تبليغاتX
کورد پ .ک. ک

کورد پ .ک. ک

وئبلاگی در مورد آگاهی دادن به تمامی آزادی خواهان جهان در مورد سیاستهای جنایتکارا

site kurd pkk uptodate shod!

 

با عرض سلام و خسته نباشيد به تمامي آزاد انديشان و حاميان حقوق بشر

"انجمن مبارزه با جنايات اکراد" از تمامي نويسندگان و خبرنگاران درخواست مي کند تا چنانچه مطالبي در مورد جنايتها و سياستهاي ناسيوناليستي اکراد (علي الخصوصص جنايات اکراد در شهرهاي ترک نشين ايران مثل اروميه و مهاباد و.. - ) دارند به آدرس اين انجمن ارسال فرمايند تا هر چه سريعتر در وئبلاگ اين انجمن منتشر شود. تا بدينوسيله سياستهاي پشت پرده سياستمداران جنايتکار کرد به همه آزاد انديشان نمايان شود.

لازم به ذکر است که اين انجمن يک انجمن بشردوستانه است و به هيچ گروهي وابسته نيست.و حتي با مردم کرد نيز سر دشمني و نزاع ندارد. بلکه به عنوان يک وظيفه انساندوستانه سعي در جلوگيري ايجاد يک بحران منطقه اي مي باشد. چرا که اگر به سياستهاي اکراد در شهرهاي آذربايجانغربي نگاه کنيم مي بينيم که آنها سعي در اشغال اراضي اين مناطق دارند. و در سالهاي گذشته نيز چندين بار به وسيله راههاي نظامي سعي در هر چه سريعتر کردن دستيابي به  اين اهداف خود بو ده اند.

Kurd_jenocid@yahoo.com

 www.kurd-pkk.blogfa.com

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 15:5  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

SoyQirim-ErmeniKurd.doc: Ermeniler Ve Kurdlerin yapdighi SoyQirimlar ve Azerbaycan Torpaqhina Tikdighi Gozler!

http://www.azadtribun.com/x172.htm

 

تاکتيک هاي افراطيون ارمني و کرد براي کشتار

 مسلمانان غرب آذربايجان

حسين عليزاده

 

 

آذربايجان از دير باز به خاطر وجود مراتع و چراگاههاي خوش آب و هوا و همچنين به دليل داشتن آب فراوان ، کوههاي سربه فلک کشيده و درياچه هاي زيبا مورد نظر استعمارگران و مهاجران کرد و ارمني بوده است که بعد از اطراق کردن به فکر کشتن و از بين بردن ميزبان خود يعني تورکها و مسلمانان افتادند و در اين راه، چنان با بي رحمي عمل کرده­اند که خود را روسياه تاريخ کرده اند و بشريت از جنايتهاي اينها انگشت به دهان است.

نقش افراطيون ارمني و کرد(مارشيمون، آندرانيک، آقا پطرس،  اسمعيل سميتقو...) در اين جنايتها به حدي نمايان است که  نيازي به کبرا و صغرا چيدن براي اثبات جنايتهاي آنها نيست و هزاران سند زنده از جنايتهاي آنها موجود مي­باشد که با مراجعه به آنها مي توان به عمق جنايتهاي آنها در غرب آذربايجان پي برد. افراطيون ارمني و کرد گاهي با همراهي هم و بعضاً جداگانه چنان عرصه را بر مسلمانان آذربايجان تنگ کرده­اند در بسياري از مواقع مردم از ترس جان، خانه و کاشانه خود را رها کرده و  درجاهاي ديگر سکني گزيده­اند و روش افراطيون ارمني و کرد هر دو در کشتار مسلمانان به يک شيوه بوده است. در زير به چند تاکتيک آنها که امروزه هم استفاده مي شود اشاره مي شود:

1. بي پناه نشان دادن خود و مظلوم­نمائي(باز کردن جاي پا)

2. مجهز شدن به سلاح و ايجاد تشکلات رسمي و غير رسمي

3. ايجاد جو رعب و وحشت

4. همکاري با نيروهاي خارجي و اشغالگر(ستون پنجم)

5. ايجاد جنگ رواني  براي ناامن نشان دادن منطقه

6. شروع به قتل و غارت

7. ادعا هاي ارضي براي تشکيل دولت

و . . .

