تبليغاتX
کورد پ .ک. ک

کورد پ .ک. ک

وئبلاگی در مورد آگاهی دادن به تمامی آزادی خواهان جهان در مورد سیاستهای جنایتکارا

site kurd pkk uptodate shod!

 

با عرض سلام و خسته نباشيد به تمامي آزاد انديشان و حاميان حقوق بشر

"انجمن مبارزه با جنايات اکراد" از تمامي نويسندگان و خبرنگاران درخواست مي کند تا چنانچه مطالبي در مورد جنايتها و سياستهاي ناسيوناليستي اکراد (علي الخصوصص جنايات اکراد در شهرهاي ترک نشين ايران مثل اروميه و مهاباد و.. - ) دارند به آدرس اين انجمن ارسال فرمايند تا هر چه سريعتر در وئبلاگ اين انجمن منتشر شود. تا بدينوسيله سياستهاي پشت پرده سياستمداران جنايتکار کرد به همه آزاد انديشان نمايان شود.

لازم به ذکر است که اين انجمن يک انجمن بشردوستانه است و به هيچ گروهي وابسته نيست.و حتي با مردم کرد نيز سر دشمني و نزاع ندارد. بلکه به عنوان يک وظيفه انساندوستانه سعي در جلوگيري ايجاد يک بحران منطقه اي مي باشد. چرا که اگر به سياستهاي اکراد در شهرهاي آذربايجانغربي نگاه کنيم مي بينيم که آنها سعي در اشغال اراضي اين مناطق دارند. و در سالهاي گذشته نيز چندين بار به وسيله راههاي نظامي سعي در هر چه سريعتر کردن دستيابي به  اين اهداف خود بو ده اند.

Kurd_jenocid@yahoo.com

www.kurd-pkk.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:37  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

جنایت هولناک در اورمیه

 در اقدامی وحشیانه گروه های مسلح کرد در اورمیه حادثه آفریدند

 شب 8 / 12 / 84 درمنطقه حکیم نظامی  شهر ارومیه اعضا گروه های مسلح کرد در اقدامی وحشیانه و غیر انسانی با وارد شدن به منزل یکی از پرسنل بازنشسته نیروی انتظامی که قبلا توسط همین گروه ترور شده بود ، صاحب خانه ، همسر و کودک 6 ماهه اش را به قتل رسانیدند.

 اژدر ....... ازاعضا کمیته های اسلامی اوایل انقلاب که ساکن روستای نور بالانج در جاده انهر( ساکنین روستای نور بالانج از ترکها و کردها تشکیل شده که در دوره های مختلف شاهد درگیری بین ترکها و کردها بود )  ارومیه بود  و  بعد ازطرح  ادغام  نیروهای کمیته ای با نیروی انتظامی و ژاندارمری در نیروی انتظامی خدمت می کرد و در دوران خدمت خود در گیر های مسلحانه متعددی با نیروهای حزب دمکرات کردستان و در سالها ی اخیر با نیروهای پژاک داشت که در این درگیرها تعداد قریب به 13 نفر از اعضا و هواداران این گروه های مسلح کرد را به هلاکت رسانیده بود که چند تن از آنان از افراد شناخته شده حزب دمکرات و سران قبایل کرد در منطقه بودند .

 

در چند سال اخیر محل خدمت اژدر....... به تهران انتقال یافته وبعد از اینکه  سال گذشته بازنشسته گردید به ارومیه نقل مکان کرده بود . خود اژدر ..... هشت ماه قبل در ارومیه همراه با پسر بزرگش در جلوی درب منزلشان توسط اعضا گروه های کرد هدف ترور قرار گرفت.  در این حادثه ترور اژدر کشته و پسر بزرگش بشدت زخمی گردید ، ضارب این افراد بعد از چند ماه متواری بودن در شهر پیرانشهر بازداشت و دو ماه قبل در زندان ارومیه اعدام شد.

 

بنا به اظهارات شاهدان حاضر در صحنه بعد از اعدام ضارب  اژدر و پسر بزرگش ، باقی مانده خانوادهای اژدر  چندین مورد بصورت تلفنی و کتبی مورد تهدید قرار گرفته بودند که دیشب  ضاربین بعد از وارد شدن به منزل پسر کوچک اژدر ..... صاحب منزل ( پسر کوچک اژدر ) ، همسر و کودک 6 ماهه اش  را به قتل رسانیده اند . نکته قابل توجه در این مسئله این است که صدای گلوله ها را هیچ یک از همسایگان نشینیده اند یکی از افسران نیروی انتظامی حاضر در صحنه جنایت  در جواب به این سوال که این جنایت چگونه اتفاق افتاد که هیچ کس صدای گلوله نشنیده ؟ گفت : که ضاربان با استفاده از سلاح  صدا خفه کن مرتکب این جنایت شده اند و در اعلامیه ای که در محل باقی گذارده اند این کشتار وحشیانه را انتقام شهدای کرد عنوان کرده اند و این نشان از برنامه ریزی قبلی و شناسایی کامل محل جنایت از سوی ضاربین دارد.

این جنایت وحشیانه گروه های کرد احساسات ساکنین ترک حاضر در محل را بشدت مورد تاثیرقرارداده بود. تا ارسال گزارش اولیه این جنایت منطقه حکیم نظامی ارومیه و اصراف آن که نزدیک محله اسلام آباد و گشتارگاه یعنی عمده مرکز تجمع کردها می باشد ، در محاصره و کنترل شدید نیروهای انتظامی و امنیتی می باشد. در ساعات اولیه اعلام خبر جنایت که مردم بی شماری در آنجا تجمع کرده بودند ، نیروهای انتظامی  سعی بر آن داشت که با آرامش بر  احساسات  تحریک شده  مردم غلبه کند.

در پی حوادث اخیر بازگان ، ماکو و منطقه اسلام آباد ، گشتارگاه و شهرک دانشگاه ارومیه که در آن گروه های  پ پ ک و پژاک به تحرک پرداخته و منجر به ایجاد درگیر شده بودند این حادثه هشدار و زنگ خطری برای آذربایجان می باشد.

 گزارش تفصیلی خبر متعاقبا ارسال خواهد گردید.

                  اورمیه رحیم زمانی پور - خبرنگار

 

 

 

 

توطئه ای دیگر در ارومیه

پخش گسترده اعلامیه های پژاک و پ ک ک در سطح شهر ارومیه

در دو روز گذشته شاخه جوانان  گروه های تروریستی پژاک و پ  ک ک با پخش اعلامیه و تراکت هایی در نقاط مختلف شهر ارومیه  جوانان کرد ارومیه را به تجمع در مرکز این شهر دعوت کرده اند .  در این اعلامیه ها از جوانان کرد خواسته شده است که ساعت 5 عصر روز 18 اسفند با تجمع در میدان مرکز ارومیه اعتراض خود را به تدام بازداشت عوامل نا آرامیهای ماکو و بازرگان اعلام دارند . بنا به اظهارات تعدادی از بازاریان خیابان خیام و امام ارومیه این اعلامیه ها شبانه مقابل مغازه ها  و داخل پاساژها پخش شده بود.

 بنا به برخی خبرها این مسئله در نقاط دیگر شهر نیز اتفاق افتاده ولی آنچه که از خبر ها بر می آید پخش اعلامیه و دیوار نویسی در مناطق اسلام آباد کشتارگاه و شهرک دانشگاه  که از عمده مراکز تجمع کردها در ارومیه است نیز صورت پذیرفته.

 در چند سال اخیر که گروه های تروریستی کرد در آذربایجان غربی به تحرکات و نا آرامی هایی دست زده اند ، این دومین بار است که آنان از کردها برای تجمع در مرکز شهر ارومیه دعوت می کنند( نوبت اول در زمان دستگیری رهبر تروریست پ ک ک عبداله اوجالان بود ) ، اکثرا این اتفاقات در مناطق حاشیه ای شهر صورت می گرفت .

 گروه های تروریستی پژاک و پ ک ک در این شرایط حساس جهانی و بحران های داخل ایران  با این اقدامات خود دنبال چه هدفی هستند؟

    ارومیه رحیم زمانی پور خبرنگار

نمونه یکی از این اعلامیه ها همراه خبر ارسال می گردد.

 

 

 

 

 

 

اعتراض به خبر منتشر شده در سايت بي بي سي

در مورد حوادث ماکو و بازرگان

  آيدين تبريزي

سايت بي بي سي در خبري در خصوص حوادث ماکو و بازرگان در اقدامي غير حرفه اي و سوال برانگيز شهرهاي ماکو و بازرگان را کردنشين معرفي کرده و حوادث سازمان يافته توسط عناصر تروريست پ ک ک و پژاک را به عنوان اعتراضات مردمي نمايان کرده است که اين نمونه بارز تحريف خبري و به دور از عملکرد حرفه اي رسانه اي مي باشد لذا از تمامي فعالين آذربايجاني تقاضا مي شود نسبت به اين تحريف آشکار ساکت نمانده و اعتراضات خود را در بخش "تماس با ما" در سايت بي بي سي و لينک زير و در به بخش persian اعلام نمايند.

(http://www.bbc.co.uk/worldservice/us/contact/index.shtml )

متن اعتراض اينجانب در زير آورده شده است.

ضمن عرض سلام مي خواستم اعتراض جدي خود را نسبت به تحريف واقعيت در خبر "' نا آرامي' در مناطق کرد نشين ايران" اعلام نمايم. در اين خبر شهرهاي ماکو و بازرگان که اکثرا ترک نشين بوده و درصد کوچکي از جمعيت آنها کرد هستند، کردنشين معرفي شده اند. در واقع گروههاي افراطي کرد از سايت بي بي سي به عنوان ابزاري براي کردنشين معرفي کردن آذربايجان غربي سوء استفاده کرده اند. همچنين لازم به توضيح است که اين حرکت توسط افراد غير بومي وابسته به پ ک ک و پژاک و به صورت مسلحانه راه انداخته شده بود و در آن به ساکنان ترک محلي تعرض شده و بنا بر گزارشهای رسیده تعدادي از ترکها نيز کشته و زخمي شده اند. لذا بي بي سي مي بايست اين خبر را به صورت "اقليت کرد شهرهاي ماکو و بازرگان به تحريک و همراهي اعضاي پ ک ک و پژاک دست به نا آرامي مسلحانه زدند" اصلاح نمايد. از مسئولان سايت بي بي سي انتظار داريم در انتشار اخبار دقيق نهايت تلاش را بنمايند.

   

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:28  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

سازمان تروریستی پ ک ک را بهتر بشناسیم 

http://www.durna.se/pkk_tanishliq.htm

چند سالی است که گروه تروریستی تازه تاسیس شده ای به نام پژاک (پارتی ژیان آزادی کوردستان) شهرهای آذربایجان غربی راصحنه تاخت وتازخود قرارداده است.درشرایط حساس کنونی ما وظیفه خود میدانیم که ملت تورک آذربایجان رانسبت به اهداف ودسیسه های این گروه آشنا نماییم .امیدواریم که ملت ما باآمادگی وهوشیاری کامل درمقابل تحریکات این فتنه گران ایستاده وبا درایت خاص خودهرگونه بهانه ای برای ایجاد اختلاف بین ملت تورک آذربایجان وکردهای ساکن دراین اراضی رااز دست آنها بگیرد.دررابطه با گروه پژاک باورما براین است که این گروه از طرف پ ک ک سازماندهی شده وهدف از تاسیس آن بازکردن جای پا یی برای پ ک ک میباشد.به همین خاطرما سعی خواهیم کرد با مختصرتوضیحاتی در مورد پژاک بخش اصلی این نوشته را به  بررسی  شکل گیری پ ک ک تاکتیکها واستراتژی آن اختصاص بدهیم ...قبل از هرچیزباید یادآورشویم که ملت تورک آذربایجان غربی به وجودآمدن چنین گروه های تروریستی را در درجه اول مدیون سران حکومت ایران میباشند. چنانکه بعدازاخراج عبدلله اوجالان از سوریه و دستگیری وی سازمان پ ک ک که با بحران بزرگی روبرو گردیده بود با حمایتهای دولت ایران وبدست آوردن چندین پایگاه تربیت تروریست در منطقه آذربایجانغربی توانست خود را از نو سازماندهی نماید. رهبران جمهوری اسلامی  که ازتوسعه روابط  بین ترکیه واسراییل ناراضی بودند می خواستند از کارت پ ک ک به عنوان اهرم فشار برعلیه دولت ترکیه استفاده نمایند.

پژاک (پارتی ژیان آزادی کردستان) در سپتامبر سال1993 کنفرانسی تحت رهبری ونظارت پ ک ک وبا شعار آفتاب آزادی کردها درکردستان شرقی (شامل استانهای کردستان- آذربایجان غربی - کرمانشاه - ایلام -همدان) خواهد دمید تشکیل می شود.دراین کنفرانس بعد ازبررسی اوضاع سیاسی منطقه وجهان از دیدگاه عبدالله اوجالان قرار بر این میشود که شاخه تشکیلاتی پ ک ک در کردستان شزقی با انجام چند فقره عملیات تروریستی موجودیت خود رااعلام نماید.گروه تازه تاسیس گردیده با سرمشق قراردادن سیستم تشکیلاتی سازمان مادریعنی پ ک ک (این زمان با نام جدید کنگره گه ل ) هسته نظامی خود را بوجود آورده وبا محورقرار دادن این هسته در جنب آن گروه جوانان -زنان وتبلیغات را سازماندهی نمایند.رهبران  پ ک ک بر این باورند که احزاب سنتی کردستان شرقی مانند حزب دموکرات کردستان و کومله با در پیش گرفتن سیاستی انفعالی دیگر حمایت مردم کرد را از دست داده اند وپ ک ک تنها نیرویی است که میتواند ملت کرد را دوباره بسیج نموده وکردستانشرقی را آزاد نماید.در بیانیه ای که به مناسبت تشکیل این کنفرانس منتشر گردیده خطاب به ملت کرد چنین آمده <سال 621 قبل از میلادنقطه عطفی در تاریخ ملت کرد می باشد زیرا در این سال  پدران ما  امپراتوری خونخوارآشور را ازبین برده وخلقهای خاورمیانه را آزاد کردند امروز هم تمام خلقهای این دیار در انتظار آزادی خود به وسیله ما کردها میباشند.به مانند پ ک ک گروه پژاک نیزبرای توجیه اعمال تروریستی  حق دفاع مسلحانه از خود را مطرح میسازد.در زیر پوشش همین حق دفاع ازخود است که جوخه های مرگ تشکیل یافته و با بمب گذاری درکافه نت ها و اعدام های انقلابی هرگونه صدای مخالف را درنطفه خفه مینمایند.نمونه بارزاین اعدام انقلابی ربودن وکشتن فجیعانه شاپوربادشیوا (نام سازمانی سیپان روژهیلات) میباشد. شاپوربادشیوا ازرهبران پژاک بود که درسال 2004 به همراه تعداد کثیری ازاعضا وکادرهای مرکزی به مانندعثمان اوجالان(برادر آپو)و کانی یلمازاز پ ک ک جدا شده وتحت حمایت اتحادیه میهنی کردستان تشکیلات تازه ای رابه وجود می آورند. با دستگیری ومتعاقب آن اعترافات گسترده ای که اعضای این جوخه های مرگ مینمایند افکارعمومی ملت کرد ودنیا هر چه بیشتربا ماهیت جنایتکارانه وتروریستی این جریان آشنا میگردند.

پ ک ک (پارتی کارگرکردستان) کادک (کنگره آزادی ودموکراسی کردستان)کنگره گه ل(کنگره گه لی کردستان)  ک ک ک(کوما کومالن کردستان) پژاک (پارتی ژیان آزادی کردستان)

