. پس از امروز با غیرت آذربایجانی خود شروع کنیم تحریم همه جانبه ارامنه و اکراد ساکن آذربایجان خصوصا تبریز و اورمیه را که فردا خیلی دیر است..

 

وولقان تبریزلی

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:24  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

شوراي عالي مبارزه با تروريسم تركيه تشكيل جلسه داد

آنكارا، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۲/۲۴
خارجي.تركيه.سياسي.نظامي.تروريسم.

شوراي عالي مبارزه با تروريسم تركيه روز چهارشنبه براي بررسي راهكارهاي مبارزه با فعاليتهاي تروريستي در اين كشور تشكيل جلسه داد.

به گزارش خبرگزاري آناتولي در اين نشست كه به رياست "عبدالله گل" وزير امور خارجه تركيه برگزار شد، وزراي كشور، دادگستري، دفاع ،دارايي، رييس سازمان اطلاعات (ميت)، معاونين وزراي امور خارجه و ستاد ارتش تركيه و ديگر مسئولان ذيربط شركت كردند.

آناتولي افزود: در پايان اين نشست توضيحي در مورد مسائل مورد بحث و نتايج آن به خبرنگاران ارائه نشد.

رسانه‌هاي صبح چهارشنبه تركيه هدف اين نشست را مقابله با تهاجمهاي احتمالي اعضاي حزب كارگران كرد تركيه (پ.ك.ك.) در ايام نوروز ارزيابي كردند.

روزنامه استار نوشت: "در پي كسب گزارشهايي مبني بر اين كه پ.ك.ك. قصد اجراي عمليات تهاجمي و تخريبي در ايام نوروز را دارد، شوراي عالي مبارزه با تروريسم به برگزاري اين نشست تصميم گرفت."
اين روزنامه اضافه كرد: "شهرباني تركيه براي مقابله با عمليات احتمالي پ.ك.ك.، به شهرهاي دياربكر، وان، حكاري، مرسين و آدانا نيرو اعزام كرده است."
خاورم/
۲۳۰/۲۰۱۰

 

تدابير امنيتی در مناطق کردنشين ترکيه شدت يافت 

در منطقه جنوب شرق ترکيه که منطقه کردنشين اين کشور است و کردها خود را برای جشن های عيد نوروز آماده می کنند، تدابير امنيتی شدت يافته است.

پس از آنکه پيکارجويان کرد خواستار قيام کردها در ايام نوروز شدند، مقامات ترکيه مردم منطقه را به آرامش دعوت کرده اند.

نوروز در منطقه کردنشين ترکيه از امروز (شنبه، 18 مارس، 27 اسفند) آغاز شده است. هزاران نفر روز يکشنبه در استانبول نوروز را جشن خواهند گرفت.

در گذشته، درگيری های حزب کارگران کردستان ترکيه، پ ک ک، با نيروهای امنيتی اين کشور، در ايام نوروز معمولا به اوج می رسيد.

اما در چند سال گذشته، راهپيمايی هايی که به مناسبت نوروز برگزار شده، بدون بروز حادثه ای پايان يافته و خشونت های منطقه طی سال های اخير به شکل قابل توجهی کاهش پيدا کرده است.

اما پ ک ک ظرف هفته های گذشته حملات خود به نيروهای امنيتی ترکيه را شدت داده است. رهبر اين حزب اکنون در زندان بسر می برد.

عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کرد ترکيه در سال 1999 توسط ماموران امنيتی ترکيه در کنيا دستگير شد و به اين کشور انتقال يافت. وی پس از محاکمه به اتهام جنگ مسلحانه عليه دولت و دست داشتن در قتل هزاران نفر در جريان شورش مسلحانه کردهای ترکيه، در همان سال به اعدام محکوم شد اما حکم اعدام در باره وی به اجرا در نيامد و وی دوره حبس ابد را می گذراند.