 

  بي پناه نشان دادن خود و مظلوم نمائي

مردم تورک به خاطر عدالت ­طلبي و عدالت دوستي هميشه با مردمان ديگر اديان و فرهنگها با تسامح  و تساهل برخورد کرده و به آنها در سرزمينهايشان پناه داده است چنانکه بسياري از دگرانديشان ارمني و يهودي از اروپا مي گريختند و به دولت عثماني پناهنده مي شدند و دولت عثماني هم به آنها هر گونه آزادي داده بود و حتي مي توانستند مليت و زبان خود را حفظ کنند و همه مراسمات مذهبي خود را به جاي بياورند" برنارد لوئيس" در کتاب خاورميانه منتشر شده از نشر"ني" مي نويسد: "برخورد اروپاي مسيحي و عثمانى اسلامى را غالباً به رويارويى جهان آزاد و اتحاد شوروي در زمان خود ما تشبيه مى كنند - كه تشبيه بدى نيست. خطر متوجه غرب در هر دو مورد حكومت و جامعه­اي ستيزه جو و توسعه طلب و برانگيزاننده خصايل دوگانه معهود جهان گشايي يعنى اشتها و حس رسالت بود، در ضمن اعتقاد جزمي به مبارزه دائمي و پيروزي حتمى نهايى نيز آن را شدت مي­بخشيد، اما در اين مقايسه غلو نبايد كرد. در اين رويارويي اوليه، جزميت و شدت عمل از هر دو سو  ولي تساهل بيشتر از جانب تركان بود. در قرن پانزدهم و شانزدهم سير پناهندگان و گذر كسانى كه به توصيف گوياي لنين، «با پاهاي خود رأى مى دهند» - برعكس امروز از غرب به شرق بود. فرار يهوديان در ۱۴۹۲ ميلادي از اسپانيا به خاك عثمانى معروف است، ولى به هيچ وجه يگانه مورد نيست. گروههاي ديگر پناهنده، مسيحيان دگرانديشي كه در كشورهاى خود تحت آزار و پيگرد كليساي مقتدر بودند، همسان يهوديان، در سرزمين عثماني پناه داده شدند و هنگامي كه فرمانروايى عثمانى در اروپا به پايان رسيد، ملت هاي عيسوي قرنها تحت فرمان عثمانيان، هنوز برجا بودند. زبان، فرهنگ، مذهب و حتي تا حدى نهادهاي آنها دست نخورده بود و همه آماده از سر گرفتن موجوديت ملي جداگانه خود بودند، اما درباره مسلماناني كه پس از پايان حكومت عثماني در بالكان و پس از حكومت مسلمانان در اسپانيا ماندند، همين را نمي­توان گفت".

رجوع کنيد به روزنامه ايران:

http://www.iraninstitute.com/1383/831003/html/history.htm

مهمانوازي، تساهل و تسامح تورکهاي آذربايجان هم در تاريخ هميشه بلاي سر آنها بوده و ميزبانان بعد از خوردن نمک، نمکدان شکسته اند و شروع به قتل و غارت کرده اند.

"گروههاي کردي که بعد از جنگ جهاني اول از عراق، سوريه و تورکيه گريخته بودند خاک آذربايجان را براي خود مناسب ديدند و از مرزهاي آواجيق و قوتور به داخل ايران سرازير شدند و در شهرهاي خوي، سالماس و اروميه جاي داده شدند!. سميتقو به عنوان رهبر کردهاي مهاجر ساکن منطقه، به تقسيم زمينهاي زراعي، خانه هاي مسکوني، باغات و دامهاي آذربايجانيهاي ساکن منطقه بين کردهاي مهاجر دست زد(وفائي، زهره، تاريخ منتظر ما نخواهد ماند- آبتام).