شکل گیری پ ک ک

بین سالهای 1968 -1971 کشورترکیه درمسیر صنعتی شدن دچاربحران اقتصادی وسیاسی فزاینده ای قرارگرفته بود. بمانند دیگر کشورهای صنعتی اعتراضات دانشجویی وکارگری وبرخورد روزمره باپلیس به اوج خود میرسد.در این سالها گروه های مختلف سیاسی اعلام موجودیت میکنند.اکثراین گروه ها خود را مارکسیست - لنینیست نامیده وهرکدام از آنها با انتشارجریده ای سعی در اثبات حقانیت خود ورد نظرات دیگران می نماید. یکی از این گروه های تازه تاسیس شده گروه جوانان انقلابی است که عمده تآ ازحزب کارگران(تیپ) انشعاب کرده بودند می باشد.گروه جوانان انقلابی تمایل به ایده مارکسیستی داشته و کسانی مانند(کاسترو - چه گوارا ) را راهنمای خود قرار داده بودند. از جمله موضوعاتی که در این گروه به بحث گذاشته می شد موضوع کردها می بود.درادامه این بحثها سرانجام گروه تحت رهبری عبدالله اوجالان موفق می شود دیدگاه ناسیونال -مارکسیستی خود را تحمیل نماید.به اعتقاد اوجالان کردستان سرزمینی است که از طرف ترکیه  استعمارگردیده وتا زمانی که این معضل حل نگردیده مبارزه طبقاتی درترکیه هم حل نخواهد گردید.بدین ترتیب وبا رهبری اوجالان سازمان پ ک ک موجودیت خود رادرسال 1979-1980 اعلام نموده وسریعآعملیات نظامی خود رابرعلیه زمینداران بزرگ کرد آغاز می کند.دولت بولنت اجویت که دراین سالها درگیرموضوع قبرس بوده مجبور به اعلان حکومت نظامی درکردستان می گردد.اما این اقدام اجویت برای کنترل اعتراضها نتیجه نداده وترکیه به طورفزاینده ای دربحران داخلی فرو میرود.سرانجام ژنرالهای ترکیه باحمایت آمریکا دست به کودتا میزنند. متعاقب این کودتا احزاب وگروه های سیاسی ممنوع شده وبسیاری از رهبران آنها دستگیر میشوند.عبدالله اوجالان به همراه جمع کثیری ازهم فکران خود به سوریه فرارکرده وبا کمک دولت سوریه اردوگاه های آموزش نظامی خود را درلبنان به وجود می آورند. درسال 1984 درپی یک رشته عملیات نظامی نیروهای پ ک ک موفق به اشغال دو پاسگاه مرزی ترکیه گردیده وبدین وسیله آغازجنگ مسلحانه رااعلام میدارند.از سال 1984 تا 1990 مناطق کرد نشین ترکیه صحنه نبردی می شود که  فلاکت وبدبختی فزاینده ای را برای این ملت به ارمغان می آورد.مردمی که بین ارتش ترکیه از یک طرف وپ ک ک از طرف دیگرگیر کرده بودند برای رهایی از چنین وضعی مجبوربه ترک خانه وکاشانه خود شده وبه شهرهای بزرگ مهاجرت می نمایند.کسانی هم که ترجیح به ماندن داده بودند از طرف جوخه های مرگ پ ک ک به اتهام همکاری با ارتش ترکیه به قتل رسانده میشوند.تعداد زیادی ازمعلمان روستاهای کردستان به جرم واهی همکاری با دولت قربانی تروریسم کور پ ک ک می شوند.در چهارمین کنگره پ ک ک که در سال 1990 بر گذارمیشود اوجالان از این قتل عامها انتقاد کرده وسعی می کند مسعولیت این قبیل اقدامات را به گردن رهبران محلی پ ک ک بیندازد.درسال 1988 زمانی که نیروهای عراقی دست به بمباران شهرها ودهات کردستان عراق میزنند  هزاران نفر از کردها مجبور به فراربه ترکیه میشوند.مسعود بارزانی رهبر کردهای عراق  ترجیح می دهد که به همکاری با ترکیه پرداخته ونیروهای پ ک ک را از کردستان عراق اخراج نماید.عبدالله اوجالان  از روی ناچاری پیشنهاد اتش بس میدهد .حکومت ترکیه این امر را تاکتیک جدید پ ک ک برای تجدید قوا دانسته وخواهان به زمین گذاشتن اسلحه از طرف پ ک ک می گردد. شرایط وخیم منطقه و از هم پاشیدگی اردوگاه سوسیالیسم ودر راس آن شوروی سابق عاملی می شودکه سازمان پ ک ک راتا سر حد نابودی به پیش ببرد. کشور سوریه به عنوان حامی وپناه دهنده پ ک ک دیگر نمی تواند بمانند گذشته روی حمایتهای اردوگاه سوسیالیسم حساب نماید ومجبور به اتخاذ سیاستی دیگر درمورد پ ک ک می گردد.زمانی که آمریکا در سال 1991 به عراق حمله کرده و کشورهای ترکیه وسوریه را هم درجبهه ضد عراقی خود وارد میکند.سازمانهای سیاسی کردستان عراق نیزپا به پای آمریکا در این جنگ اشتراک می کنند.چیزی که اوجالان به هیچ وجه آن را قبول ننموده وطالبانی وبارزانی را آلت دست امپریالیسم آمریکا قلمداد میکند. رهبران پ ک ک بالاخره این واقعیت را درک می کنند که قایق کوچک این سازمان به طرز وخیمی در اقیانوس سیاست جهانی گیر کرده وتلاش میکنند تا خود را از وضع موجود رها سازند.اعلامیه هایی که در این زمان ودر رابطه با جنگ عراق از طرف اوجالان صادر شده همگی ازپریشانی وی در تحلیل این وقایع حکایت می نماید. برای اولین باراوجالان بحث از عبث بودن جنگ مسلحانه را مطرح کرده وبه جای آن صحبت از مانورهای دیپلماتیکی را میکند که  برای یافتن متحدین جدید می باید به کار گرفته بشوند.تا این زمان پ ک ک  استقلال کردستان ترکیه را استرتژی خود معرفی کرده بود ولی با شرایط جدیدی که به وجود آمده بود این استراتژی تغییر یافته واوجالان به خودمختاری  کردستان در چهار چوب کشورترکیه رضایت میدهد.ازاین تاریخ به بعد پ ک ک که خود را از ایده مارکسیسم - لنینیسم رها ساخته و سیاست نزدیکی به کشورهای اروپایی را در پیش می گیرد.چنانکه میدانیم این سیاست اوجالان هم نتیجه مطلوب خود را به بار نیاورده و جنگی که پ ک ک آغاز کرده بود با شدت وضعف ادامه پیدا می کند.بیلان ای جنگ را پ ک ک برای سال 1997 چنین بیان می کند.تعداد عملیات نظامی 2000 کشته ها از ارتش ترکیه 2759 نفر تعداد کشته های کردهای طرفدار دولت 2713 نفر تعداد کشته های وابسته به پ ک ک 1000 نفر. با تشدید عملیات تروریستی که پ ک ک از خاک سوریه آن را سازماندهی می کرد دولت ترکیه که به موقعیت مناسبی در عرصه بین المللی دست یافته بود سرانجام با اعلان اولتیماتومی دولت سوریه را برای تسلیم رهبران پ ک ک و در راس آن عبدالله اوجالان زیرفشارقرارمیدهد.دولت سوریه که از جدی بودن ترکها وحمایت آمریکا از این اولتیماتوم اطلاع یافته بود راهی به جز تسلیم نیافته وسرانجام عذراوجالان را می خواهد. رانده از سوریه اوجالان تلاش می کند تا از کشورهای مختلف تقاضای پناهندگی نماید ولی این تلاشش نتیجه نداده وعاقبت چنانکه می دانیم درسال1999 درکنیا دستگیر شده وبرای محاکمه به ترکیه آورده می شود. 

پ ک ک بعد از دستگیری عبدالله اوجالان

مدتی بعد ازخوابیدن سرو صدای اعتراض سازمانهای سیاسی کرد که در رابطه با دستگیری اوجالان کشورهای اروپایی را فرا گرفته بود بالاخره رهبران پ ک ک به خود آمده وتلاش دوباره ای را برای سازماندهی خود آغازمی نمایند.اولین اقدام در این رابطه اعلام آتش بس ونجات بازوی نظامی سازمان از نابودی قطعی می باشد.قدم بعدی معرفی سازمان در افکارعمومی دنیا وخصوصآ افکارعمومی اروپا به عنوان یک جریان دموکراتیک می باشد.در اینجا باید این نکته راخاطر نشان شویم که اعضا وهواداران پ ک ک با آتش زدن مغازه ها - باجگیری - بستن اتوبانها وکشتن مخالفین خود نامی بسیار منفی از خود به جای گذاشته اند وجود صدها پرونده جنایی در دادگاه های اروپایی برعلیه رهبران واعضای این سازمان توانسته تا حدودی پرده ازخلاف کاریهای این سازمان بردارد. برای اصلاح تصویرمنفی رهبران سازمان تصمیم به عوض کردن نام کرده وبدین ترتیب سازمان پ ک ک اوایل به کادک وازسال 2003 به کنگره گه ل تغییر نام پیدا می کندولی  ساخت استالینیستی وکیش شخصیت پرستی که تمام تار وپود این سازمان رافراگرفته عملآ راه هر گونه دگرگونی بنیادین رامسدودساخته ودر عمل چنانکه خواهیم دید اعضای این سازمان تحت اجرای اوامر رهبر آپو هر صدای مخالفی را خفه می نمایند. طوری که ترس از این سازمان تمام اقشارمردم کرد وغیرکرد رافرا می گیرد. سازمانی که زمانی برای احقاق حقوق ملت کرد به پاخواسته بود اکنون به اصلی ترین ضایع کننده حقوق این خلق تبدیل گردیده است.عبدالله اوجالان رهایی خود از زندان ترکیه را به هدف اصلی پ ک ک تبدیل کرده و شعاربدون اوجالان زندگی هرگزرا به شعاراصلی سازمان تبدیل می کند .بدین ترتیب است که اوجالان برای تحمیل آزادی خود به دولت ترکیه فرمان ازسر گیری به اصطلاح مبارزه مسلحانه رادرسال 2003 صادرمی کند.صدور این فرمان به اختلافات داخلی در رهبریت پ ک ک دامن زده ومتعاقب آن عده کثیری از رهبران سازمان ازجمله عثمان اوجالان وکانی ییلمازکه براین عقیده اند که عبدالله اوجالان گروگان حکومت ترکیه بوده ودستورهای  سازمان های امنیتی ترکیه  رابه پ ک ک  می رساند اواخراوگوست سال2004  از  پ ک ک جدا شده و با ایجاد سازمان میهن پرستان کردستان وبا کمک تشکیلات جلال طالبانی موقتآ اسلحه را زمین گذاشته وبرای همکاری با نیروهای آمریکایی اعلام آمادگی می نمایند. طبیعی است که برای رهبر آپو وسازمان استالینیستی آن بد ترین جرم خیانت می باشد وچون انشعاب از این سازمان خیانت محسوب می گردد لذا عبدالله اوجالان در دیداربا وکلای خود فرمان قتل انشعابیون را به مراد قاراییلان دست نشانده خود میدهد.ازطریق تلویزیون روژ  فرمان نابودی مخالفان در تمام کردستان پخش می گردد.بزودی جوخه های اعدام تشکیل گردیده وبرای عملی کردن خواسته های رهبر گسیل می گردند.تا کنون شاپور بادشیوا -حکمت فیدان - کانی ییلماز- صبری توری ازرهبران سابق پ ک ک قربانی این جوخه های مرگ گردیده اند.رهبران انشعابیون از وجود لیست بیست وپنج نفره ای خبر می دهند که از طرف پ ک ک فرمان قتلشان صادر شده است.در مورد کانی ییلماز باید به این نکته اشاره کنیم که وی مدت ده سال درزندان ترکیه وسه سال درزندانهای انگلستان وآلمان به سر برده واز وی به عنوان فرد دوم در تشکیلات پ ک ک نام برده می شده. به اعتقاد بسیاری از کسانی که تحولات این سازمان را پی گیری می نمایند.پ ک ک برای بیرون رفتن از بزرگترین بحران تاریخ خود که موجودیت این سازمان راهدف قرارداده است به طورفزاینده ای به حربه تروریسم تاکید خواهد نمود.حتی خود اوجالان نیز به این نکته اشاره نموده وپیش بینی میکند که بزودی هریک از رهبران این سازمان دارودسته خود را ایجاد خواهد کرد. ملت آذربایجان با آگاهی کامل ازبحران فعلی پ ک ک  باید خود را برای تحریکات بیشتر این گروه در حال اضمحلال آماده نمایند.

تحلیل پ ک ک از وضع جهان ومنطقه 

چنانکه اشاره کردیم پ ک ک در سال 2003 تحت فشارهای جهانی نام خود راعوض کرده وازاین پس کنگره گه ل نامیده می شود.رهبران سازمان در این سال تحلیلی ازشرایط منطقه وجهان را ارایه داده وتاکتیکها واستراتژی آینده را پی ریزی می کنند. برای درک سیاستهای این سازمان وهدف های آن لازم میدانیم به طور خلاصه هم که شده اشاره ای  بکنیم. از دیدگاه پ ک ک امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا بالاخره این نکته را درک نموده که برای حل بحران خود دیگرروش سابق مستعمره سازی را کنار گذاشته و درعوض سیاست تدریجی دموکراتیزه کردن رادرپیش گرفته است .پیشرفت علوم وتکنولوژی جدید این امکان را برای سرمایه جهانی فراهم نموده که خود را از درون رفورمیزه نموده وبدین ترتیب سلطه خود را درجهان تضمین نماید. از این نظر کشورهایی که با نظامهای دیکتاتوری لاییک ویا مذهبی اداره می شوند درتضاد با سرمایه جهانی قرارگرفته ونهایـتآ محکوم به نابودی می باشند. این رسالت امپریالیستها را سران پ ک ک مثبت ارزیابی کرده وبه روشنفکران این جوامع توصیه می کند که در مقابل پروسه دموکراتیزه کردن موضع نگرفته بلکه با پذیرفتن رهبری پ ک ک این پروژه مترقی سرمایه جهانی را تحقق بخشند .حمله نیروهای امریکا- انگلیس به عراق وتعویض حکومت صدام حسین نیز به عنوان مدلی معرفی می شود که میتوان آن را در کشورهای دیگر منطقه هم به اجرا گذاشت و آمریکا در این رابطه میتواند روی همکاری تمام وکمال کردها حساب کند. به باور پ ک ک آمریکا در طرح خاورمیانه خود نقش اساسی را به ملت کرد داده وپیوسته سعی دارد این ملت را برای ایفای نقش  تاریخی خود آماده نماید. سیاست جدید رهبران پ ک ک در اعلام نوکری خود به آمریکا هیچ نتیجه مثبتی را برای این سازمان به ارمغان نیاورده وچنانکه دیدیم آمریکا سازمان کنگره گ ل را هم  دوماه بعد از تشکیل آن به عنوان یک سازمان تروریستی به رسمیت شناخت. درمانده از چنین شکست سیاسی رهبران پ ک ک جنگ تروریستی خود را بر علیه ملتهای کرد وترک دوباره از سرمی گیرند.با از سر گیری جنگ تروریستی عبدالله اوجالان ویارانش درپی این هدفند که به وجهی موجودیت خود را به آمریکاییها نشان داده و توجه آنها را نسبت به خود جلب نمایند. و اما از دیدگاه دیگر احزاب وسازمانهای کرد که همگی در تحت حمایت نیروهای آمریکایی درشمال عراق لانه گزیده اند از سرگیری دوباره جنگ در شرایطی که کردستان عراق تنها با حمایت نظامی آمریکا برسر پا ایستاده وموضوع کرکوک نیز به نفع کردها پایان نیافته می تواند نهایتآ به ضرر کردها تمام به شود.با اینکه همه این احزاب وسازمان ها در مورد ایجاد کردستان بزرگ با پ ک ک هم عقیده میباشد ولی در بکار بردن روشهای لازم برای رسیدن به این هدف با رهبران پ ک ک اختلاف جدی دارند. از جمله این احزاب میتوان به حزب دموکرات کردستان ایران اشاره نمودکه در زیر حمایتهای مسعود بارزانی و نیروهای آمریکایی با آرامش تمام سرگرم آماده کردن پیشمرگه های خود برای روز ایکس می باشد.

 

اورمیه لی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:24  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

امنیت ملی ما باید در خارج از مرزهای آذربایجان کنونی تعریف شود

        امروزه امنیت ملی و منافع ملی چنان برای دولتها و ملتها مهم می باشد که هر حکومت و مردمی می خواهد بیشترین هزینه را در راه امنیت ملی خود خرج کند و خود و مردم خود را حفظ کند. امروزه دیگر قدرتهای بین المللی و منطقه ای و محلی بر اساس نیازهای امنیتی خود دارای تعاریف مخصوص خود می باشد و در این تعریف سعی می کند دفاع از مرزهای ملی خود را در ورای مرزهای خود تعریف کند و دفاع ازامنیت ملی خود را به خارج از مرزهای ملی خود انتقال دهد ودر آنجا از امنیت خود دفاع کند.

        آمریکا به عنوان قدرت  بین المللی  دفاع از امنیت ملی خود را در ورای مرزهای ملی خود تعریف کرده و در عین حال حفظ منافع ملی خود، در تمامی  نقاط دنیا را بر همه چیر ارجح می داند. حمله به افغانستان و عراق و درگیری لفظی با ایران و سوریه را در همین راستا می توان ارزیابی کرد و همچنین جمهوری اسلامی به عنوان یک دولت فارسگرا دفاع از امنیت خود را به خارج   از مرزهای خود انتقال داده و با حمایت مادی و معنوی و تکنولوژیکی از گروههای تروریست در لبنان و فلسطین دفاع از امنیت خود را در مرزهای اسرائیل،  متحد استراتژیک آمریکا انجام می دهد و همچنین با نفوذ و حمایت از گروهای شیعه عراقی می خواهد تنش را از لب مرزهای خود به داخل گروهای سیاسی و نظامی عراق انتقال داده و از متحد شدن آنها بر اساس ملیت و هویت مشترک عربی جلوگیری کند و آنها را به فرقه های مذهبی مختلف تبدیل کرده و با همدیگر درگیر کند. با حمایت از ارمنستان در مقابل آذربایجان توانسته است تا حدودی از قدرت گرفتن آذربایجان جلوگیری کند و همچنین با حمایت از بعضی افراد فارسگرا در جمهوری آذربایجان و ساپورت مالی و تبلیغاتی آنها دولت آذربایجان را از نظر روانی آزار می دهد و توان تاثیر گذاری دولت آذربایجان بر آذربایجان جنوبی را کاهش می دهد.  علاوه بر این در جبهه شمال غرب با حمایت مالی و آموزشی گروه ترویست پ.ک.ک و همچینی بعضی از مرتجعین ترکیه که خود را حزب الله می نامند امنیت ملی ترکیه را با خطر مواجهه کرده است  

 جمهوری اسلامی در شرق و آسیای میانه با حمایتهای فرهنگی و اقتصادی از افغانستان و تاجیکستان  در بعضی از جریانها واپسگرا توانسته است جای پای خود را محکم کند چنانچه چندین نفر از شاعران افغانستان و تاجیکستان عضو به اصطلاح فرهنگستان زبان فارسی می باشد و در افغانستان با نفوذ در بعضی  از گروهای سیاسی و نظامی به دنبال اهداف امنیتی خود می باشد و از نزدیک شدن خطر به مرزهای خود هراسناک است و با خرج هزینه های میلیاردی می خواهد خطرها را از خود دور کند حتی در یمن و عربستان و کویت هم از گروهای شیعی به صورتهای مختلف حمایت می کند و از آنها به عنوان اهرمهای فشار بر علیه دولتهای مذکور استفاده می کند. همه این کارها فقط برای امنیت جمهوری اسلامی بوده است بس. اگر چه با این کارهای خود نظام بین الملل را به چالش کشیده است ولی برای کوتاه مدت قدرت چانه زنی خود را بالا برده است. ولی در بلند مدت با روبرو شدن با تنشهای داخلی و مطالبات سرکوب شده اقوام و ملل امنیت داخلی جهموری اسلامی دستخوش  حوادث غیر قابل کنترل خواهد شد

    فعالان حرکت ملی و گروههای سیاسی و احزاب ملی آذربایجان باید امنیت ملی آذربایجان را نه در مرزهای تاریخی و فعلی آن بلکه درخارج از مرزهای تاریخی و کنونی آن تعریف کنند د رغرب آذربایجان کوردها با زیرکی امنیت ملی خود را در داخل آذربایجان تعریف کرده و با تبلیغات  می خواهند ما را از اهداف واقعی خود منحرف کنند در حالی ما باید دفاع از امنیت ملی خود را در داخل کردستان و نقاط حساس آنها تعریف کنیم. دعوت از تورکها قروه ، بیجار، سنقر برای پیوستن به مبارزه ملی تورکها می تواند یکی از این اقدامات باشد و در هر حال در آذربایجان غربی کنونی،  در مورد مرزهای سیاسی نباید با کوردها بحثی داشته باشیم و در خارج از مرزهای فعلی باید با آنها بحث و جدل کنیم.