سخنگوی پليس ترکيه نسبت به "اقدامات تحريک آميز و احتمالی" پيکارجويان کرد در جريان نوروز امسال هشدار داده و از مردم خواسته است به قانون احترام بگذارند.

چند مقام ديگر ترکيه نيز خواستار آن شده اند که نوروز به عنوان نماد بهار و زندگی، در صلح و آرامش برگزار شود.

عيد نوروز در ايران، کشورهای منطقه آسيای ميانه، افغانستان و ترکيه جشن گرفته می شود.

بی بی سی

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:24  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

ارومی سوخت


سروده تقی رفعت، پدر شعر نو ترکی و فارسی در ایران، درباره فجایع ارومیه(جیلوولوق)

 

ارومی سوخت ! ارومی سوخت ! ارومی
که اندر سینه اش امید عمران
نوا نو می دمید از بخت ایران
برغم خارجی و نفع بومی
حیاتی تازه درمی یافت شادان…
خدا ! شر کدام آذر قدومی
سوخت ارومی؟

ارومی کز خرابی های بیداد
پریشان، بیقرار، آزرده می بود
که فرزندان خود را دیر یا زود
به جلادان استبداد می داد
ارومی، کی زآفت خواهد آسود؟
خداوندا کدامین بخت شومی
سوخت ارومی؟

روایت را بنا شد حکم رویت…
ندیدیم آن سیه کابوس را ما،
نه حال بلده مطموس را ما،
که ویران شد سراسر… در نهایت
شنیدیم آفت منحوس را ما،
که زیر آسمان پر نجومی،
سوخت ارومی

بلی گفتند ارومی سوخت، خاکستر
شدش بازار و آزادی چنین را،
چنان تاب آورد مردم که این را،
نمی برد از خدای امید دیگر،
که این اندازه سخت آرد به خاور
بلاد از هر طرف، هر سو هجومی…
سوخت ارومی

ارومی انتظاری غیر از این داشت…
ارومی انقلاب روس را دید،
نهضت اندر دلش فریاد و بلعید
فغان سینه رنجور پنداشت
که بتوان خصم دیرین باز بخشید…
چه بود افسوس! مردی را لزومی؟
سوخت ارومی

زکشت مرحمت با صد نیازی،
ارومی بار بدبختی درو کرد
ارومی در کنارش مار پرورد
ارومی سوخت از مهمان نوازی
به جرم اینکه شد با فقر همدرد
جلوها را رهاند از دست رومی،
سوخت ارومی


ارومی! اعتمادت؟ اعتمادت
ترا سخت امتحان کرد اندرین کار!
دو روزت بخت نیکو بود بیدار،
دو روزت عهد خواری خارج از یاد،
سوم روزت سعادت شد نگونسار،
ارومی! باز غرق اندر غمومی!
سوخت ارومی

ارومی! اعتمادالدوله دیروز،
نصارا نیز امروزت دهد باک،
یکی طوفان خون جوشاند ار خاک،
یکی افروزد آتش های جانسوز!
پس از ده آک، ارومی! باز ده آک
هزاران بوم پس از تبعید بومی!
سوخت ارومی!

ارومی می نباید روی نابید،
از الطاف جناب رب قهار،
فلاکت بختیاری آورد باز،
بشرط آنکه در دل پاید امید؟
بشرط اینکه باشد عزم در کار؟
به فردا دیده باید دوخت ارومی!
سوخت ارومی!

همی با ما کند اقبال پرخاش،
همی بر فرس تازد بخت بدخو!
از آتش من نترسم یکسر مو،
رقیب ما چو آتش بود، ای کاش
ز ترس آب جاری در تکاپو…
ارومی! ناامید اندر همومی
آه! ارومی! …

شناسم سخت تر خصمی ترا من،
که باشد یاس میل آشوب، امل ریز…
چو افتادی چنین، چونان تو برخیز
که خود نادم شود از کرده دشمن،
سمند عزم را بر صولت انگیز
مبادا، غیرتت ریزد چو مومی…
هان اورمی...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 12:23  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  |