همچنين ارامنه افراطي بعد از گريختن از مقابل قشون عثماني وارد شهرهاي اروميه، خوي و سالماس شده و بعد از اسکان و ايجاد جاي پا در سال 1296 شروع به قتل و غارت آذربايجانيها کردند و جنايتي ديگر بر جنايات خود افزودند.

 

مجهز شدن به سلاح و ايجاد تشکيلات رسمي و غير رسمي

مهاجران بعد ار ورود به خاک آذربايجان شروع به تجهيز خود و نفرات افراطي مي کردند و براي خود يک قشون شيه نظامي و دار و دسته تشکيل مي دادند و بازوهاي نظامي اين مهاجران بعد از اينکه در منطقه خلاً قدرتي بوجود مي­آمد به جان مردم عادي مي­افتادند و مردم را مي­کشتند و آنها را از خانه و کاشانه خود اخراج مي­کردند و همه چيز آنها را تصاحب مي کردند. به عنوان مثال:" آقا پطروس آسوري در اروميه نيروي گشتي و اکتشاقي تشکيل داده بود(وفائي، زهره، تاريخ منتظر ما نخواهد ماند،-آبتام).

پس از آنکه بريتانيا و همدستانش ديدند که با کناره­گيري سالداتها از جنگ، جبهه شرقي متفقين در هم ريخت. براي پر کردن جاي خالي آنها در ايران، اسلحه سربازان روسي را به قيمت ارزان خريداري کرده، ارامنه و آسوريهاي کوهستاني را که اغلب از خاک عثماني به غرب آذربايجان آمده بودند مسلح

 

 

اارمنستان بزرگ

 

کردستان بزرگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نموده و به آنها وعده تشکيل حکومت مسيحي در آذربايجان را دادند(سرداري نيا، صمد، قتل عام مسلمانان در دو سوي ارس، ص.23).

قواي آسوري و ارمني بعد از مسلح شدن با حمايتهاي آشکار و پنهان دول انگليس و فرانسه شروع  به تشکيل اردوي ارمني مي کنند. رهبر سياسي  و مذهبي اردوي مسلح ارامنه با بنيامين مارشيمون و فرماندهي نظامي آن با فرد مرموز و ماجراجوئي به نام آقا پطرس بود و در غياب او همسرش ظريفه خانم که ظاهرا خواهر مارشيمون بود، وظايف او را انجام مي داد(سرداري نيا، صمد، قتل عام مسلمانان در دو سوي ارس، ص.38).

همچنين کردهاي افراطي هم، هر کدام داراي نيروهاي مخصوص  بودند که براي قتل و غارت دور خود جمع کرده بودند.

 

ايجاد جو رعب و وحشت

از تاکتيکهاي قديمي مهاجران به آذربايجان بعد از اسکان و با تسليح کردن خود و ياران خود ايجاد جو رعب و وحشت در بين ساکنان واقعي اين منطقه بود و در اين راه از هيچ کوششي فروگذار نبودند. تهديد و ارعاب ساکنان اصلي، قشون دولتي، روحانيون و خوانين منطقه از روشهاي آنها براي ايجاد ترس و دلهره بوده است تا بتوانند ساکنان بومي منطقه را کوچ داده و خود جايگزين آنها شوند و يا ساکنانان بومي از ترس جان و مال خود از آنجا فرار کرده و ديگر فکر بازگشت به خانه و کاشانه خود را نداشته باشند. مثلا در 31 فروردين 1358 اکراد افراطي بعد از مجهز شدن به تسليحات سبک شهر سولدوز (نقده) را اشغال کرده و با رژه رفتن مي خواستند در دل مردم ترس ايجاد کنند تا تورکها منطقه و شهر را خالي کنند که به کمک قشون دولتي نقشه آنها نقش بر آب شد.