      در  مرکز ایران امنیت ملی ما باید در قشقایستان  و در میان  تورکهای ساکن آنجا تعریف و عملیاتی شود. همچنین در شمال شرق ایران هم، خراسان و تورکهای خراسان باید مرکز امنیت ملی ما باشد و علاوه بر آن  در گیلان بندر انزلی حداقل مرز امنیتی و تهران هم در این حوزه باید قرار گیرد و همچین در شمال ، شهر ایروان با استناد به مدارک تاریخی و قتل عامها و نسل کشی ارامنه در مورد تورکها باید مرزهای امنیتی ما  به داخل ارمنستان انتقال یابد چرا که ایروان یک شهر مسلمان نشین بوده است و بسیاری از مراکز تاریخی ما  در آنجا قرار دارد.

       اشتباه استراتئژیک رهبران حکومت ملی این بود که امنیت ملی آذربایجان در داخل مرزهای آنروز تعریف کردند و به جای حمله و تهاجم بر مرکز ارتجاع در تبریز و میانه منتظر قشون ارتجاع آریائی ماندند و به جای کشاندن مبارزه به مرکز ایران و ایجاد اغتشاش در مرکز برای برهم زدن آرامش روانی رقیب و سلب امنیت از حکومت مرکزی در تهران و شهرهای دیگر و همچنین گوشمالی بعضی از سیاسیون و نظامیان ضد تورک در مرکز به مذاکره و عقب نشینی از مرزهای تاریخی آذربایجان مبادرت کرد و این عقب نشینی آنها موجب قدرت گرفتن حریف شد و یکی از علل شکست فرقه دموکرات این مساله می باشد. ارتجاعی که منتظر فرصتی  است که باکمک کشورهای دیگر بر ما بتازد نباید گذاشت د رهیچ جایی آرامش روانی داشته باشد و قدرت تصمصم گیری آنها را در هر زمان و مکانی با عملیاتها ی ایذائی باید برهم زد کاری در زمان حکومت ملی آذربایجان صورت نگرفت. اگر ده نفر از فدائی ها در مواقع مذاکره مراکز ارتجاع را در تهران و شهرهای فارس نشین منفجر می کردند و چند نفر از نظامیان تاثیر گذار را با از جان گذشتگی به قتل می رساندند ارتجاع جرات حمله به آذربایجان را پیدا نمی کرد و در موقع مذاکره از موضع قدرت با مقامات مرکز مذاکره می کردند و آن بلائی که ارتجاع بعدا بر سر ملت تورک آورد دیگر نمی توانست بیاورد. امروزه هم تجارب یکصد سال مبارزات ملت تورک در جلو چشمان ماست نباید فرصت را از دست بدهیم.

بدانیم که"بهترین دفاع حمله است" آن هم باید حساب شده و به مراکز حساس حریف باشد.

 

ائلخان تورک اوغلو

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:21  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

آمريكا و مسئله كردها در عراق

فكرت بيلا
ترجمه: آيدين فرنگى

همانقدر كه سخن گفتن از «مسئله كرد» براى كشورهاى تركيه، عراق، ايران و سوريه امرى عادى تلقى مى شود، اين «مسئله» براى ايالات متحده مسئله اى جديد به حساب مى آيد. آمريكا نخستين بار در سال ۱۹۹۱ و در جريان جنگ خليج با «مسئله كرد» مواجه شد و پس از اشغال عراق در سال ،۲۰۰۳ اين «مسئله» به سطح يكى از مهم ترين مسائل كاخ سفيد در منطقه خاورميانه ارتقا يافت. اكنون آمريكا نه فقط بايد با «مسئله عراق» كه بايد با «مسئله كرد» نيز دست و پنجه نرم كند. اشغال عراق توسط نيروهاى آمريكايى و انگليسى سبب به هم خوردن تعادل موجود در منطقه گرديد. پس از پايان جنگ جهانى اول تا به امروز كشورهاى تركيه، عراق، ايران و تا حدودى سوريه با توجه به تغييرات موجود در عرصه جهانى سياست و اقتصاد، در قبال «مسئله كرد» سياست هاى متغيرى داشته اند. اما پيش از ارائه تحليل درخصوص مختصات كنونى «مسئله كرد»، بايد سرى به صفحه هاى تاريخ بزنيم: در سال هاى جنگ نخست جهانى كه دولت عثمانى نيز در آن دخيل بود و پس از پايان اين جنگ [و فروپاشى امپراتورى عثمانى] كردها سر به شورش گذاشتند. اگرچه اين شورش ها در تركيه و عراق و ايران تفاوت هايى با هم داشتند، هدف مشترك همه آنها كسب استقلال بود.همزمان با واقعه اعلام جمهورى خودمختار مهاباد كردهاى كشورهاى ديگر منطقه نيز شرايط را براى شورش مساعد ديدند. بعدها شمال عراق توانست به عنوان واحدى مستقل از قدرت مركزى ابتكار عمل را در دست بگيرد. مى توان گفت كه سه كشور تركيه، ايران و عراق با نگاهى مشترك به «مسئله كرد» سال ها درخصوص اين مسئله با يكديگر همكارى داشته اند. مثلث آنكارا، تهران، بغداد همواره بر سر «حفظ تماميت ارضى عراق» اتفاق نظر داشته است. البته در كنار اين ديدگاه مشترك، سه كشور مذكور از كردها براى وارد كردن فشار عليه يكديگر نيز بهره گرفته اند. در حال حاضر مى توان ايالات متحده را وارث نقش تاريخى بريتانيا در منطقه دانست. امروز طالبانى رئيس جمهور عراق است و بارزانى رئيس منطقه كردستان اين كشور و كردستان عراق در انتظار الحاق كركوك به اين منطقه به سر مى برد.حمله نظامى آمريكا به عراق و اشغال اين كشور كه تاكنون نيز ادامه يافته، ضلع بغداد را از مثلث آنكارا، تهران، بغداد حذف كرده است. تهران و شام در كانون فشارهاى كاخ سفيد قرار گرفته اند و آنكارا نيز احساس امنيت نمى كند. اكنون آنكارا به جاى هماهنگى با تهران و بغداد، ناگزير به گفت وگو با واشينگتن مى پردازد، اما اختلاف موجود بر سر منافع، مانع از همپوشانى سياست هاى دو دولت مى شود. تركيه، ايران و سوريه هر سه با تشكيل حكومت هاى مستقل كرد مخالف هستند، ولى هيچ يك از اين سه كشور، قدرت مقابله با سياست هاى منطقه اى ايالات متحده را ندارند. براساس آنچه مطرح شد، كاخ سفيد امروز با مسئله اى به نام «مسئله كرد» مواجه شده است. بى ترديد كردهاى شمال عراق با هدف تشكيل يك دولت مستقل كرد، منتظر وقوع تغييرات جديدى هستند. كردهاى عراق نه تنها دغدغه «حفظ خاك و ملت عراق» را در سر نمى پرورانند بلكه هدف آنها بيش از يك چيز نيست: كسب استقلال. تصميم ايالات متحده در اين مقطع تصميم سرنوشت سازى خواهد بود. بدون حمايت كاخ سفيد تشكيل يك دولت مستقل كرد در منطقه عمل دشوارى خواهد بود.آيا آمريكا مى تواند به رغم مخالفت سه كشور تركيه، ايران و سوريه با تشكيل دولت مستقل كرد در عراق موافقت كند؟ پاسخ به اين پرسش، در هر حال كاخ سفيد را نيز درگير «مسئله كرد» خواهد كرد.
منبع:مليت

دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ - - ۱۳ مارس ۲۰۰۶

www.sharghnewspaper.com

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:20  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

محور اسرائيل ـ عراق ـ کردستان
کردها مورد توجه اسرائيل هستند

سيمور هرش* - نيويورکر - برگردان: ح. نادری

چهارشنبه ٢٣ دی ١٣٨٣ – ١٢ ژانويه ٢٠٠۵

ژوئيه 2003 يعنی دوماه بعد از اعلام جرج بوش بر پيروزی جنگ در عراق نه تنها جنگ پايان نيافت بلکه به نفطه تاسف آوری رسيده است. اسرائيل که يکی از مدافعين پروپا قرص اين جنگ بود، نسبت به اشغال عراق به دولت بوش هشدار داد که آمريکا اينک بايد با گسترش شورش ـ بمب گذاری و ترورـ مقابله کند. مامورين اطلاعاتی اسرائيل در عراق اعلام ميدارند که شورشيان از حمايت مامورين امنيتی ايران و ديگر مبارزان خارجی که از مرز ايران ـ عراق گذر ميکنند بر خوردار ميباشند. اسرائيل از آمريکا خواست که مرز ايران و عراق را ببندد. اين مرز اما باز ماند.
پاتريک کلوسون* معاون مدير انستيتو واشنگتن در امور سياسی خاورنزديک که رابطه نزديکی با کاخ سفيد دارد ِميگويد: "دولت آمريکا از اطلاعات اسرائيل در باره ايران نا آگاه نيست. مسئله اين نيست که در تابستان گذشته تدابيری در بستن مرز گرفته ايم يا نه؟ بلکه مسئله اين است که داشتن رابطه عادی بين عراقيها و ايرانيان و مرز نشينان و هزاران زائر که از مرز ميگذرند، حائز اهميت است. مسائلی که ما با آن روبرو هستيم اين است که آيا اين نوع توافق ارزش آن را دارد؟ آيا ما ميخواهيم عراقيها را منزوی کنيم؟ جواب اين است که تا زمانی که ايرانيان دست به اسلحه نبرند و به روی ما شليک نکنند، ارزش آن را دارد که مرز باز باشد." او می افزايد که اسرائيليها در تابستان گذشته اصلا با ما موافق نبودند. نگرانی آنها کاملاَ روشن بود: اينکه ايرانيان سازمانهای اجتماعی و خيريه در عراق ايجاد کردند و از آنها جهت آموزش و حمله نظامی عليه آمريکا استفاده خواهند کرد. افزايش خشونت مويد اين هشدارها ميباشد. اوايل اوت، شورش عليه اشغال عراق با بمب گذاری در بغداد در سفارت اردن و نيز دفتر سازمان ملل متحد آغاز و منجر به کشته شدن 45 نفرشد. يکی از افسران سابق اطلاعاتی اسرائيل اظهار داشت: "اسرائيل به اين نتيجه رسيد که آمريکا اکنون امکانات کمتری در برخورد با ايران در اختيار دارد، مگر اينکه بر اوضاع عراق مسلط شود. آمريکا نميتواند از نظر نظامی متحمل شکست بشود ولی از نظر سياسی آری."
فلينت ليورت* کارشناس سابق سيا که تا سال گذشته در شورای امنيت ملی مشغول به کار بود و اينک در مرکز سابان* در بارۀ مسائل سياسی خاورميانه فعاليت ميکند ِ بمن گفت: "دولت آمريکا در تابستان اين شانس را ميتوانست داشته باشد تا شرايط را تغيير دهد. زيرا ماموريت انجام شده بسيار زودرس بود. يعنی اظهارات بوش بسيار عجولانه بود. اطرافيان بوش ميتوانستند به متحدين آمريکا مراجعه کرده و از آنها تقاضای کمک و سرباز بيشتر برای عراق بنمايند. نو محافظکاران اما براين عقيده بودند که ما خود به تنهائی اين کار را انجام ميدهيم." ليورت ادامه ميدهد: "رئيس جمهور با کمی تاخير فقط متوجه شرايط شد. تا آن حدی که حالا يا ميبايستی استراتژی خود را تغيير دهد يا اينکه تدابيری سختتری در سرکوب شورشيان اتخاذ نمايد. پس دولت آمريکا تصميم به بکار گرفتن مدل گوانتانمو در عراق نمود. اين اقدام اما مانع از پايان يافتن حرکت شورشيان نشد و متعاقبا شاهد اتفاقات رسوا آميز زندان ابو غريب بوديم."
در ابتداً ماه نوامبر رئيس جمهور بوش از رئيس سيا مستقر در بغداد، اطلاعات و ارزيابی نگران کننده ای دريافت داشت که حاکی از هم پاشی امنيت در عراق بود. اين گزارش حاکی است که هيچ يک از نهادها و يا سران احزاب سياسی عراق بعد از جنگ توانائی حکومت کردن يا بر گزارکردن انتخابات و تدوين قانون اساسی جديد را ندارند.
چند روز بعد بعلت خشونت زياد، دولت آمريکا سر انجام تصميم به تغيير سياست يکجانبه گرفت و تاريخ 30 ژوئن را برای انتقال قدرت به دولت انتقالی را برنامه ريزی کرد. اين تصميم به آمريکا اجازه ميداد تا سازمان ملل متحد را در روند آرام سازی شريک نمايد. يکی از مشاوران سازمان ملل متحد در امور عراق بمن گفت: "يک سال قبل از انتخابات رياست جمهوری آمريکا، آمريکائيان دست پاچه شده و تصميم گرفتند خطای خود را با سازمان ملل متحد و عراقيها تقسيم نمايند."
يک کارمند سابق دولت بوش که از جنگ حمايت ميکرد ِ در پائيز گذشته از عراق بازديد نمود و ارزيابی نااميدکننده ای داشت. او سپس به تل آويو رفت و با مقامات سياسی و اطلاعاتی آن کشور ديدار نمود. او اعلام ميدارد که اسرائيليها هم از اين وضعيت نااميد هستند. همانطوريکه آنها (اسرائيليها) پيش بينی ميکردند ِ هشدارها و توصيه های آنها مورد توجه آمريکائيها قرار نگرفت و جنگ آمريکا عليه شورشيان بطور ناگواری ادامه دارد. اين مقام می افزايد که نگرانی اسرائيليها اين نيست که در عراق اشتباه صورت گرفته است ِ بلکه موضوع از اين قرار است که آيا ما نبايد در بدترين حالت يک ارزيابی از نقشه خود داشته باشيم و اينکه چگونه بايد آن نقشه را به اجرا در آورد."
اعود باراک نخست وزير سابق اسرائيل و از پشتيبانان حمله آمريکا به عراق به طور خصوصی به ديک چنی معاون رئيس جمهوری آمريکا گفته است که آمريکا جنگ را در عراق باخته است. يک مقام نزديک به باراک گفت: "اسرائيل دريافت که هيچ وسيله ای برای پيروز شدن در اشغال ندارد. باراک به چنی گفت تنها خروج از بحران اين است که حد و ميزان تحقير و سرخوردگی خود را انتخاب بکنيد. ديک چنی اما به اين نظر باراک جواب نداد."
در پی يک سری مصاحبه در اروپا ِ خاورميانه و ايالات متحدۀ مقامات ديپلماتيک بمن گفتند که اواخر سال گذشته اسرائيل به اين نتيجه رسيد که دولت بوش توانايی برقراری ثبات و استقرار دمکراسی در عراق را ندارد و اسرائيل به تاکتيک ديگری نياز دارد. دولت آريل شارون تصميم گرفت خسارات ناشی از جنگ به استراتژی اسرائيل را از طريق افزايش روابط ديرينه با کردهای عراق کاهش دهد. و آن برقراری حضور زمينی قابل توجه در منطقه نيمه خودمختار کردستان بود. بعضی ديپلماتها اين تصميم شارون را بی اثر دانسته و آنرا پر هزينه ارزيابی کردند. زيرا معتقدند که يک جنبش بالقوه ميتواند بيش از پيش منجر به ويرانی و خشونت شود. اين در حالی است که شورش در عراق در حال گسترش ميباشد. سرويسهای اطلاعاتی و نظامی اسرائيل هم اکنون بدون دغدغه به آموزش کماندوها در کردستان مشغولند. آنچه برای اسرائيل با اهمييت است پوشش عمليات آن در داخل ايران و سوريه ميباشد. اسرائيل بويژه از جانب ايران احساس تهديد ميکند. زيرا موقعيت ايران بعد از جنگ تقويت شده است. کارمندان اسرئيل به موساد (سرويس جاسوسی اسرائيل) ميپيوندند و تحت پوشش تجار به فعاليت می پردازند و در بعضی موارد فاقد پاسپورت اسرائيلی هستند.
مارک رگيو* سخنگوی سفارت اسرائيل در واشنگتن در واکنش به اين اطلاعات، آنرا تکذيب کرد. مقامات رسمی کردها و نيز سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا از اظهارنظر درباره حضور اسرائيلها در کردستان خودداری نمودند. معهذا يکی از کارمندان عاليرتبه سيا در هفته گذشته (ژوئن 2004) در يک مصاحبه حضور ِ اسرائيليها و عمليات آنها در کردستان را مورد تائيد قرار داد. اين مقام بمن گفت: "اسرائيليها اين طور ارزيابی کردند که راه ديگری نداشتند. آنها فکر می کنند که در آنجا بايد حضور داشته باشند." از اين مقام پرسيده شد که آيا واشنگتن اين کار اسرائيليها را تائيد ميکند؟ او با خنده جواب داد که آيا شما کسی را سراغ داريد که به اسرائيل بگويد چه کاری بايد انجام بدهد؟ آنچه را اسرائيليها بنفع خود ميدانند انجام ميدهند. اين مقام سيا اضافه ميکند که حضور اسرائيليها در کردستان برای سرويس اطلاعاتی آمريکا شناخته شده است.
تصميم اسرائيل جهت ايجاد تعادل حضوری در کردستان بنام "نقشه ب" تنش بين اسرائيل و ترکيه را بر انگيخت. اين عمل اسرائيل باعث رنجش سياستمداران ترک شد و به اتحاد موقت سه جانبه ايران ـ ترکيه و سوريه منتهی گشت. به عبارت ديگر همه کشورهائيکه دارای اقليت ملی هستند.
در اوايل ژوئن 2004 يک نامه سری از ونس کاننيسترارو* رئيس باز نشسته سلول ضدتروريستی در استانبول و معاونش فيليپ جيرالد* بطور خصوصی بين مامورين اطلاعاتی رد و بدل ميشد. در اين نامه آمده است: منابع موثق ترک اشاره داشتند که گسترش حضور اسرائيليها در کردستان بيش از پيش متوجه ترکها است و ايجاد يک دولت مستفل کُرد را تشويق ميکنند. ترکها اشاره دارند که عمليات گسترده سرويسهای اطلاعاتی اسرائيل در شمال عراق همه نيروهای ضد دولت سوريه و ايران را گرد هم مياورند واز کردهای ايرانی و سوری که مخالف رژيم های خود هستند ، پشتيبانی ميکنند.
بعد از اولين جنگ خليج، جامعه ملل هر گونه پروازهای نيروی عراق را در کردستان عراق ممنوع کرد. کردهای عراق به کمک سازمان ملل متحد که بخشی از در آمد نفتی را به آنان اختصاص داد، موفق شدند در سه استان شمالی عراق پروژه های مهمی را به اجراه در آورند. معهذا آنچه مربوط به همه کردها ميشود، "کردستان تاريخي" فراتر از مرزهای عراق بوده و شامل مناطقی از ايران، سوريه و ترکيه ميشود. هر يک از اين سه کشور ميترسد که کردستان عراق عليرغم اظهارات و تعهدات علنی در تماميت ارضی در صورتيکه بعد از 30 ژوئن شرايط عمومی بهبود نيابد، اسقلال خودرا از دولت انتقالی اعلام نمايد.
مداخله اسرائيل در کردستان تازگی ندارد. در جريان سالهای 60-70 ميلادی اسرائيل فعالانه از شورش کردها بعنوان يک عنصر استراتژی سياسی خود در جهت يافتن متحدين جديد غيرعرب در خاورميانه عليه عراق حمايت نمود. در سال 1975 زمانيکه واشنگتن با شاه ايران جهت آتش بس و قطع حمايت از خواسته کردها برای خودمختاری در عراق به توافق رسيد، کردها مورد خيانت آمريکا قرار گرفتند. خيانت و خشونت در دو دهه بعد از آن به يک امر عادی درآمد. کردها در عراق شديدأ توسط صدام حسين سرکوب و عليه آنان سلاح شيميايی بکار برده شد. در سال 1984 حزب کارگران کردستان ترکيه (پ-ک-ک) عمليات نظامی جدايی طلبی را به راه انداخت که 15 سال طول کشيد و بيش از 30 هزار نفر اکثرأ از کردها کشته شدند. دولت ترکيه بطور خشن جدايی طلبان را سرکوب و سپس عبدالله اوجالان رهبر پ ک ک را دستگير کرد. اين حزب اينک به کنگره خلق تغيير نام يافته و در ماه مه 2003 اعلام نمود؛ آتش بس يکجانبه را که 5 سال طول کشيد، پايان ميدهد و شهروندان ترک بار ديگر مورد هدف قرارخواهند گرفت.
رهبری کردهای عراق در ماه ژوئن 2004 بخاطر حمايت آمريکا از قطعنامه سازمان ملل در باره تماميت ارضی عراق بتصويب رسيده متعجب شد. زيرا قانون اساسی موقت به اقليت کردها حق وتو در قانون اساسی دائمی آينده ميداده است. رهبران کرد بلافاصله در يک نامه به رئيس جمهور بوش اخطار نمودند که آنان در دولت جديد تحت کنترل شيعيان شرکت نخواهند کرد مگر اينکه حقوق آنها در قانون اساسی موقت کنونی حفظ شود. در اين نامه آمده است که خلق کرد ديگر شهروند درجه دومی را در عراق نمی پذيرد.
نگرانيهايی مبنی بر حرکت کردها در تصرف شهر کرکوک و نيز مناطق نفت خيز ِ بوجود آمده است. شهر کرکوک زير سلطه عراقيهای عرب قرار دارد. در سالهای 70 صدام حسين با کوچ دادن عربها باين مناطق سعی در عربی کردن منطقه نمود. کردها اما کرکوک و نفت آنرا متعلق به وطن تاريخی خود ميدانند. يکی از کارشناسان آمريکايی فعال در عراق بمن گفت: "اگر کرکوک از جانب کردها مورد تهديد قرار بگيرد، شورشيان ُسنی عرب با ترکمنها به آن منطقه حمله ور خواهند شد و حمامی از خون به راه مياندازند حتی اگر کرکوک به تصرف کردها در آيد، آنان نميتوانند نفت را به خارج صادر نمايند زيرا همه لوله ها از شهرهای سنی نشين عرب ميگذرند."
يکی از افسران عاليرتبه امنيت آلمان در مصاحبه ای اعلام نمود: "کردستان مستقل با ذخاير نفتی قابل توجه اثراتی بر وضعيت سوريه، ايران و ترکيه خواهد داشت و منجر به بی ثباتی دائم در خاورميانه ميشود. حال هرچه ميخواهد پيش بيايد. اين يک نظر عمومی است." يک مقام ديگر عاليرتبه آلمانی ميگويد: "عناصری از دولت بوش بخصوص در وزارت دفاع آن نظير پل ولفوويتز تمايل به استقلال کردستان دارند." از نظر اين مقام آلمانی اين فکر خطا است. زيرا کردستان مستقل بمثابه يک اسرائيل جديد در محاصره ملت های مخالف قرار خواهد گرفت. اعلام استقلال کردستان با واکنش ترکيه روبرو خواهد شد- احتمالا جنگ- و اسرائيل متحد با اهميت خود يعنی ترکيه را از دست ميدهد". در ده سال اخير روابطه ترکيه و اسرائيل بعنوان متحد با اهميت سياسی اقتصادی گسترش يافت. هر ساله هزاران اسرائيلی بعنوان جهانگرد از ترکيه ديدن ميکنند. مخالفت ترکيه با جنگ در عراق روابط اين دو کشور را تا حدی دشوار نمود. ترکيه اما سمت و سوی به غرب دارد و با وجود پيروزی نيروهای اسلامگرا در انتخابات مجلس 2002 ِ بطور نسبی کشوری است لائيک و برای پيوستن به اتحاديه اروپا تلاش ميکند. بر عکس روابط ترکيه و سوريه سالها تيره بوده و حتی بعضی مواقع به برخوردهای آشکار منجر شد. ترکيه و ايران سالهای طولانی رقبای مرزی بودند. تنش بين آنان حول گرايش به غرب ترکيه و غيرمنعطف بودن نظام مذهبی ايران ميباشد. اما بدبينی آنها نسبت به مسئله کردها تمامی اختلافاتشان را به کنار ميزند.
يک مقام اروپائی در امور خارجه در يک گفتگو در ماه مه 2004 اظهار داشت: "از همپاشی اتحاد اسرائيل و ترکيه شکستی برای منطقه است. برای جلوگيری از شکست و فاجعه همکاری همه کشورهای همسايه بعنوان يک هويت مشترک ضروری است." معهذا اسرائيليها همه کشورها را باستثنا کردستان مخالف خود ميداند. اسرائيل معتقد است که ايران در مرحله دستيابی به سلاحهای اتمی است و درنظر دارد به کمک سوريه از فعاليتهای تروريستی فلسطينيان در هنگام عقب نشينی از نوار غزه حمايت کند.
يک افسر سابق اطلاعاتی آمريکا ميگويد: "اسرائيليها جنگجويان شيعه طرفدار مقتدا صدر را بمثابه اسب تروا ايران ميدانند. موفقييت آنها در مبارزه عليه نيروهای ائتلافی در عراق بخاطر کمکهای تسليحاتی و اطلاعاتی و آموزشی ايران است. او ميافزايد: نشانهای اين حمايت را در تابستان گذشته شاهد بوديم. ولی کاخ سفيد نميخواست بشنود و استدلال کاخ سفيد اين است که ما در حال حاضر نميتوانيم به مسئله ديگری حمله کنيم. ما نمی توانيم ايران را به نقطه ای برانيم. در حاليکه خودمان در تقابل و مبارزه با نيروی ديگری هستيم." بر اساس اسنادی که بدستم رسيد در تابستان گذشته دولت بوش در نشستی نيروهای نظامی را به تهيه نقشه ای بنام «عمليات استوارت» جهت دستگيری و در صورت ضرور قتل مقتدا صدر فرا خوند. اما اين نقشه بخاطر پی بردن مقتدا صدر لغو شد. هفت ماه بعد نيروهای ائتلاف از فعاليت روزنامه او جلوگيری کردند. اين کار باعث بحران شد و شرايطی بوجود آمد که مقتدا صدر توانست موقعييت خود را بعنوان کسی که بايد در سرنوشت سياسی و نظامی بوجود آمده بعد از 30 ژوئن نقشی ايفاٍ نمايد تثبيت کرد.
يک افسر سابق اسرائيلی ميگويد "هدف بلاواسطه اسرائيل بعد از 30 ژوئن اين است که واحدهای کماندويی کردها را جهت ايجاد تعادل قوا در مقابل جنگجويان شيعه در جنوب عراق آموزش بدهد، آنطوريکه عمليات آنها همسان کماندوهای اسرائيلی ميستر اويم باشد. اين افسر ميافزايد اگر يک سنی متعصب از جنگجويان بعثی کنترل اوضاع را بدست بگيرد- حتی مثل صدام حسين مخالف اسرائيل- اسرائيل کردها را رها خواهد نمود. هدف اوليه اسرائيل در کمک به کردها اين است که اسرائيل می بايد به آنچه که واحدهای کماندويی آمريکا نتوانستند انجام بدهند- نفوذ ـ کسب اطلاعات ـ به قتل رساندن رهبران شورشيان سنی و شيعه در عراق- نايل آيد. اين افسر سابق اطلاعاتی می افزايد که اين احساس وجود داشت که اين عمل بهترين روش جهت خاموش کردن شورش ميباشد." اما گسترش روابط کرد- اسرائيل باعث رنجش ترکيه شد. زيرا کماندوهای کرد که در عراق دست به عمليات می زنند توانستند به ترکيه نفوذ و اقدام به حملات نمايند. همکاری اسرائيل با کردها بطور غيرقابل اجتناب افزايش يافت. چندين مامور اسرائيلی همراه کماندوهای کرد از مرزهای ايران گذشتند تا دستگاههای تخمين زنی و ديگر وسايل رد يابی تاسيسات مشکوک ايرانی را در خاک ايران مستقر کنند. اين افسر سابق می افزايد: ببينيد اسرائيل از کردها به روش ماکياول حمايت ميکند. اين را ميگويند واقعگرايی سياسی (رئال پوليتيک). او می افزايد: اسرائيل با پيوستن به کردها، چشم وگوش در ايران، عراق و سوريه بدست می آورد. آنچه اسرائيل با کردها انجام ميدهد برای دولت بوش هم غيرقابل پذيرش نيست."
مقامات عاليرتبه آلمانی بمن گفتند که سرويس های اطلاعاتی آلمان با داشتن مدارک اعتقاد دارند که اسرائيل از موقعييت جديد خود در کردستان و در بين کردهای ايرانی و سوری جهت اهداف مخفی و عملياتی استفاده ميکند. سوريها و لبنانيان معتقدند که سرويسهای اطلاعاتی اسرائيل در اعتراضات خشونت آميز اواسط ماه مارس در سوريه نقش داشتند. اين درگيری مسلحانه مخالفين کرد سوری با نيروهای نظامی سوريه حداقل باعث کشته شدن 30 نفر شد. اکثر اين درگيريها در خطوط مرزی سوريه ترکيه و عراق تحت کنترل کردها صورت گرفتند.
ميشل سماحا* وزير اطلاعات لبنان گفت که اين تشنجات عليه بشار اسد رئيس جمهور سوريه توسط کردها بر پا شد. دولت سوريه اظهار ميکند که اسنادی در دست دارد که اسرائيل در آماده کردن کردها برای مبارزه عليه عراق، سوريه، ترکيه و ايران فعاليت دارد.
يک مقام عاليرتبه امنيت امريکا بمن گفت: "او فکر ميکند دولت بوش بطور دائم نسبت به ايران اشتباه ميکند. ايرانيان ميل دارند که آمريکا در عراق گير افتد و در همانجا مشغول بشود ولی هرگز مايل به شکست آن نيستند. او می افزايد سؤال نگران کننده اين است که در صورت استقلال کردستان و با داشتن رابطه تنگاتنگ با اسرائيل عکس العمل ايران چه خواهد بود؟ قدر مسلم ايران يک ناو هواپيمابر اسرائيلی را در خاک خودش يعنی يک پايگاه نظامی در مرزش را تحمل نخواهد کرد."
يک مقام ديگر عاليرتبه اروپايی گفته است: "ايرانيان ميتوانند چيزهای مثبتی در جنوب عراق انجام دهند در صورتيکه در مقابل يک چيز مثبتی بدست آورند. واشنگتن اما اين کار را نخواهد کرد. دولت بوش از ايرانيان تقاضای کمک نمی کند و از سوريها هم نميتواند تقاضا کند. پس چه کسی ايالات متحده را نجات خواهد داد؟ اين مقام می افزايد که در ابتداٍ تهاجم آمريکا به عراق چندين مقام اروپايی به همتاهای ايرانی خود گفتند که شما در منطقه برنده خواهيد شد." علرغم اعتراضات زياد اين فثط اسرائيل نيست که فکر ميکند ايران شديداٌ و مخفيانه در تلاش به دستيابی بمب اتم است... يک مقام آژانس بين المللی انرژی بمن گفت: "سؤال اصلی اينست که آيا اسرائيل ايران را بمباران هوايی خواهد کرد؟"
محمد البرادعی دبير آژانس بين المللی انرژی اتمی چندين بار اعلام نمود که آژانس بين المللی هيچ مدرک و نشان دقيقی مبنی بر برنامه نظامی اتمی ايران پيدا نکرد و خيلی زود است تا نسبت به اين موضوع قضاوت شود.
پاتريک کلوسون* از انستيتو مطالعات سياسی خاورميانه در باره ترديد دولت بوش ميگويد: "اگر مکانی از تاسيسات اتمی را پيدا کنيم اين مکان بلافاصله قبل از آمدن بازرسان بين المللی بر چيده ميشوند. زيرا سازماندهی بازرسان اغلب هفته ها طول ميکشد و بعد از آن چيزی پيدا نميکنند. کلوسون اشاره ميکند که نگرانی اصلی اسزائيل از امنيت ملی خويش ايران است. بدين ترتيب حضور اسرائيل در کردستان اين امکان را برايش فراهم ميآورد تا تلاشهای اتمی ايران را زير نظر بگيرد.
يک افسر سابق سرويس اطلاعاتی آمريکا ميگويد: "روابط اسرائيل با کردستان بسيار با اهميت تر از ائتلافش با ترکيه است. ما ترکها را دوست داريم. ما اما بايد فشارروی ايران را ادامه دهيم. کردها آخرين گروه بازمانده نزديک به ايالات متحده هستند. تنها اين سؤال وجود دارد که چگونه آنان را با ترکيه آشتی بدهيم. امکان آشتی وجود ندارد."
يک روز يک مقام عاليرتبه ترک در استانبول تشريح ميکرد: "قبل از جنگ عراق،. اسرائيل در کردستان فعال بود و حالا بيش از پيش اين فعاليت برای ما و نيز برای آنان خيلی خطرناک است. ما مايل به تقسيم شدن عراق نيستيم. يک ضرب المثل ترکی ميگويد: ما برای کشتن شپش پتو را آتش ميزنيم. ما به کردها گفتيم که ما از شما هراسی نداريم. شما اما بايد از ما بترسيد." يک ديپلمات ديگر ترک بيان داشت: "ما بدوستان اسرائيلی و کرد خودمان گفتيم که ُحسن نيت ترکيه در تماميت ارضی عراق است. ما از ديگر راه حلها حمايت نمی کنيم. شما اگر موفق به تجزيه عراق بشويد جنگ و خونريزی و زجر و مشّقت در خاورميانه بيشتر ميشود....و سراسر جهان مدعی آن خواهد شد که آمريکا در عراق يک برنامه مخفی برای تقسيم اين کشور داشته است." اين ديپلمات ترک شرايط را با يوگسلاوی سابق تشبيه می کند با اين تقاوت که در بالکان نقت وجود ندارد. او با درس از يوگسلاوی سابق ميگويد: "وقتی تو از يک کشور استقلال ميگيری همه خواهان استقلال خواهند بود. اگر اين کار در عراق رخ بدهد کرکوک به سارايوو عراق مبدل خواهد شد." يک ديپلمات ديگر ترک در آنکارا تشريح کرد که دولت مطبوعش نگرانی خود را از فعاليت های نظامی اسرائيل در کردستان به وزارت خارجه اسرائيل ابلاغ نمود. اسرائيليها اما منکر آموزش و خريد املاک در کردستان شدند و اظهار داشتند که اين اعمال رسميت ندارد. اما توسط افراد خصوصی صورت گرفته است. بطور قطع سرويسهای اطلاعاتی ترکيه اذعان دارند که اظهارات اسرائيليها صحت ندارد. اين سياست نه برای آمريکا خوب است نه برای عراق يا اسرائيل و يهوديها...
يک کارمند عاليرتبه کاخ سفيد از تمايل دولت آمريکا درباره استقرار دولت انتقالی قابل قبول تا قبل از 30 ژوئن2004 اظهار داشت: "دولت بوش با مراجعه به آقای اخضر ابراهيمی نماينده ويژه سازمان ملل از او خواست يک دولت انتقالی که بتواند تا انتخابات روی پا بايستد شکل بدهد. به آقای ابراهيمی ماموريت داده شد تا 31 عضو کابينه دولت انتقالی مورد تائيد واشنگتن را انتخاب کند. با اين حال بر اساس بعضی از گزارشات، انتخاب آقای اياد علاوی بعنوان نخست وزير باعث نگرانی اخضر ابراهيمی شد.
کاخ سفيد تاکنون سابقه اياد علاوی و مبارزه 20 سال اخيرش عليه صدام و پايه گذاری کنگره ملی عراق مستقر در بريتانيا را مورد بررسی قرار داده بود. اما نقش او بعنوان عضو حزب بعث ناشناخته تر است. در سالهای 60- 70
ميلادی هنگاميکه صدام حسين برای بدست گرفتن قدرت مبارزه ميکرد ِ علاوی در اين مبارزات به صدام کمک کرد.
مارک گرچ* افسر سابق سيا در امور خاورميانه دو مورد از مشخصات اياد علاوی را اينطور بيان ميکند: او دوست دارد بگويد مرد ايده و نظر است. دوم اينکه رفتاری گانگستری دارد. در اوايل سال جاری (2004) يکی از همکلاسيهای دوره دانشجويی پزشکی علاوی بنام خانم دکتر هايفه ال ازاوی* مقاله ای بزبان عربی در لندن در باره خصوصيات علاوی نوشت: "علاوی مردی قوی هيکل است و هفت تير در کمر داشت و دائما اسلحه خود را در هوا می چرخاند و دانشجويان پزشکی را به وحشت می انداخت. ديپلم پزشکی را حزب بعث باو اهدا نمود." علاوی در سال 1971 ظاهراَ برای ادامه تحصيل در لندن مستقر شد. در آنجا مسؤل سازمان عمليات اروپايی حزب بعث و سرويس مخابرات بود. اين مسؤليت تا سال 1975 ادامه داشت.
ونس کانينسترارو افسر سابق سيا ميگويد: "اگر از من بپرسيد که آيا دستهای علاوی به خون آغشته است؟ ميگويم آری. او مامور مزدبگير مخابرات عراق بود و در عمليات جنايی دست داشته است." يکی ديگر از ديپلماتهای خاورميانه که نسبت به بی تفاوتی ايالات متحده آمريکا دربارۀ علاوی دلگير شده است ميگويد: "علاوی عضو «اکيپ ضربت» مخابرات بود. و در تعقيب و قتل اعضای سابق بعث در اروپا شرکت داشته است."
دفتر علاوی نسبت باين اطلاعات و گفته ها عکس العملی نشان نداد. لازم بياد آوريست که در سال 1978 به دلايل نامعلوم بعثيها سعی در کشتن علاوی در خانه اش واقع در لندن داشتند. او را با تبر مورد ضرب قرار دادند که منجر به بستری شدن وی در بيمارستان شد.
در باره انتقال حاکميت ملی به عراقيها ِ مرکز مطالعات سابان* از زبان يک مامور سابق اطلاعاتی آمريکا ميگويد: "در صورت عدم امکان نبايد عقب نشينی کرد. نو محافظکاران فکر ميکنند که آنها هميشه همانند شعبده بازان خرگوشی را از کلاه در بياورند." در مقابل اين سؤال که چه نقشه ای وجود دارد؟ ميگويند که ما احتياج به نقشه نداريم. دمکراسی باندازه کافی قوی است. ما خود را با شرايط تطبيق ميدهيم.