 

همکاري با نيررهاي خارجي و اشغالگر(ستون پنجم)

نيروهاي خارجي و اشغالگر براي اينکه جاي پاي محکمي را در منطقه براي خود باز کنند هميشه از افراطيون ارمني و کرد به عنوان ستون پنجم استفاده کرده­اند و چنانکه در بالا ذکر شد انگليسي­ها اسلحه هاي سربازان روسي را خريداري کرده و در اختيار ارامنه قرار دادند و همچنين ارامنه افراطي هم مجري برنامه هاي آنها شده بودند. بدينسان، دسته هاي انبوهي از مسيحيان در سالماس و اورميه گرد آمدند و مي بينيم که دولتهاي مسيحي و مسيونرهاي کينه­توز آمريکا و فرانسه اينان را چگونه ابزار کار خود ساختند و به چه سياهکاري­هائي دست يازيدند(سرداري نيا، صمد، قتل عام مسلمانان دردو سوي ارس، ص.31).

 

ايجاد جنگ رواني براي ناامن نشان دادن منطقه

از تاکتيکهاي کار­ساز آنها براي تسلط بر منطقه ايجاد جنگ رواني براي نا امن نشان دادن منطقه بوده است و اين روش به وسيله اخبار غير واقعي و همچنين با ايجاد درگيري در نواحي مختلف پخش مي کردند. پخش شايعات هم از ابزارهاي آنها براي تسليم مردم منطقه بوده است خصوصاً نيروهاي کرد بعد از انقلاب براي ناامن نشان دادن منطقه تلاش فراواني کرده و با درگير شدن با نيروهاي دولتي و همچنين با ايجاد پستهاي بازرسي غيرقانوني در گردنه­ها خشونت آشکاري را در منطقه غرب آذربايجان  بر عليه مردم روا داشته­اند و موجب فرار سرمايه ها و عدم سرمايه گذاري شده­اند. علاوه بر آن قاچاق از مرزها هم ناامني مضاعفي را بر منطقه تحميل کرده و باعث درگيري در منطقه شده است.

 

شروع به قتل و غارت

مهاجمين و مهاجران بعد از بوجودن آمدن خلاء قدرت درمنطقه و ضعف دولت مرکزي شروع به قتل، جنايت و غارت اموال مردم مي کردند و در اين کار هم با بي رحمي تمام عمل مي کردند و به زنان و کودکان و پيران هم رحم نمي­کردند. سال 1296 شمسي سال خون، اشک، آتش و فرياد براي اهالي  فراموش شده آذربايجان غربي است. دهها هزار تن در شهرهاي اروميه، خوي، سالماس، ماکو، قوشچي، شرفخانه و... کشته شدند و همچنين روستاهاي اطراف توسط داشناکهاي ارمني، آسوريهاي فريب خورده و جلوهاي بدوي مسيحي بي رحمانه به آتش کشيده شد. گزارش ذيل که يک از هزار اين فجايع جگر­سوز است در اروميه رخ داده  و تنها در يکي از روزهاي اسفند ماه سال 1296 شمسي  اتفاق افتاده است. مي­خوانيم:

"(ارامنه ،جلوها و آسوريها) داخل خانه­ها شده اعمال شنيعه و افعال قبيحه را در بعضي خانواده ها و ساير اهالي مرتکب و دارايي مردم بيچاره را غارت و قريب پانصد خانه را آتش زده و مرد و زن و صغير و صغيره را مقتول نموده از کسي ابقاء نکرده­اند. قساوت و شقاوتي که بعد از اصلاح(توافق صلح) ظاهر ساختند در هيچ قرن و دوره نظير آن شنيده نشد و در هيچ مذهب روا نيست که زن و اطفال و پيرمردان را به قتل برسانند. جاي هزاران تاسف است که در اين قضيه کبري و بلکه قيامت عظمي ابداً رعايت اين مسايل نگرديد و از احدي ابقاء نشد. نه به پيرمردان و زنان ترحمي نمودند و نه بر اطفال معصوم رحمي، چناچه روز گذشته هم در کوچه ها جمعي از نسوان و اطفال را هدف گلوله گرفته بودند. مي­توان گفت کوچه اي نبود که در آن چندين  جنازه از اشخاص بي­تقصير نيفتاده باشد. علت معلوم نبود که چرا اين قدر قساوت به خرج داده و عداوت را تا اين درجه بالا برده بودند. خداي واحد شاهد است از تصور آن اوضاع جانسوز جگر انسان آتش مي گيرد و شخص ديوانه شده حالت جنون عارض مي گردد. به اعتقاد قاصرانه، مادامي که دنيا هست فجايع و قبايح  امشب مذاکره و تاريخ عالم را لکه دار خواهد نمود. وقوعات شرم آور امشب به طوري مواثر و فجيع است که خود مسيحيان از مذاکره و يادآوري آن متاسف و دچار ندامت مي شوند!"