SEYMOUR M. HERSH
THE NEW YORKER FACT
PATRICK CLAWSON
FLYNT LEVERETTE
MARK REGEV
VINCE CANNISTRARO
PHILIP GIRALDI
MICHEL SAMAHA
MARC GERECHT
HAIFA AL AZAWI
SABAN

 

 از سايت اخبار روز                                                                 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:19  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

لبنان شدن عراق و بلايي كه بر سر كردها مي‌آورد

ممكن است جنگ داخلي به شروع مجدد اختلافات ديرباز بين بارزاني و طالباني منجر شود. مقتدي صدر، يكي از شيعيان تندرو، برخلاف كردها، خواستار يك دولت مركزي قوي است. به علاوه، او يك اختلاف نظر ديگر نيز با ساير شيعيان دارد. او مي‌خواهد، فدراسيون عراق از دو قسمت تشكيل شود؛ يك منطقه، منطقه كرد باشد و منطقه ديگر، منطقه واحد عرب بدون تفكيك شيعه ـ سني.

موضوع خودمختاري كردهاي عراق كه از ديرباز مورد هراس كشورهاي همسايه عراق، به ويژه تركيه، بوده، سوژه تحليل‌هاي هر روزه روزنامه‌هاي تركيه است.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «مليت» در يكي از تازه‌ترين تحليل‌هاي خود در اين زمينه، احتمال لبنان شدن عراق را پديده خطرناكي خوانده كه كردهاي اين كشور را هم تهديد مي‌كند.
«حسن جمال»، همچنين با تحريف مواضع جمهوري اسلامي، تنها تركيه را هوادار تثبيت عراق دانسته است.
وي در اين تحليل مي‌نويسد: به همراه سفير كبير «داوود اوغلو»، مشاور اول نخست‌وزير و سفير كبير «چليك كول»، نماينده ويژه حكومت در عراق، آخرين تصوير عراق را ترسيم كرديم.
صبح ديروز به همراه تعدادي از دوستان خبرنگار با «احمد داوود اوغلو»، مشاور اول نخست‌وزيري و «اوغوز چليك كول»، نماينده ويژه حكومت در عراق، نزديك به سه ساعت صحبت كرديم و همه با هم به جستجوي پاسخ براي برخي سؤالات مربوط به عراق پرداختيم. با صداي بلند فكر كرديم و بحث و تبادل نظر نموديم، اما برداشت‌ها و نتيجه‌گيري‌هايمان ... اين هم يك خلاصه پراكنده براي شما؛

لبنان شدن عراق!
با افزايش شديد درگيري‌هاي قومي و حملات تروريستي و با وقوع تاخير در تشكيل حكومت جديد، اين احتمال مطرح شده است كه عراق به مراتب بدتر از لبنان خواهد شد؛ يعني يك جنگ داخلي بسيار خونين‌تر به وجود خواهد آمد.
كردها چه خواهند شد؟

آيا كردها مي‌توانند بيرون از درگيري شيعيان و سنيان بمانند؟ با در نظر گرفتن نقاط قرمز روي نقشه عراق كه نشانگر محل سكونت شيعيان و سنيان و اكراد در كنار يكديگر است، براي مثال؛ با مد نظر قرار دادن موصل و كركوك، بايد گفت كه بيرون ماندن كردها از روند لبنان شدن عراق چندان آسان نيست. به علاوه، ممكن است جنگ داخلي به شروع مجدد اختلافات ديرباز بين بارزاني و طالباني منجر شود.

آنكارا مي‌خواهد چه كند؟
1) گرفتن تعهد از جامعه بين‌الملل براي به رسميت نشناختن هيچ يك از دولت‌هايي كه زاييده تجزيه از اين كشور خواهند بود ... .
2) ايجاد همبستگي بين كشورهاي همسايه عراق و جلوگيري از حمايت آنها از هر نوع دولت جديدي كه از عراق جدا خواهد شد...
3) تلاش براي جمع كردن عناصر معتدل هر كدام از اقشار عراق در يك پلاتفرم مشترك توافق و سازش و كشيدن عناصر راديكال و تندرو به يك خط معقول... .

ايران چه مي‌كند؟
تهران به خاطر حكومت جديد عراق، نمي‌خواهد بلوك شيعه در اين كشور شكاف برداشته و فرو بپاشد. به همين دليل برخي اعمال تحريك كننده را كه به درگيري شيعه ـ سني دامن مي‌زنند، به خاطر حفظ اتحاد شيعيان ناديده خواهد گرفت. اگر بوش رئيس‌جمهور آمريكا به دليل مسئله هسته‌اي ايران، بيش از حد به اين كشور فشار بياورد، تهران در دو نقطه مي‌تواند، آمريكا را بسيار بيشتر از امروز اذيت كند: عراق و فلسطين ... .

زرقاوي - القاعده ...
در عراق چه مي‌خواهند؟ آيا خواسته‌شان عراق دمكراتيك متحد نيست؟ برقرار شدن چنين ثباتي با گذشت زمان در عراق، كابوسي وحشتناك براي زرقاوي ـ القاعده است. به همين خاطر، تبديل شدن عراق به درياي خون با انجام فعاليت‌هاي تروريستي، ابتدا هدف اين گروه است.

داستان ارتش عراق ...
ارتش ملي عراق و نيروي پليس چگونه تشكيل خواهد شد؟ سنيان همان‌طور كه در ابتداي امر، انتخابات را تحريم كردند، مشاركت در ارتش و نيروي پليس را نيز رد كردند. ارتش بيشتر به دست پيشمرگ‌هاي كرد افتاد و پليس نيز به دست تيپ‌هاي بدر شيعه مانده كه نزديكي‌شان به تهران بر همه معلوم است. حال اين مسئله چگونه حل خواهد شد، هنوز معلوم نيست!

تقسيم اختيارات ....
اختيارات و مسئوليت‌هاي دولت مركزي چگونه تقسيم خواهد شد؟ مسئله‌سازترين موضوع اين است. اين موضوع عامل اصلي درگيري‌هاي خونين است. در قانون اساسي جديدي كه هنوز به مورد اجرا گذاشته نشده، تقسيم اختيارات و مسئوليت‌ها در بغداد، موضوعي است كه به طور كامل مشخص نشده است. سنيان يك حكومت مركزي قوي مي‌خواهند (آنكارا هم با اين نظر موافق است، اما مي‌گويد در اين مركز قوي، ديكتاتوري شيعه نباشد). كردها در آن سر ديگر هستند. شيعه ها هم تقريباً تجزيه و متفرق شده‌اند. براي مثال؛ مقتدي صدر، يكي از شيعيان تندرو ـ كه انتظار مي‌رود به اين زودي‌ها به آنكارا بيايد ـ برخلاف كردها، خواستار يك دولت مركزي قوي است. به علاوه، او يك اختلاف نظر ديگر نيز با ساير شيعيان دارد. او مي‌خواهد، فدراسيون عراق از دو قسمت تشكيل شود؛ يك منطقه، منطقه كرد باشد و منطقه ديگر، منطقه واحد عرب بدون تفكيك شيعه ـ سني.

آنكارا و كردهاي عراق ....
جلال طالباني، رئيس‌جمهور عراق است، ولي هنوز هيچ سفري به آنكارا نداشته است. چرا؟ شايد لازم باشد پاسخ اين سؤال را در كاخ چانكايا جستجو كنيم.

تركيه بارزاني را چگونه خطاب مي‌كند؟ به عنوان رئيس دولت كردستان؟ خير. «اوغوز چليك كول»، سفير كشورمان در بغداد با بارزاني، رهبر حزب دمكرات كردستان (
KDP ) ملاقات كرد، نه با رئيس دولت كردستان. وضعيت قانون اساسي در اين باره هنوز مشخص نشده است. به نظر مي‌رسد كه در آينده قانون اساسي هر طور كه باشد، تركيه نيز طبق آن بارزاني را قبول خواهد كرد.

صلح پرو اكتيو ....
موضوع تركيه از ابتداي جنگ عراق به عنوان «صلح پرو اكتيو» توصيف مي‌شودو به سياستي گفته مي‌شود كه تخم‌مرغ‌ها را به هيچ وجه در يك كفه نمي‌گذارند و هرگز با يك مهره بازي نمي‌كند.

آمريكا چه خواهد كرد؟
كاملاً واضح است كه دولت بوش، روز به روز بيشتر در باتلاق عراق فرو مي‌رود.
يك منبع ديپلماتيك گفت: «ما به آمريكايي‌ها گفته بوديم كه وقوع يك جنگ به منزله باز شدن قوطي پاندورا خواهد بود، ولي به حرف ما گوش نكردند»... . اين احتمال كه آمريكا ناگهان تصميم به خارج كردن نظاميان خود بگيرد، بعيد به نظر مي‌رسد، به علاوه، چنين اقداماتي ممكن است منجر به نابساماني شديدتر و خونين‌تر در عراق شود ... و در حال حاضر، بنا به حقوق بين‌الملل، مسئول درجه اول هر درگيري در عراق، آمريكاست و به نظر آنكارا، برخي از اقدامات اشتباه آمريكا در عراق، هنوز هم ادامه دارد؛ اين آخرين تصويري است كه از عراق ترسيم كرديم.

۱۵ اسفند ۱۳۸۴

www.baztab.com

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:18  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

ترکهای سنّی آذربايجان غربی

 قربانيان تبعيض مضاعف

"ابوبکر هون"

 ترکهای سنّی آذربايجان غربی در شهرهای اورميه، سلماس و خوی زندگی می کنند. البته پراکندگی جمعيت آنان در گذشته به مهاباد، پيرانشهر، نقده و اشنويه نيز می رسيده است، که در نتيجه جنگهای مذهبی بين شيعه وسنّی که خونينترين آنها به دوره صفويه بر می گردد به کردها نزديکتر شده و به تدريج در بين آنها حل شده اند. جمعيّت آنها در سه شهر ياد شده نزديک به 200 هزار نفر است.

 با اينکه جهت­گيری­های سياسی ترکهای سنّی آذربايجان غربی بسيار مبهم بوده و هيچگاه سمت و سوی ثابتی نداشته است (اغلب در حالت انفعال بوده­اند)، اما آنها ازنظر فرهنگی و حتی آداب و رسوم اجتماعی رويه مشخصی داشته اند. آنها در حفظ فرهنگ و آداب و رسوم آذربايجانی سرآمدِ ساکنان آذربايجان غربی می باشند. ترکی را خالصتر صحبت می کنند و لهجه اکثر آنان لهجه ای مابين ترکی آذربايجانی و آناتولی می باشد. نفوذ فرهنگ فارسی و ... در ميان آنها بسيار ناچيز است.

شعرا و آشيقهای مشهوری از بين آنها بر خواسته­اند: "دوللو موصطافا"، "بالوولو ميسکين"، "دده کاتيب"، "عاشيق بهلول"، "شامی"، "آشيق مناف ماحمود اوغلو" و ...

 

اما آنها از نظر وضعيت اجتماعی گذشته و حال بسيار دردناکی داشته اند.  همواره فشارهای شديد قومی و مذهبی از طرف دولتهای حاکم و نيز گروههای محلی اعمال شده است؛ جئلوهای مسيحی روستاهای آنها را تاراج و خودشان را قتل عام کردند، کردهای مسلح تحت امر اسماعيل سيميتقو و عمر شريفی  به غارت اموالشان پرداختند و بسياری را کشتند، افراد کاظم خان روستاهای آنها را مورد حمله قرار داده و عده ای را به قتل رساندند.

 هنوز اين جمله اسماعيل سيميتقو در جواب آدمهايش که سؤال کردند: "آغا سنّی ها را هم بکشيم" در گوش ترکهای سنّی طنين انداز است: "هر کس که به "نان" "چؤرک" می گويد اموالش را غارت کنيد و اگر مقاومت کرد بکشيد."

در تمام اين سالها آنها تنها دو بار روی آرامش و امنيت را ديده اند؛

 اوائل قرن بيستم عسکرهای عثمانی برای دفع جنايتهای جئلوهای آسوری و ارمنی به اورميه آمدند. محل استقرار آنها عموماً مناطق ترکهای سنّی در اورميه و سلماس بود.  ولی پس از فرو نشتن آشوبِ مسيحی­های افراطی  عده­ای از شيعيان و کردها از اقتدار هر چند موقت ترکهای سنّی احساس خطر کردند، کاظم خان به روستای زيندشت مقر کردهای "شکاک" رفته و به آنها پيشنهاد اتحاد و همکاری بر عليه نيروهای خليل پاشا را می دهد. اما مأموريت ترکهای آناتولی به پايان رسيده است، آنها باز می گردند. کردها به کاظم خان خيانت می کنند. آنها همچنين به غارت اموال ترکهای شيعه و سنّی ادامه می دهند.

 ترکهای سنّی در دوره حکومت ملی آذربايجان به رهبری سيد جعفر پيشه وری نيز به يک آرامش نسبی دست يافتند. اما اين آرامش نيزتنها حدود يک سال دوام داشت. آذر ماه 1325 با حمله قوای تهران به شهرهای آذربايجان عده­ای از آنان نيز قتل عام شدند. که از آن جمله فدائی شهيد عبدالرحمن مياوقی (مياوالی عبدالرحمن) می باشد.

 در طی سالهای گذشته هزاران تن از ترکهای سنّی به ترکيه مهاجرت کرده اند. اوايل انقلاب اسلامی ايران بسياری از آنها که ساکن روستاهای سلماس هستند و به آنها  Küresünniگفته می شود، از طرف دولت مورد تهدید واقع شدند.  آن موقع دولت ترکیه از آنها حمايت کرد.  

ترکهای سنّی اکنون از نظر برخورداری از امکانات رفاهی و اجتماعی در وضعيت بسيار نابهنجاری قرار گرفته­اند. تعداد ترکهای سنّی که در قسمتهای دولتی به کار مشغولند به نسبت جمعيت آنها بسيار کمتر از بقيه ساکنان اين مناطق است، آنها از اين حيث حتی بعد از آسوریها (آشوری) و ارامنه که جمعيت اندکی دارند قرار دارند. بسياری از روستاهای ترکهای سنّی با وجود داشتن جمعيت بيشتر از روستاهای همجوار شيعه و حتی کردنشين دارای امکانات بسيار کمتری هستند. در طی سالهای گذشته دولت جمهوری اسلامی ايران به علت فشارهای وارده از سوی سازمانهای جهانی حقوق بشر مجبور شد اقداماتی برای رفع تبعيضهای مذهبی و بهبود وضعيت سنّی­ها انجام دهد. آنها امتيازاتی برای سنّیها در نظر گرفتند. اما در آذربايجان غربی تمام اين امتيازها به کردها تعلق گرفته است. استخدام کردها در ادارات دولتی بيشتر شد. کردها به تدريج برخی از مناطق آنها را نيز اشغال کرده اند. مناطقی مانند بند، ديزج سياوش و... که زمانی ترکهای سنّی ساکنين اصلی آن بوده اند.

 

تمام اينها در حالی صورت می گيرد که بسياری از مردم عوام شيعه مذهب ترکهای سنّی را نيز کرد می خوانند. آنها به هر مسلمانی که "ابوبکر" و "عمر" را خليفه می داند و موقع نماز خواندن دست به سينه می ايستد کرد می گويند. شيعه ها هيچ تلاشی برای نزديکتر کردن همزبانهای سنّی مذهبشان به خود انجام نمی دهند. حتی در بسياری از موارد با کردها بر عليه آنها متحد می شوند. به عنوان مثال در انتخاباتی که بين شوراهای اسلامی روستاهای محال انزل برای انتخاب شورای بخش انجام گرفت، شيعيان و اقليت کرد بر ضد ترکهای سنّی که تعدادشان خيلی کمتر از با شيعيان نيست، ائتلاف کردند. حتی آن دسته از ترکهای شيعه نيز که به فعاليتهای سياسی در راستای منافع ملی آذربايجان می پردازند، جمعيت ترکهای سنّی را برای آنکه در معادلات سياسی منطقه وارد شوند بسيار ناچيز میدانند. آنها که استفاده از احساسات مذهبی شيعيان را برای رويايی با خطر احتمالی که از سوی تروريستهای پژاک و پ. ک. ک. ممکن است شهرهای آذربايجان را تهديد کند، محور قرار داده اند، نيازی به مطرح کردن موضوع ترکهای سنّی متصور نيستند.  ظاهراً همه می خواهند مردمی را که مورد تبعيض مضاعف قرار گرفته­اند فراموش کنند، مردمی که هم "ترک" هستند و هم "سنّی"!..

 

با تمام اين احوال ترکهای سنّی حرکتهای نويد بخش تری از طرف کردها مشاهده می کنند، کردها تلاشهايی را برای نزديک شدن به آنها انجام می دهند. ترکهای سنّی ساکن در اورميه مسجدی ندارند، آنها نماز جمعه در مسجد امام شافعی و با کردها اقامه می کنند. امام جمعه "عبدالقادر بيضاوی" است، او کرد است و يکی از خطبه ها را به زبان کردی و خطبه ديگر را به ترکی سخنرانی می کند.

اعضای گروهکهای پژاک و پ. ک. ک.  که در تبليغاتشان در بين کردهای ايلام و کرمانشاه از لائيسم صحبت می کنند و کرد بودن را در اولويت قرار می دهند، در آذربايجان غربی از تبعيضهای مذهبی سخن می گويند و از اتحاد سنّی مذهبها. به نظر می رسد کردها به علت جمعيت کمی که دارند و همچنين حضورقديمی و جايگاه  بومی تر ترکهای سنّی  در اين مناطق به حمايت هر چند اندک آنها از خود اميدوارند. در اين بين موقعيت جغرافيايی مناطق سنّی نشين از اهميت خاصی برخوردار است. مخصوصاَ قصبات بزرگی مانند "بالوو"،"قولونجو(قولنجی)"، "مياوا(مياوق)"، "گجين"، "کهريز"، "گول تپه"، "ولنده"، "ايستی سو"، "شکريازی"، "وردان" و ... که بعضی از آنها به تنهايی نزديک به 10 هزار سکنه دارند.

 اما ترکهای سنّی خود اميدشان را به کدام سمت دوخته اند؟  عده زيادی از آنها به خصوص جوانان تحصيلکرده به فعاليتهای ملی و ناسيوناليستی روی  آورده­اند، آنها آذربايجانی به دور از تعصبهای مذهبی می خواهند. اما تعداد بيشتری از آنها به دليل اشتراکات زيادی که با ترکهای آناتولی دارند ترجيح می دهند نيم نگاهی به ترکيه داشته باشند. آنها به ترکهای آناتولی اعتماد بيشتری دارند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:16  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

حزب دموکرات کردستان وحوادث ماکو

حزب دموکرات کردستان ایران در شماره اخیر ارگان مرکزی خود(کوردستان 432 ) مصاحبه ای را با آقای رامبد لطف پوری از کادرهای این حزب را تحت عنوان کرد وانتفاضه ی مردمی < دیروز سنندج امروز ماکو > منتشر کرده است .برای آگاهی ملت آذربایجان ازدیدگاه های این حزب بخش مربوط به حوادث ماکو را عینآ درج می کنیم.
س : اکنون و در چنین وضعیتی که مردم ماکو به پا خاسته اند رژیم در پی ایجاد سوء استفاده ازمسأله میباشد. چنانکه می دانید ترکیب جمعیتی این شهر از دو ملت کرد وترک تشکیل می گردد رژیم در پی آشوب واختلاف میان این دو ملت می باشد. بدین مناسبت روز دوم اسفند حزب دموکرات کردستان ایران اعلامیه ای را با امضای دفتر سیاسی حزب منتشر نموده واز هر دو ملت کرد وترک خواسته است علیه این دسیسه رژیم به پا خواسته واین سیاست خصمانه راخنثی نمایند.نظر شمادراین رابطه به ویژه در شرایط کنونی که لزوم همصدایی وهمبستگی ملتهای ایران در برابرسیاستهای رژیم پیش از هر زمان دیگرمحسوس ومشهود می باشد چیست ؟
ج : چنانکه میدانیم شهر ماکو همچون برخی از دیگر شهرهای کردستان مانند اورمیه - نقده - میاندوآب - سلماس و.... بافت جمعیتی آن از ترکیب دو ملت کرد وترک به وجود آمده است . همچنانکه جمعیت کرکوک در کردستان جنوبی راکرد وترک وعرب تشکیل می دهند. اما واقعیت این است که کرکوک شهری کردستانی است به همین صورت ماکو - ارومیه - نقده - میاندوآب - سلماس و..... هم شهرهای کردستانی هستند این واقعیت مناقشه بردار نیست. تظاهرات وقیام ملی اخیر کردها در ماکو سند غیرقابل انکاراثبات این واقعیت می باشد. این شهرها هر چند که ساکنان ترک زبان هم داشته باشند اما سرزمین کرد هستند وترکها در آنجا مهمانند وقابل احترام وباید با انها محترمانه رفتار نمود. همچون اقلیتی ساکن این سرزمین اند. در سرزمین کردها به سر می برند.بر این مسأ له هیچ ایرادی نیست.......کوردستان شماره 432(!!!!)

درج علنی اینگونه مطالب در ارگان رسمی حزب دمکرات چیزی به جز اعلان جنگ برعلیه ملت آذربایجان نبوده و به خوبی اهداف این حزب وسازمان تروریستی پ ک ک را از به اصطلاح شورش ماکو برملا می کند. جنبش ملی آذربایجان با آگاهی از اینگونه دسیسه ها صفوف خود را بیشتر از همیشه محکم نموده و در راستای دفاع از سرزمین خود متحدانه عمل خواهد نمود. در این رابطه باید این نقطه را به رهبران این حزب خاطر نشان شویم که این نه رژیم جمهوری اسلامی بلکه رهبران این حزبند که سیاست انداختن تفرقه بین ملت آذربایجان و ساکنان کرد را با سرعت تمام به پیش می برند.شعله های آتشی که این رهبران بر پا می کنند بیش از همه دامن خودشان را خواهد گرفت .
یکبار دیگر با مخاطب قرار دادن آذربایجانیهایی که تا به حال به شعارهای حزب دموکرات تحت لوای همزیستی مسالمت آمیز خلقها ویا فدرالیسم باور کرده وحاضر به همکاری شده بودند متذکر میشویم که این حزب به هیچکدام از این شعارها پایبندی نداشته و با رسیدن به اهداف خود دیگر هیچ نیازی هم به شما نخواهد داشت

 

 

 

 

 

وزارت خارجه تركيه ادعاي شناسايي دولت محلي كردستان عراق را تكذيب كرد

آنكارا، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۲/۰۹
خارجي.تركيه.سياسي.عراق.

وزارت امور خارجه تركيه روز سه‌شنبه ادعاي برخي از مطبوعات اين كشور در مورد شناسايي دولت محلي عراق را تكذيب كرد.

روزنامه حريت و برخي ديگر از رسانه‌هاي تركيه روز سه‌شنبه مدعي شده بودند كه "اوغوز چليك كول" فرستاده ويژه تركيه به عراق به "مسعود بارزاني" رهبر حزب دمكرات كردستان عراق قول داده كه تركيه، دولت محلي كردستان عراق را (به رسميت) خواهد شناخت.

فرستاده ويژه نخست وزيري تركيه هفته گذشته در سفر به عراق با "جلال طالباني" رييس جمهوري، "ابراهيم جعفري" نخست وزير و "مسعود بارزاني" رهبر حزب دمكرات كردستان عراق و برخي از رهبران شيعه و سني عراق بطور جداگانه ديدار و گفتگو كرد.

"ناميك تان" سخنگوي وزارت امور خارجه تركيه با تكذيب اين ادعا گفت: "در ديدار فرستاده ويژه تركيه، پيامي در مورد نحوه تشكيل فدراسيون، ساختار فدراسيون در قانون اساسي جديد عراق و شناسايي اين ساختار از سوي تركيه، پيامي به مسعود بارزاني داده نشده است."
سخنگوي وزارت امور خارجه تركيه افزود: "فرستاده ويژه تركيه در گفتگو با رهبران عراقي در مورد تحولات خشونت آميز اخير در عراق، موضوع حمله به حرمين عسگريين (ع)، خطرات ناشي از بروز درگيريهاي مذهبي، لزوم ادامه تلاشها براي تشكيل دولت عراق و مناسبات دو جانبه گفتگو كرده است." خاورم/
۲۳۰/۲۰۱۰                                                                                   

 

 

 

 

 

 

رييس جبهه تركمنهاي عراق: تركيه حق محافظت از جان تركمنها را دارد

آنكارا، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۲/۰۸
خارجي.تركيه.سياسي.عراق.تركمن.

"سعادت‌الدين ارگچ" رييس جبهه تركمن‌هاي عراقي روز دوشنبه گفت: "تركيه حق محافظت از امنيت جاني تركمنهاي عراقي را دارد."
وي در گفتگو با خبرگزاري آناتولي با عنوان اين مطلب افزود: "محافلي در صدد ايجاد جنگ داخلي در عراق هستند."
"ارگچ" با تاكيد بر اين كه بروز جنگ داخلي در عراق به ضرر همه اقشار مردم آن كشور خواهد بود، گفت: "در عراق فقط تركمنها هستند كه گروه مسلح ندارند."
وي افزود: "دسيسه‌هايي براي ايجاد درگيري بين شيعيان و اهل سنت در عراق چيده شده كه هدف آن تجزيه عراق است."
رييس جبهه تركمنهاي عراقي اضافه كرد: "در صورت بروز جنگ داخلي در عراق، همسايگان آن كشور نيز تحت تاثير قرار خواهند گرفت."
خاورم/
۲۳۰/۲۰۱۰

 

 

 

 

دستگيري سيزده‌هزار تبعه خارجي در مرزهاي آذربايجان غربي

  فرمانده نيروي انتظامي آذربايجان غربي گفت: امسال ۱۳هزار نفر از اتباع كشورهاي بيگانه كه قصد خروج غيرقانوني از مرزهاي اين استان به كشورهاي همسايه را داشتند، دستگير شدند.

سردار حسن كرمي روز شنبه در گفت‌وگو با ايرنا اظهار داشت: اين افراد با تابعيت كشورهاي بنگلادش، افغانستان و پاكستان قصد داشتند بصورت غير مجاز و توسط باندهاي قاچاق انسان از طريق تركيه به كشورهاي اروپايي بروند.

وي با اظهار نگراني از افزايش قاچاق انسان از طريق اين استان به ديگر كشورهاي همجوار گفت: امسال
۲۵باند سازمان يافته قاچاق انسان در استان آذربايجان غربي شناسايي و متلاشي شده‌اند.

سردار كرمي خاطرنشان كرد: يكي از باندها داراي
۶۰نفر عضو بود كه در استان‌هاي آذربايجان غربي، تهران و شهرهاي جنوبي كشور فعاليت داشت.

وي گفت: باندهاي قاچاق انسان در مقابل اخذ پول‌هاي كلان ازطريق نوار مرزي شهرهاي چالدران و ماكو افراد غير مجاز را به دو سوي مرزهاي جمهوري اسلامي عبور مي‌دادند.

سردار كرمي افزود: انتقال افراد دستگير شده براي استرداد به كشورهاي متبوعشان هزينه و وقت زيادي را از نيروي انتظامي مي‌گيرد.
استان آذربايجان غربي با سه كشور همسايه بيش از
۸۰۰كيلومتر مرز مشترك دارد.

 

 

 

 

كنفرانس "مساله كردها در تركيه" در استانبول آغاز شد

آنكارا، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۲/۲۰
خارجي.تركيه.اجتماعي.كرد.كنفرانس.

كنفرانس دو روزه "مساله كردها در تركيه" كه مورد اعتراض محافل ملي گراي تركيه قرار دارد، روز شنبه در دانشگاه بيلگي استانبول آغاز به كار كرد.

در اين كنفرانس كه بنياد "هموطنان هلسينكي تركيه" بر پا كرده، علاوه بر برخي اساتيد تركيه، روزنامه نگاران، نويسندگان، نمايندگان سابق مجلس و حقوقدانان اين كشور نيز شركت دارند.

"سرتاچ بوجاك" رييس سابق "مركز بين‌المللي حقوق بشر كرد" در سخناني در جريان كنفرانس با عنوان اين كه دوران مجادلات سياسي به پايان رسيده گفت:
"پ.ك.ك. با سياستهاي فعلي خود در مقابل راه حلهاي دمكراتيك و غيرنظامي مانعي عمده به شمار مي‌رود و بدين دليل مي‌بايد از مبارزه مسلحانه دست بردارد."
بوجاك در شرايط فعلي مبارزه مسلحانه را "بدون پايه عادلانه" خواند و گفت: "پ.ك.ك مي‌بايد قدرت تحمل گروههاي ديگر كرد را داشته باشد و به عقايد آنها نيز احترام بگذارد."
به گفته وي حل مساله كردها در تركيه كليد اصلي عضويت تركيه در اتحاديه اروپا است و تركيه با به جا آوردن كامل تعهدات خود در مقابل اتحاديه، مي‌تواند گامهاي اساسي در حل مساله كردها بردارد.

وي اعلام عفو عمومي را نيز گام سياسي دولت تركيه براي حل مساله كردهاي اين كشور خواند و خواهان تحقق آن شد.

"روشن ارسلان" از حقوقدانان سرشناس تركيه در سخنان خود با عنوان اين كه "مركزيت گرايي افراطي دولت عثماني، پايه مساله كردهاي تركيه را تشكيل مي‌دهد"، گفت: "كردها از قرن نوزدهم تا عصر حاضر اجبارا به داشتن اختلاف با دولت مركزي واداشته شده‌اند."
به گفته ارسلان ادعاهاي مربوط به "
۲۰مورد عصيان كردهاي تركيه عليه دولت مركزي در بعد از اعلام جمهوري تركيه"، بي‌اساس و براي مخدوش كردن چهره كردهاي تركيه است و در بعد از اعلام جمهوري در تركيه، فقط چهار مورد عصيان از كردها ديده شده است.

"اسماعيل بشيكچي" از جامعه شناسان سرشناس تركيه در سخنان خود با عنوان اين كه براي حل مساله كردها مي‌بايد نوع مساله را شناسايي كرد، گفت: "ريشه مساله كردهاي تركيه به سال ۱۹۲۰ميلادي بر مي‌گردد."
وي با اعلام اين كه در سالهاي
۱۹۲۰و ۱۹۲۱
در بعد از تجزيه امپراطوري عثماني دولتهاي عرب زبان تكيل شد، گفت: "به رغم درخواستهاي كردها براي تشكيل يك دولت كرد زبان، دولتهاي انگليس و فرانسه اجازه تشكيل چنين دولتي را ندادند."
در اين كنفرانس موضوعات مرتبط تحت عناوين "مساله كردهاي تركيه و زيرساخت تاريخي آن" ، "سازماندهيهاي كردها"، "مهاجرتهاي كردها و نتايج اجتماعي و رواني آن"، "ملي گرايي"، "تجربه عراق و تاثيرات آن در منطقه"، "مساله اقليتهاي قومي"، "مساله كردها و سياستهاي دولتي" و "مساله كردها و رسانه‌ها" مورد بررسي قرار خواهد گرفت.

در سال گذشته نيز در دانشگاه ياد شده كنفرانس ارامنه در دوران عثماني برپا شده بود.

برپايي اين كنفرانس نيز با اعتراضهاي گسترده محافل ملي گراي تركيه مواجه شده بود.

خاورم/ ۲۳۰/۲۰۱۲

 

 

 

دو نظامي تركيه در حمله نيروهاي "پ.ك.ك." كشته شدند

آنكارا، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۴/۱۲/۱۹
خارجي.تركيه.نظامي.پ.ك.ك.

در تهاجم مسلحانه نيروهاي حزب كارگران كرد تركيه (پ.ك.ك.) دو نظامي تركيه كشته و پنج تن ديگر زخمي شدند.

به گزارش روز جمعه خبرگزاري آناتولي اين تهاجم پنجشنبه شب در دامنه ارتفاعات "قبار" در استان شيرناك واقع در جنوب شرق تركيه اتفاق افتاد.

روز پنجشنبه نيز در يك عمليات انتحاري در شهر "وان" در شرق تركيه كه گفته مي‌شود عوامل "پ.ك.ك." اجرا كردند، سه تن كشته و ۱۸تن ديگر زخمي شدند.

خاورم/۱۳۷۴/۱۴۷۷/۲۳۰/۲۰۱۰

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:14  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

یکشنبه 30 بهمن 1384

ناآرامی در غرب کشور، آفتاب

آفتاب: شنیدیم در هفتمین سالگرد دستگیری عبدالله اوجالان رهبر حزب کارگران کردستان ترکیه، بعضی از اهالی مناطق کرد نشین ایران مانند مهاباد و ماکو اقدام به برگزاری تجمع کردند که ظاهرا کار به درگیری میان نیروهای انتظامی و تجمع کنندگان کشیده شد.