خاطرات معتمد الوزاره، کارگزار وزارت خارجه ايران، اروميه در جنگ عالمسوز اول- ص7 1

 

 

ادعاهاي ارضي براي تشکيل دولت

هدف اصلي افراطيون هميشه تشکيل دولت اشغالگر در سرزمين آذربايجان بوده است و مهاجران ارمني و کرد هم هميشه با اين هدف به خاک آذربايجان چشم دوخته­اند ولي هر بار در آتش قهر اردوي اسلام خاکستر شده­اند.  درسال 1297 با آمدن اردوي عثماني همه ارامنه­اي که با کشتن مسلمانان مي­خواستند يک کشور ارمني در غرب آذربايجان درست کنند يا تسليم شدند يا به روسيه فرار کردند و از جمله آندرانيک جنايتکار تاريخ که مي­خواست با حمله به خوي و با تصرف آن به روياي ارمنستان بزرگ برسد با آمدن قشون تورک پا به فرار گذاشت همچنين بعد از انقلاب نيز اکرادي که در غرب آذربايجان خصوصاً در سولدوز دست به قتل و کشتار زده بودند و ادعاي ارضي به خاک مقدس آذريايجان داشتند با رسيدن ارتش اسلام همه در آتش خشم تورکها خاکستر شدند و ملت آذربايجان نشان داد که هر کس به خاک آذربايجان نظر داشته باشد در آتشي که خود بر افروخته است خواهد سوخت.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 15:1  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

پ.ك.ك» بازيچه آمريكا و طالباني شده است

 

 

خبرگزاري آيدن ليک

 

۱۹ شهريور۱۳۸۴

تر كيه در ماه‌هاي اخير راجع به افزايش حملات تروريستي «پ.ك.ك» بحث مي‌كند. از يك طرف تظاهرات مردمي‌ در مقابل افزايش درگيري‌ها در جنوب شرق كشور و عمليات‌هاي نظامي‌ ارتش، از سوي ديگر، حملات انفجاري در مناطق غربي كشور كه مردم عادي را مورد هدف قرار مي‌دهند.

دولت تركيه نه تنها هيچ‌گونه استراتژي برنامه‌ريزي‌شده‌اي براي مقابله با بعد جديد حادثه ندارد، بلكه بر عكس، طيب اردوغان در چهارچوب استراتژي كه آمريكا معين كرده، سياستي را كه به آن «راه‌حل دمكراتيك براي مسئله كرد» مي‌گويد، در برنامه قرار داد. در مراسم 30 آگوست، در حالي كه فرمانده نيروي زميني به خطرات و تهديدات اشاره مي‌كرد، طيب اردوغان در پاسخ به سؤالات خبرنگاران مي‌گفت، «نبايد اين مسئله را زياد بزرگ كرد». در پي آن اعلام شد كه مركز «پ.ك.ك» / كنگره خلق با ارسال سلام به سياست جديد دولت، براي مدت يك ماه «دفاع منفعل» را در پيش گرفته است. ولي حملات همچنان ادامه دارند.

اين مسئله رو به كجا مي‌رود؟ در پشت پرده اين رويدادها چه چيزي پنهان است؟ گام بعدي چه خواهد بود؟ «آيدين ليك» به اطلاعاتي دست يافت كه پشت برده اين رخدادها را نمايان خواهند كرد.