این تجمع در نهایت با دستگیری چند نفر از اغتشاش کنندگان توسط نیروهای انتظامی پایان یافت

 

 

 

بروز اختلاف نظر شدید در میان محافل کرد در پی حوادث تروریستی ماکو و اورمیه
بدنبال آشوب آفرینی چند ده تن از تروریستهای مسلح پژاک و پ. ک.ک. در ماکو و قتل وحشیانه همه اعضای خانواده عبدالعلی زاده  در اورمیه، نفرت عمیق و غضب شدیدی در آذربایجان غربی علیه تروریستهای کرد ظهور کرده است. بروز چنین وضعی سبب شده تا بمحض پخش اعلامیه تجمع توسط تروریستهای کرد در شهرهای آذربایجان غربی، انبوهی از شهروندان تورک مخالف با فاشیستهای کرد بسیار زودتر و بیشتر از تروریستها و نیز مامورین دولتی  در محل مذکور جمع شده و آماده مجادله با تروریستها شوند. بعنوان مثال  گردهمایی خشمگینانه  صدها تن از فعالین تورک اورمیه در میدان مرکزی این شهر در مخالفت  با تجمع تروریستهای کرد به حدی جدی و سریع بود که در آنروز بسیاری از کردهای مهمان این شهر حتی قادر به حضور عادی در خیابانهای اورمیه نیز نشدند! بر اساس اخباری که از یکی از منابع دمکرات به بیرون درز کرده در حال حاضر بین محافل کرد اختلاف شدیدی در خصوص ادامه و یا توقف این قبیل مسائل بروز کرده است به حدی که برخی از آنان اخطار داده اند در صورت تداوم مالیخولیای ارضی و تشدید خشم تورکها در آذربایجان علیه تشکیلات کرد، ممکن است در اینده حتی شهر سنندج نیز ازحیطه نقشه کردها خارج شود! خاطر نشان می شود که  براساس اعلام بولتن داخلی شورای شهر ، در اورمیه نزدیک به 6.5 درصد از اقلیت مهاجر کرد زندگی می کنند که اکثریت قریب به اتفاق آنها بعد از انقلاب اسلامی در این مناطق بصورت مهمان ساکن شده اند. در حال حاضر متاسفانه به دلیل ارتکاب جنایتهای سبعانه توسط فاشیستهای کرد و افزایش تنش میان اکثریت تورک و اقلیت  ناچیز کرد، منطقه شاهد مراجعت محسوس مهمانان کرد به سوی جنوب است.

http://turkaz.blogfa.com/
http://azerbaycanyolunda.blogfa.com/

اسفند 1384

 

توجه

مصاحبه اختصاصی رادیو آراز با آقای فرهاد مرادی مسئول روابط عمومی اتحادیه انقلابیون کردستان ایران

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:12  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

موضعگيري ائمه جمعه كردستان درباره آشوب‌هاي اخير

۱۵ مرداد ۱۳۸۴

امامان جمعه شيعه و سني شهرهاي مختلف استان كردستان، در خطبه‌هاي نماز جمعه ديروز، ضمن محكوم كردن ناآرامي‌هاي اخير، خواستار تلاش دولت و مردم براي جلوگيري از تداوم آن شدند.
«حسام‌الدين مجتهدي»، امام جمعه سنندج، گفت: از مقام معظم رهبري، رياست‌جمهوري، استاندار، مسئولان نظامي و انتظامي درخواست دارم تا جوانان چهارده تا هجده ساله را كه نادان بوده و مرتكب اين خطا شده‌اند، آزاد كنند. از والدين اين بچه‌ها نيز مي‌خواهم كه جلوي آنان را بگيرند و نصيحتشان كنند. من اين‌گونه حركت‌ها را محكوم مي‌كنم.
«سيدمحسن حسيني»، امام جمعه كامياران، نيز اظهار داشت: از نيروهاي نظامي و انتظامي سنندج قدرداني مي‌كنم كه با آشوبگران مدارا كردند. در سقز، شلوغي آن‌قدر زياد بود كه نيروها مجبور شدند با آنان شديد برخورد كنند.
وي خطاب به آشوبگران گفت: چرا مي‌خواهيد به 25 سال گذشته برگرديد. اگر خواسته‌اي داريد، راه درست، آن است كه آن را با دولت در ميان بگذاريد؛ چرا شهرها را ناامن مي‌كنيد؟
ايشان از آقاي احمدي‌نژاد نيز حمايت كرده، از مردم خواست تا با دولت همكاري كنند.
وي از مسئولان خواست، بازداشت‌شده‌گان را آزاد كنند و از مردم نيز خواست تبليغات بيگانگان را گوش نكنند.
«عبدالقادر زاهدي»، امام جمعه سقز، تأكيد كرد: اين‌گونه حركت‌ها كار درستي نيست. وي با اشاره به آتش زدن حسينيه گفت: آتش زدن قرآن، كار درستي نيست. اين‌گونه حركت‌ها را نبايد انجام مي‌داديد. اين كارها جز ناامني، چيز ديگري ندارد.

«شيخ مصطفي شيرزادي»، امام جمعه مريوان، با محكوم كردن رخدادهاي اخير در استان گفت: اي مردم! از شما استدعا دارم و شما را به قرآن بزرگ نگل قسم مي‌دهم كه به هيچ وجه نگذاريد، افراد سودجو و فرصت‌طلب، شهر مريوان را به آشوب بكشانند. دولت آينده نظر بيشتري در جهت آباداني و رفاه به اين شهر دارد. نگذاريد با اقدامات خودسرانه عده‌اي افراد ناباب، شهر را به جاي آباداني و ترقي به ويراني بكشانند. از جوانان انتظار دارم كه به هيچ وجه در تجمعات و آشوب‌ها كه خواسته ضدانقلاب است، شركت نكنند و نگذارند شهر مريوان، همچون مهاباد و سنندج به آشوب كشيده شود.
«ملامحمود معروفي»، امام جمعه موقت بانه، هم گفت: از مردم مي‌خواهم از اين قضيه‌اي كه در شهرهاي اطراف پيش آمده پيروي نكنند و از نيروي انتظامي درخواست دارم برخوردش با مردم خوب باشد تا اين قضايا پيش نيايد.
«سيد صديق سليماني»، امام جمعه دهگلان، درباره قضيه مهاباد اظهار داشت: «شوانه قادري»، جزو اشرار بوده و چندين مرحله سابقه آزار و اذيت مردم را دارد. وي همچنين چند بار قصد جذب گروهك‌ها را داشت كه با عدم موافقت آنان مواجه شده بود. وي انساني فاسد و شرور بود؛ بنابراين مردم نبايد اين مسئله را دنبال كنند، مردم بايد راه نظام را دنبال كنند.

 

 

پ.ك.ك» يك روستايي ايراني را اعدام كرد

۱۶ شهريور ۱۳۸۴

 

دوشنبه گذشته، شبه‌نظاميان «پ.ك.ك»، پس از تاريكي شب به منزل مسئول مخابرات روستاي «شوط‌لو» هجوم بردند. آنان سپس وي را با اتهام لو دادن عوامل اين گروه تجزيه‌طلب در دادگاه صحرايي، تفهيم اتهام و اعدام كردند.

بنا بر اين گزارش، دوشنبه گذشته، شبه‌نظاميان «پ.ك.ك»، پس از تاريكي شب به منزل مسئول مخابرات روستاي «شوط‌لو» هجوم بردند. آنان سپس وي را با اتهام لو دادن عوامل اين گروه تجزيه‌طلب در دادگاه صحرايي، تفهيم اتهام و اعدام كردند.
گفتني است، دو هفته پيش، مأموران ايراني با تعدادي از شبه‌نظاميان «پ.ك.ك» درگير شدند و تعدادي از آنان را كشته و مجروح كرده و مقداري از تجهيزات آنان را به غنيمت گرفتند.

 

 

 

دم خروس تلويزيون «پ.ك.ك» از استوديوهاي تركيه بيرون آمد

۱۷ شهريور ۱۳۸۴

 

 

«ROJTV» به راحتي در تركيه برنامه‌هاي خود را به صورت زنده پخش مي‌كند و در استانبول و دياربكر قانوني استوديوهاي تلويزيوني داير كرده است. برنامه‌هاي شبكه تلويزيوني «ROJTV» به دولت ترك و به ستاد مشترك ارتش آن آسيب نمي‌رساند. كاملاً بر عكس، اگر اين شبكه به كسي آسيب مي‌رساند، بايد گفت كه اين قشر همان مردم كرد و فرزندانشان هستند كه براي آزادي‌خواهي به كوه‌ها رفته‌اند.

در حالي كه حكومت تركيه در اعلام مواضع پياپي، مخالفت شديد خود را با گروه تروريستي «پ.ك.ك» اعلام مي‌كند، تلويزيون «ROJTV» كه توليد و پخش برنامه‌هاي «پ.ك.ك» و انشعاب ايران آن، «پژاك» مي‌پردازد، استوديوهاي رسمي و قانوني در تركيه داير كرده است.
به تازگي و در پي موضعگيري نمايشي يك ژنرال ترك عليه «
ROJTV»، روزنامه‌هاي تركيه به اقدامات عوامفريبانه ارتش تركيه درباره اين تلويزيون، شديدا اعتراض كرده‌اند.
سايت خبري «ناس‌نامه» در گزارشي نوشت: كمابيش مي‌توانم برآورد كنم كه در روزهاي اخير، تعداد بسياري اين مباحث را پيگيري مي‌كنند؛ موضوع به قتل رسيدن «حكمت فيدان»، ليستي كه به آن «ليست مرگ پ.ك.ك» گفته مي‌شد و مانند مال بي‌صاحب هر روز از طرف يك نفر مورد سوءاستفاده شخصي قرار مي‌گرفت، رخدادهاي قبل و بعد از سفر «رجب طيب اردوغان»، نخست‌وزير تركيه، به «دياربكر»، تعيين مهلت يك‌ماهه براي خلع سلاح سازمان كنگره خلق از طرف خود اين سازمان، اقدام «محمد اوزون» براي طرح دوباره موضوع «ليست مرگ» در هفته گذشته و در آخر نيز موضوع شبكه تلويزيوني «
ROJTV».
موضوع متوقف شدن پخش برنامه‌هاي شبكه تلويزيوني«
ROJTV»، با اظهارات اخير سخنگوي مطبوعاتي وزارت امور خارجه مبني بر اعمال فشار به دانمارك، وارد مرحله جديدي شده است. همانطور كه به ياد داريد، اولين بار ارتشبد ياشار بويوك آنيت در اين باره صحبت كرده و گلايه‌هاي خود را به اطلاع مطبوعات و رسانه‌ها رسانده بود. اين سخنان در ظاهر بسيار معصومانه به نظر مي رسيدند، اما چيزهاي زيادي را در خود نهفته داشتند و اگر به عمق آنها توجه شود، رياكاري و فريبكاري رياست ستاد مشترك ارتش تركيه بر همگان آشكار خواهد شد.
ستاد مشترك ارتش تركيه، در كمال آرامش به «عبدالله اوجالان»، رهبر سابق «پ.ك.ك» ـ حزب كارگران كردستان ـ اجازه مي‌دهد كه در زندان «امرالي» ـ كه كاملاً تحت كنترل است ـ با وكلا و اعضاي خانواده‌اش ديدار نموده و به وسيله آنان، اوامر و دستوراتش را به اطلاع اعضا و مسئولان كنگره خلق
KKK (كوما كومله كردستان) ـ كه آنها نيز كاملاً تحت كنترل هستند ـ برساند. اما اينك ارتشبد «ياشار بويوك آنيت» اعلام مي‌كند كه از پخش برنامه‌هاي شبكه تلويزيوني «ROJTV» ـ كه به راحتي در تركيه برنامه‌هاي خود را به صورت زنده و مستقيم پخش مي‌كند ـ ناراحت و ناراضي است. اين شبكه تلويزيوني كه در تركيه و كردستان شمالي به راحتي لوازم صوتي و تصويري مورد نياز خود را تهيه نموده و در استانبول و دياربكر تحت عناوين قانوني استوديوهاي تلويزيوني داير كرده است، همانطور كه به ياد داريد ظرف امسال حتي از كردستان شمالي و دياربكر به صورت زنده، برنامه پخش كرد.

*سؤالاتي چند از ارتشبد ياشار بويوك آنيت
آيا نبايد از بويوك آنيت» پرسيد كه شبكه «
ROJTV» كه به شهدا و سربازان ترك توهين مي‌كند، چگونه برنامه زنده پخش مي‌كند؟ چرا وقتي اين شبكه تلويزيوني ـ كه برنامه‌هايش 24 ساعته تحت كنترل RTUK است ـ از دياربكر برنامه زنده پخش كرد، صدايتان درنيامد؟

چرا حالا اعتراض مي‌كنيد؟ شبكه «
ROJTV» كه بسياري از اخبار و برنامه‌هاي مربوط به تركيه و كردستان را در استوديوهاي دياربكر و استانبول مونتاژ كرده و از بروكسل و از طريق سيستم ماهواره در تركيه پخش مي‌كند، چگونه است كه تا به امروز جناب آقاي بويوك آنيت را ناراحت نكرده است؟ نكند حالا به اين خاطر كه نوك بعضي از پيكان‌ها متوجه شماست، ناله و فرياد برآورده‌ايد؟ آقاي بويوك آنيت، شما كه يك وري نشسته و نوشيدني خود را همچون يك دمكرات لائيك سر مي‌كشيد، لطفاً در ميهماني‌ها صادقانه و درست صحبت كنيد!

برنامه‌هاي شبكه «
ROJTV» به كارتان مي‌آيد و شما مايل به ادامه پخش آن هستيد. زيرا اگر اين شبكه يك در هزار به مردم كرد خدمت كرده و به آنان كمك مي‌كند، 99 درصد در خدمت شما و باقي را نيز در خدمت منافع شخصي طرفداران آپو است كه همچون زالو به تن مردم كرد چسبيده‌اند.

اقدامات ديپلماتيك ظاهري و ساختگي در مورد «
ROJTV»
ستاد مشترك ارتش ترك كه در هفت كوي و برزن اعلام كرده براي متوقف نمودن پخش برنامه‌هاي «
ROJTV» اقدامات ديپلماتيك آغاز كرده است، با اين كار قصد دارد، گفتمان اصلي اكراد را منحرف نمايد و در به در به دنبال راه‌هايي است كه بتواند زمينه فراموش شدن اظهارات رجب طيب اردوغان درباره مسئله كرد را فراهم كند.

آقاي بويوك آنيت، باز هم مانند هميشه در دانمارك به دنبال مسئله نباشيد، آن چه كه شما به آن مسئله مي‌گوييد، درست در كنارتان قرار دارد و تحت كنترل و نظارت شما فعاليت مي‌كند. براي آن‌كه به خاطر بياوريد، مي‌خواهم مثال‌هايي در مورد «
ROJTV» برايتان ذكر كنم:

ـ «
ROJTV» ليسانس و مجوز پخش برنامه را از صدا و سيماي دانمارك دريافت كرده، ولي هرگز از اين كشور برنامه پخش نكرده است. چونكه همانطور كه شما نيز به خوبي مي‌دانيد، استوديوهاي پخش آن در بروكسل ـ پايتخت بلژيك ـ واقع است (البته در آلمان نيز استوديو دارد و هم شبكه «ME TV» و «ROJTV» از اين كشور نيز برنامه زنده پخش مي‌كنند).

- «
ROJTV» در استانبول هم استوديو دارد. تصاويري را كه خبرنگاران «DIHA» (آژانس خبري دجله) تهيه كرده‌اند، در استوديو مونتاژ شده و پس از صداگذاري، همانطور كه شما نيز اطلاع داريد، بوسيله Link به مركز اين شبكه در بروكسل فرستاده مي‌شوند.
- «
ROJTV» در دياربكر نيز استوديو دارد. فكر مي كنم شما بهتر از همه مي دانيد. من نمي دانم نام «Gun TV» در ذهن شما چه چيزي را تداعي مي‌كند، ولي بايد بگويم كه معادل تركي كلمه «ROJTV» بوده و علاوه برآن، شعبه‌اي از شبكه مذكور است كه تلاش مي‌شود تا قانوني شود. اگر همه مردم دياربكر و مراجع مسئول اطلاع دارند، شما چگونه از اين موضوع بي‌خبر هستيد؟

ـ اگر به برنامه‌هاي خبري و ساير برنامه‌هاي سياسي شبكه «
ROJTV» نگاه كنيد، متوجه مي‌شويد كه اغلب ميهمانان اين برنامه‌ها نويسندگان، روشنفكران و چپگراياني هستند كه با شما نيز سلام و عليك دارند. حتي بسياري از آنان هنوز هم در ارگان‌هاي مطبوعاتي و انتشاراتي قلم‌فرسايي مي‌كنند (به نظرم لازم نيست نام تك تك اين افراد را در اين جا ذكر كنيم، زيرا در اين صورت ليست بسيار طويلي خواهيم داشت).

من ديگر نمي‌دانم كه در مسئله «
ROJTV» چه كسي، چه كسي را فريب مي‌دهد. ستاد مشترك ارتش تركيه يا كنگره خلق؟ هدف اصلي ستاد مشترك تركيه از مشغول كردن ذهن مردم كرد و ترك با اين قبيل مباحث ساختگي و دروغين، ايجاد سد و مانع در برابر پيشرفتهاي دمكراتيك در تركيه، جلوگيري از موفقيت كردهاي مخالف كه به عنوان آلترناتيوي در مقابل سلطه كنگره خلق در كردستان شمالي قد علم كرده‌اند و در نتيجه تداوم بخشيدن به موجوديت كنگره خلق و همچنين رانت خواري جنگي مي‌باشد.

برنامه‌هاي شبكه تلويزيوني «
ROJTV» به دولت ترك و به ستاد مشترك ارتش آن آسيب نمي‌رساند. كاملاً بر عكس، اگر اين شبكه به كسي آسيب مي‌رساند، بايد گفت كه اين قشر همان مردم كرد و فرزندانشان هستند كه براي آزادي‌خواهي به كوه‌ها رفته‌اند. زيرا كنگره خلق با استفاده از مطبوعات و رسانه‌ها، تبليغاتي دروغين را به خورد جوانان كرد داده و با معكوس نشان دادن حقايق و واقعيات، يك را هزاران و هزاران را ميليون‌ها نشان مي‌دهد.