استراتژي جديدي كه به «پ.ك.ك» تحميل شده است

طبق نظر كارشناسان نيروهاي مسلح تركيه در زمينه «پ.ك.ك» و تروريسم، استراتژي جديدي كه آمريكا براي دوره آتي به «پ.ك.ك» تحميل كرده است، بر پايه‌هاي زير استوار مي‌باشد:
1ـ خط مشي متهاجمانه و نابود كننده
2ـ پديد آوردن دشمني كرد ـ ترك
3ـ افزايش حملات جنجال‌آفرين در مناطق غربي تركيه
4ـ تظاهرات مردمي ‌در جنوب شرق.

جزئيات تقسيم كار

استراتژي مذكور، با راهنمايي‌ها و جهت دهي‌هاي آمريكا، در چارچوب تقسيم كار بين «پ.ك.ك» و سران دولت انتقالي عراق انجام مي‌شود. بارزاني و طالباني، «پ.ك.ك» را تشويق مي‌كنند تا از خاك عراق خارج شود. سران دولت ساختگي و دست نشانده، براي آن‌كه بتوانند «پ.ك.ك» را به طرف تركيه برانند، كمك‌هاي لجستيكي و مهمات به آن مي‌دهند. به نظر بارزاني و طالباني، درگيري شدن تركيه با درد سر بزرگي مانند «پ.ك.ك» باعث مي‌شود تا توجهي كه تركيه به دولت دست نشانده جلب كرده، متفرق شده و دلايل مربوط به مداخله در شمال عراق از بين بروند.

750 عضو «پ.ك.ك» در ارتش پيشمرگه

طبق اطلاعات دريافتي از منابع نظامي، 750 تن از اعضاي «پ.ك.ك» كه عربي و انگليسي بلدند، در ارتش پيشمرگه‌هاي طالباني و بارزاني استخدام شده اند. رهبران تركمن كه به عراق رفت و آمد دارند، اظهار مي‌كنند كه در نقاط ايست ـ بازرسي به بسياري از اين افراد برخورد كرده‌اند و مثالي نيز مي‌آورند: «در ايست ـ بازرسي
Aloka در كيلومتر 50 بغداد از دهوك در شمال عراق، يكي از افراد «پ.ك.ك» كه تابعيت تركيه را دارد، بازرسي‌ها را انجام مي‌دهد».

ژنرال «ايلكر باشبوغ» در 19 جولاي سال 2005، اعلام كرد حدود 2450 – 2200 تن از افراد سازمان تروريستي در امتداد 384 كيلومتر از مرزهاي تركيه ـ عراق مستقر شده‌اند.
او گفت: «همانطور كه مشهود است، اين سازمان موجوديت خود را از سال 2003 به بعد به صورت تدريجي از كوه قنديل به امتداد مرزهاي تركيه – عراق منتقل كرده است». اين امر، با راهنمايي‌هاي آمريكا و در پي توافق حاصله با دولت انتقالي، انجام شد.

بخش‌هاي مختلف «پ.ك.ك»

يك منبع كه در يكي از بخش‌هاي مربوطه نيروهاي مسلح تركيه كار مي‌كند، اطلاعات بسيار مهمي‌را ارائه مي‌دهد: «بخش‌هايي كه پس از دستگيري اوجالان از «پ.ك.ك» منشعب شده‌اند، راهنمايي شده و وادار به حمله به هدف‌هاي استراتژيك در تركيه مي‌شوند». اين خبر، درك ساختار كنوني و حملات اخير «پ.ك.ك» را تسهيل مي‌كند. سرهنگي كه در قرار گاه ستاد مشترك ارتش خدمت مي‌كند، به اين موضوع جلب توجه مي‌كند كه: «پ.ك.ك» ديگر يك سازمان واحد نيست. انشعاب سازمان به چند بخش مجزا، استخبارات، تعقيب و مبارزه را سخت‌تر مي‌كند.

ارزيابي مشترك كارشناسان كه موضوع را از نزديك پيگيري و بررسي مي‌كنند، چنين است: «اكنون ديگر يك «پ.ك.ك» وجود ندارد. در داخل «پ.ك.ك»، «پ.ك.ك»‌هاي ديگري نيز وجود دارند».

اين روند چگونه پديد آمد؟

طبق اطلاعاتي كه منابع اطلاعاتي و استخباراتي در اختيار قرار مي‌دهند، پس از دستگيري اوجالان اعضاي شوراي رهبري «پ.ك.ك» به 24 نفر افزايش يافت. 8 تن از اين افراد در تركيه و مابقي در اروپا، عراق و ديگر كشورها بودند. روند تحت كنترل گرفتن كامل «پ.ك.ك» كه پس از دستگيري و تحويل اوجالان به تركيه سرعت گرفته بود، در پي اشغال عراق به سطحي بسيار بالا دست يافت. بعد از سال 1999، 500 تن از جوانان كرد ساكن اروپا، تركيه و عراق كه از طرفداران «پ.ك.ك» بودند، به آمريكا منتقل شدند. وظيفه اصلي اين 500 تن كه منابع اطلاعاتي به آنها «تيم‌هاي نظارتي پيشرو» مي‌گويند، جمع‌آوري اطلاعات و برنامه ريزي عملياتي استراتژيك است. اين تيم‌ها توسط اكيپ‌هاي سيا ـ موساد، آموزش ديدند و در حال آماده باش كامل، به مناطق مختلف تركيه اعزام شدند. علاوه بر اين تيم‌ها، «پ.ك.ك» سازمان ديگري نيز در رابطه با فعاليت‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي دارد. منابع نظامي‌تصريح مي‌كنند كه در داخل «پ.ك.ك»، 30 تن از افراد «سيا» نيز حضور و فعاليت دارند. افرادي كه در بمب‌گذاري‌ها به كار مي‌روند، در اردوگاهي كه تحت كنترل اسرائيل است، آموزش‌هاي ايدئولوژيكي، سياسي و نظامي‌ را پشت سر گذاشته و پس از طي دوره آموزش‌هاي علمي‌ در شمال عراق، به تركيه اعزام مي‌شوند.

هدف از روند جديد

آمريكا پس از اشغال عراق، مسئله كرد را از مركز عراق هدايت و مديريت مي‌كند. اين كشور كه در تلاش است تا موضوع مرتباً مطرح باشد، در تمامي ‌مذاكرات خود با تركيه با بيان اين‌كه «مخاطب شما ما نيستيم، دولت عراق است»، تركيه را وادار مي‌كند تا مسائل خود را با بارزاني و طالباني حل كند. در اثناي وقوع اين رويدادها، شاهد هستيم كه مطبوعات دست نشانده نيز بر ميزان انتقادهاي خود از «پ.ك.ك» افزوده اند. اين كار دو هدف مي‌تواند داشته باشد: نخست، تشكيل دولت دست نشانده به سركردگي بارزاني در جنوب شرق به عنوان جايگزين «پ.ك.ك». دوم، آماده كردن افكار عمومي‌براي انجام برخي برخوردهاي مصنوعي و ساختگي با «پ.ك.ك» با هدف جلب رضايت تركيه براي به رسميت شناختن دولت دست نشانده و ايفاي نقش در پروژه خاورميانه بزرگ كه آمريكا به احتمال قوي در آينده اي نزديك به جامه عمل خواهد پوشاند.

لازم است اظهارات محمد اوزون را كه در تيتر اصلي روزنامه «حريت» مورخ 29 آگوست 2005 چاپ شده بود، يك بار ديگر در اينجا بررسي نماييم. تيتر خبر روزنامه «حريت» اين بود: «محمد اوزون: از ترس «پ.ك.ك»، تركيه را ترك كردم». در خبري كه دوغان هيزلان نوشته بود، ادعا شده بود كه محمد اوزون به علت آن كه نامش بر بالاي فهرست «250 روشنفكر محكوم به مرگ» نوشته شده بود، تركيه را ترك كرده است. ليست 250 نفره روشنفكراني كه «پ.ك.ك» قصد كشتن آنها را دارد، در ماه جولاي سال جاري در مجله آكسيون كه به انتشار اخبار تحريك كننده و جهت‌دهنده معروف است، منتشر شده بود.