خلاصه كلام آن‌كه، بدون وجود شبكه «
ROJTV»، كنگره خلق هيچ است. آنچه را كه از سال 1999 اين سازمان را روي پا نگه داشته است، برنامه‌هاي «ROJTV» و حمايت علني آن از كنگره خلق است و ستاد مشترك ارتش نيز به اين حمايت علني رضا داده است.

 

 

 

 

 

 

 

پ.ك.ك» در محاصره پيشمرگه‌هاي حزب دمكرات عراق

۲۰ شهريور ۱۳۸۴

چندي پيش حکومت ترکيه‌ اعلام کرده‌ بود که‌ آنان در رابطه‌ با نابودي «پ.ك.ك»، با آمريکا، حکومت عراق، حزب دموکرات کردستان عراق، اتحاديه‌ ميهني و حکومت ايران رايزني ديپلماتيک انجام داده‌اند.

با عمليات جديد نيروهاي پيشمرگه حزب دمكرات عراق، يكي از دو گروه قدرتمند كردهاي عراق، اعضاي مهم «پ.ك.ك» توسط كردها در محاصره قرار گرفتند.
سايت «روژهه‌لات» نوشت: بنا بر گزارش‌هاي رسيده‌، از دو روز پيش تاکنون نيروهاي حزب دموکرات کردستان عراق (
PDK) در نواحي حاجي عمران، آزادي، دولي عايشه‌، قصري و منطقه‌ بالا، به‌ تجمع نيرو پرداخته‌، ارتفاعات قنديل را محاصره كرده‌اند و راه‌هاي ارتباطي و تدارکاتي کنگره‌ي خلق را بسته‌اند.
ارتفاعات قنديل يكي از پايگاه‌هاي اصلي نيروهاي كنگره خلق و
PKKاست.
با وجود درستي اين خبر، کنگره‌ خلق تاکنون در اين رابطه‌ اظهار نظر نکرده‌ است.
لازم به‌ ذکر است، چندي پيش حکومت ترکيه‌ اعلام کرده‌ بود که‌ آنان در رابطه‌ با نابودي «پ.ك.ك»، با آمريکا، حکومت عراق، حزب دموکرات کردستان عراق، اتحاديه‌ ميهني و حکومت ايران رايزني ديپلماتيک انجام داده‌اند.
همچنين در سخنان ديروز ژنرال آمريکايي که‌ به‌ منظور گفت‌وگو بر سر «پ.ك.ك» به‌ ترکيه‌ سفر کرده‌ بود، به‌ راضي نمودن حکومت عراق از سوي ترکيه‌ اشاره‌ شده‌ و وي گفته‌ است: در اين صورت ترکيه‌ مي‌تواند در شمال عراق و با همکاري ما عمليات نظامي انجام دهد.
آگاهان سياسي بر اين باورند كه اگر اتحاديه‌ ميهني کردستان و حزب دموکرات کردستان عراق با انجام عمليات نظامي مخالفت ورزند، حکومت عراق نمي‌تواند با تهاجم نظامي موافقت کند.
آگاهان سياسي همچنين بر اين باورند كه حکومت ترکيه‌ با همکاري
PDK و YNK مي‌خواهد عمليات نظامي عليه‌ نيروهاي کنگره خلق انجام دهد.

 

 

اوجالان با همكاري دولت تركيه، «پ.ك.ك» را از زندان هدايت مي‌كند

۲۱ شهريور ۱۳۸۴

 

طالباني مدعي شد از رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه پرسيده است: «اوجالان چگونه مي‌تواند از درون زندان همچنان P.K.K را رهبري كند؟» و اردوغان نيز در پاسخ به وي گفته است: «اين دمكراسي است».

با اظهارات تازه جلال طالباني، رهبر حزب ميهني كردستان عراق و انتشار پياپي پيام‌هاي اوجالان از زندان، ظن و ترديد درباره همكاري تنگاتنگ نيروهاي امنيتي تركيه و تروريست‌هاي «پ.ك.ك»، حساسيت افكار عمومي تركيه را برانگيخته است.
سايت خبري «
۸
ستون» كه در تركيه به فعاليت مي‌پردازد، در تحليلي نوشت: از دستوراتي كه اوجالان هشت ماه پيش از زندان صادر كرده تاكنون كدام‌ها و چگونه به مرحله عمل درآمده‌اند؟ چگونه مي‌توان از زندان يك سازمان را هدايت كرد؟
ادعاهاي مزبور به اين كه عبدالله اوجالان سازمان
P.K.K را همچنان از داخل زندان مديريت و رهبري مي كند، مدتي طولاني است كه مطرح مي‌باشد. اين ادعاها بحث‌هاي زيادي را برانگيخته‌اند. آيا اين يك امر عادي است كه رئيس يك سازمان تروريستي، از زنداني كه تدابير امنيتي ويژه در آن اعمال مي‌شود، توسط وكلايش به سازمان خود دستور داده و آن را مديريت نموده، به افكار عمومي پيام‌هاي سياسي داده و بيانيه‌هاي مطبوعاتي صادر كند؟
مصاحبه طالباني كه يكشنبه هفته گذشته با اعضاي «يالچين دوغان» در روزنامه «حريت» به چاپ رسيده بود، بار ديگر اين موضوع را وارد مباحث كشور كرد. طالباني در آن مصاحبه مدعي شده بود كه از رجب طيب اردوغان، نخست وزير تركيه پرسيده است: «اوجالان چگونه مي‌تواند از درون زندان همچنان
P.K.K را رهبري كند؟» و اردوغان نيز در پاسخ به وي گفته است: «اين دمكراسي است».
در بيانيه‌اي كه روز چهارشنبه از طرف دفتر نخست‌ وزيري صادر شد، اعلام شد كه چنين گفت‌وگويي هرگز جريان نيافته است و اظهارات طالباني تكذيب شد. ولي اين مسئله كه اوجالان در زندان چه مي‌كند، هنوز هم موضوع مباحث تركيه است ....
در نقاط مختلف اين كشور، مردم به شكلي كاملاً سازمان‌يافته به خيابان‌ها ريخته و بهبود شرايط عبدالله اوجالان در زندان «ايمرالي» و حتي آزادي وي را مي‌خواهند.
زندگي عبدالله اوجالان در زندان جزيره «ايمرالي» حقيقتاً چگونه است؟ آيا آزادي او امكان‌پذير است؟ و آيا به آزاد شدن نياز دارد؟ اين ادعا كه همچنان
P.K.K را رهبري مي كند، تا چه اندازه صحت دارد؟ اگر صحت دارد، اين امر چگونه انجام مي‌گيرد؟ چرا مانع وي نمي‌شوند؟ آيا علت اصلي افزايش حملات اخير P.K.K و تظاهرات مردمي به راهنمايي و سازماندهي حزب خلق دمكرات (DEHAP)، دستوراتي است كه اوجالان به آنها داده است؟
آنچه كه اوجالان در ملاقات با وكلايش گفته و سپس به صورت يادداشت‌هاي ملاقات تنظيم شده و در اختيار مطبوعات قرار گرفته‌اند، مي‌توانند نقش كليدي در درك آن چه كه در تركيه اتفاق مي‌افتد، ايفا كنند و هم مي‌توانند با سهولتي باور نكردني به اين مطالب دست يابند! يادداشت‌هاي ملاقات با عبدالله اوجالان را برخي مواقع مي‌توان به شكل مقاله در روزنامه «اوزگور گوندم» (مبحث آزاد) ـ ارگان مطبوعاتي
P.K.K ـ برخي مواقع ديگر نيز به شكل مصاحبه يا خلاصه در ساير ارگان‌هاي مطبوعاتي مطالعه كرد.

با نگاه به يادداشت‌هاي ملاقاتي كه در تاريخ 19 ژانويه 2005 انجام شده، مفهوم بخشيدن به حوادث و رويدادهاي مردمي كه امروز در گوشه و كنار مختلف تركيه رخ مي‌دهند، حملات رو به افزايش
P.K.K، پشت پرده بيانيه 150 تن از روشنفكران كه با نخست‌وزير ديدار كرده بودند و اقدام جديد نخست وزير در مركزيت بخشيدن به واژه «مسئله كُرد»، آسان‌تر و حتي به سختي ممكن مي‌شود .
محتواي آنچه كه اوجالان به وكلايش گفته، به گونه‌اي است كه مي‌تواند تئوري‌اي را كه اخيراً بسيار شايع شده، از هم بپاشد.
عامل اصلي افزايش حملات
P.K.K «نيروهاي متنفذ و مخوف» كه خواستار كارشكني در مذاكرات سوم اكتبر هستند، تشخيص داده مي‌شدند. اظهارات اوجالان نشان مي‌دهد كه همه اينها از 10 – 9 ماه پيش برنامه‌ريزي شده‌اند. حتي نام آن را نيز «حمله سريع» گذاشته‌اند.
گويا قرار بر اين بوده كه سال 2005 براي
P.K.K سال حمله سريع باشد...
بي شك، دومين نكته جالب اين است كه اوجالان به وكلاي خود گفته است: «روشنفكران را نيز وارد كار كنيد». ادعا مي‌شد كه بيانيه 150 روشنفكر كشور، مطالبات
P.K.K را پايه و اساس خود قرار داده و حتي از طرف P.K.K آماده شده است. اظهارات اوجالان بر اين ادعا كه در لحظه اول «پرت و بي‌خود» به نظر مي رسد، صحه مي‌‌گذارد. بويژه كه وي از واژه «روشنفكران ترك» نيز استفاده كرده است.

 

 

يك نماينده كرد عراقي ترور شد

۲۷ شهريور ۱۳۸۴

يک عضو مجمع ملي عراق از ليست ائتلافي کردها به همراه دو تن از همراهانش درشمال بغداد در حمله افراد ناشناس کشته شد.
به گزارش مهر به نقل از خبرگزاري فرانسه، يک منبع وزارت کشور عراق که خواست نامش ذکر نشود، با اعلام اين خبر افزود: افراد مسلح ناشناس، «فارس ناصر حسين» را به همراه راننده و محافظان وي کشته و «قاسم شنشو» عضو ديگر مجمع ملي را زخمي کردند.

وي افزود: اين حمله شب گذشته در ناحيه «المشاهد» ـ واقع در 30 کيلومتري شمال بغداد ـ زماني روي داد که آنها قصد داشتند براي شرکت در نشست‌هاي دوره‌اي مجمع ملي عازم بغداد شوند.

به گفته اين منبع، «قاسم وشنشو» از اعضاي مجمع ملي عراق از ليست ائتلاف کردهاست و حال وي وخيم گزارش شده است.
اين در حالي است که حسين شهرستاني، معاون رئيس مجمع ملي عراق بدون اشاره به جزئيات اين خبر، کشته شدن دوعضو ليست ائتلاف کردها را تاييد کرده است.
مجمع ملي عراق 275 عضو دارد که 75 نفر آنها را از نمايندگان ليست ائتلاف کردها تشکيل مي‌دهند.

 

 

 

 

KERKÜK DERGİSİ YAZI İSTEK MEKTUBU

 

Saygıdeğer hocalarımız, değerli meslektaşlarımız, sevgili arkadaşlarımız; bildiğiniz üzere 20. asırda insanoğlu pek çok önemli olayla yüzyüze geldi. Bunlardan birisi de hiç şüphesiz Irak Türkleri ve Türkmenlik sorunudur.

 

          Bin yıldan fazla bir zamandır Türk toprağı olan Türkmeneli, bugünde Türk varlığının bütün değerleriyle sürdüğü ender Türk coğrafyalarından biridir. Lozan Antlaşmasına kadar Türkiye toprağı olan Türkmeneli bölgesi, Atatürk tarafından Misak-ı Milli sınırları içerisine alınmış, kurtarılacak ve anavatana katılacak topraklar olarak  gösterilmiştir. Irak Türkler Kültür Yardımlaşma Derneğ olarak, Türkmen Milli Davasının yazılı basında 1879’dan itibaren devam eden basın geleneğini sürdürerek, Milli davamızı dost-düşman herkese duyurmaya devam edeceğiz.

 

 Kerkük dergisi adıyla yayın hayatını sürdüren dergimiz yeni yönetimi, değerli dava arkadaşlarımız ve siz değerli dostlarımızla daha ileri noktalara ulaşabileceğimize inanmaktayız. Dergimize yayınlanmak üzere göndereceğiniz yazılarınızı beklemekteyiz.

 

Dergimiz içerisinde,

 

1-     Irak Türkleri, tarih, edebiyat, felsefe, siyaset, ekonomi, kültür, eğitim, coğrafya bilgileri,

2-     Seyahat notları,

3-     Uluslararası ilişkiler ve diplomatik  akademik yazılar,

4-     Farklı Türk ülkelerinden yazar ve araştırmacıların görüşleri,

5-     Röportajlar,

6-     Çeviri makaleler,

 

Makalelerin bilgisayar ortamında yazılması, çalışmaların internet veya disketle tarafımıza ulaştırılması gerekmektedir. Dergide neşredilecek yazılardan doğacak problemlerden yazarların kendileri sorumludur. Bu vesile ile konunun bütün ilim ve fikir dünyasına duyurulması hususunda yardımlarınızı bekliyoruz.

 

Saygılarımızla,

MAHMUT KASAPOĞLU

Irak Türkler Kültür ve Yardımlaşma Derneği

Ankara Şube Başkanı

 

İrtibat için:

HAKAN ARIKAN                                                    MUHAMMET KEMALOĞLU-Tarihçi-Yazar

Mithatpaşa Cad 46-3 Kızılay-Ankara                                        Büyük Sanayi 1. Cad 101/30

İskitler-Ankara

Eposta:arikanhakan@yahoo.com                        Eposta:muhammetkemaloglu@yahoo.com

 

 

 

 

رهبران کرد عراقی پيمان اتحاد بستند

 

دو حزب اتحاديه ميهنی و دموکرات کردستان عراق سالهای دراز رقيب يکديگر شمرده می شدند و حتی با يکديگر درگير جنگی خونين شدند

جلال طالبانی رئيس جمهور عراق و مسعود بارزانی رئيس دولت محلی کردستان عراق پيمانی بستند که راه را برای قرار دادن نواحی کردنشين شمال عراق تحت اداره دولتی واحد و خودمختار هموار می کند.

تاکنون اداره استان سليمانيه عراق که نواحی شرقی کردستان عراق را تشکيل می دهد در دست حزب اتحاديه ميهنی به رهبری جلال طالبانی قرار داشته و استانهای اربيل و دهوک در غرب کردستان عراق را حزب دموکرات به رهبری مسعود بارزانی اداره می کرده است.

از هنگامی که جلال طالبانی به رياست جمهوری عراق برگزيده شد، مسعود بارزانی در رأس هر سه استان قرارگرفت اما اداره اين استانها همچنان ميان دو حزب حاکم بر کردستان عراق تقسيم شده است.

پيمانی که ميان جلال طالبانی و مسعود بارزانی بسته شده، وزارتخانه های مختلف دو دولت محلی، بجز وزارتخانه های کشور، دارايی، دادگستری و نيروهای مسلح (موسوم به پيشمرگ) را در يکديگر ادغام می کند.

هنگام امضای اين پيمان در شهر اربيل شماری از ديپلماتهای خارجی، از جمله زلمی خليلزاد، سفير آمريکا در افغانستان حضور داشتند.

آقای طالبانی پس از امضای اين پيمان گفت: "اين تحول مهم کردستان را که پايگاهی مستحکم برای دموکراسی، وحدت و وفاق ملی شده است محافظت خواهد کرد".

آقای بارزانی نيز با اشاره به ديگر نواحی کردنشين شمال عراق که خارج از حيطه حاکميت دو دولت کرد قرار دارد گفت که تشکيل دولت واحد در شمال عراق به بازگرداندن اين قبيل مناطق به بدنه اصلی کردستان عراق کمک می کند.

امضای چنين پيمانی ميان دو دولت کرد دو هفته پيشتر اعلام شده و سپس طی نشستی فوق العاده به تصويب مجلس محلی کردستان عراق که در شهر اربيل استقرار دارد رسيده بود.

دو حزب اتحاديه ميهنی و دموکرات که اکنون برای وحدت کردستان عراق با يکديگر همپيمان شده اند سالهای دراز رقيب يکديگر شمرده می شدند و حتی با يکديگر درگير جنگی خونين در اواسط دهه نود ميلادی شدند.

اين دو حزب سالها عليه حکومت صدام حسين جنگيدند و در پی نخستين حمله آمريکا و متحدانش به عراق در سال 1991 ميلادی ارتشهای آمريکا و بريتانيا با ممنوع ساختن تحرک نظامی ارتش عراق در شمال اين کشور عملاً امکان تشکيل دو دولت خودمختار برای اين دو حزب کرد را در شمال عراق امکانپذير ساختند.

اين دو حزب از آن زمان تاکنون اداره اين مناطق را در دست داشته اند.                                                                                                                                                          

به روز شده: 21:37 گرينويچ - شنبه 21 ژانويه 2006

www.bbc.com

 

 

ترور يك كرد در شمال غرب كشور

رحمان قادري از افراد زحمتكشي بود كه طي سال‌هاي اخير خدمات گسترده‌اي را به مناطق كردنشين آذربايجان غربي ارائه كرده بود و تاكنون بارها از سوي گروه‌‌هاي تجزيه‌طلب تهديد به مرگ شده بود.

خبرنگار «بازتاب» از اروميه گزارش داد: صبح امروز عوامل ناشناس يك نيروي كرد را ترور كردند.

بنا بر اين گزارش، حوالي ساعت 7 صبح امروز، عوامل ناشناس به فردي به نام رحمان قادري كه از همكاران كرد اداره اطلاعات در شهرستان بوكان بود، حمله‌ور شده و او را به قتل رساندند.

رحمان قادري از افراد زحمتكشي بود كه طي سال‌هاي اخير خدمات گسترده‌اي را به مناطق كردنشين آذربايجان غربي ارائه كرده بود و تاكنون بارها از سوي گروه‌‌هاي تجزيه‌طلب تهديد به مرگ شده بود.

هنوز از عوامل ترور قادري اطلاعي در دست نيست اما برخي منابع محلي از احتمال نقش‌آفريني عوامل شاخه ايراني «پ.ك.ك» در اين ترور خبر مي‌دهند.

۱۶ اسفند ۱۳۸۴

www.baztab.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 13:8  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  |