محمد اوزون در بيانيه‌اي كه روز بعد براي روزنامه «گوندم» ارسال كرد، اعلام كرد كه صحبت‌هاي مندرج در روزنامه «حريت» به وي متعلق نيست. اوزون كه در تشريح وضعيت فوق گفته بود، «حريت جنجال آفريد»، تصريح كرد از طرف «پ.ك.ك» تهديد نشده است. تيتري كه در زير خبر فوق درج شده بود، اين بود: «شمدين ساكيك از فرماندهان سابق «پ.ك.ك» صحبت كرد، دستور قتل 33 سرباز را اوجالان داد». در اين خبر گفته شده بود كه «حريت راز ديگري را فاش مي‌كند».

شمدين ساكيك كه يك سال قبل از اوجالان دستگير شده است، مدعي شده بود كه دستور قتل 33 سرباز را كه در سال 1993 در بينگل كشته شده بودند، اوجالان صادر كرده است. اين در حالي است كه اوجالان هم در بيانات و هم در نوشته‌هاي كتبي خود اعلام كرده است مسئوليت اين حادثه كه آتش بس يك‌جانبه آن زمان را نقض كرد بر عهده شمدين ساكيك مي‌باشد كه اين حادثه كه اوجالان آن را «سوسورلوك در پ.ك.ك» نامگذاري كرده، چندين روز موضوع بحث روزنامه‌ها و مطبوعات كشور بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:59  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

پژاک در سالی که گذشت (قسمت اول)

 

افزايش تحركات تجزيه‌طلبان در شمال غرب كشور

۳ مرداد ۱۳۸۳

بامداد روز سه‌شنبه، يك گروه از نيروهاي «پژاك» با حمله به گشت مأموران ايراني با سلاح‌هاي سبك و نيمه‌سنگين، خودرو مأموران ايراني را هدف قرار دادند. در اين درگيري، فرمانده يكي از پاسگاه‌هاي مرزي ـ كه يكي از سرنشينان خودرو بود ـ از ناحيه سر مجروح شد.

طبق گزارشات رسیده تحركات نيروهاي تجزيه‌طلب موسوم به «پژاك» در شمال غرب كشور، تشديد شده است.
بنا بر اين گزارشات، بامداد روز سه‌شنبه، يك گروه 15 نفره از نيروهاي «پژاك»، با حمله به گشت مأموران ايراني با سلاح‌هاي سبك و نيمه‌سنگين، خودرو مأموران ايراني را هدف قرار دادند.
در اين درگيري، فرمانده يكي از پاسگاه‌هاي مرزي ـ كه يكي از سرنشينان خودرو بود ـ از ناحيه سر مجروح شد.
همچنين طي هفته‌هاي اخير، حضور گروه‌هاي حدود 10 نفره تجزيه‌طلب در روستاهاي مرزي براي تهيه آذوقه و تبليغات، تشديد شده است.
از سوي ديگر، در هفته گذشته، يك گروه از نيروهاي «پژاك» در روستاي گيلاس در حوالي سرو، اقدام به گرفتن آذوقه و پول از روستاييان كردند و گروه ديگري از اعضاي حزب كومله در روستاي سرچاوه در حوالي سقز، نيز اقدام به اين اقدام كردند. آنها همچنين در نيمه‌شب چهارشنبه گذشته، اطلاعيه‌هاي تبليغاتي در كرمانشاه نصب كردند كه در آن به پيروزي كردستان عراق اشاره شده بود.
در همين حال، فعاليت‌هاي مشابه حزب كومله در روستاي گودك در حوالي شهرستان سقز نيز انجام شده است.
خبرنگار «بازتاب» در پايان مي‌افزايد: در هفته گذشته، حدود ده نفر از نيروهاي تجزيه‌طلب مسلح، به دليل فعاليت‌هاي غيرقانوني در شمال غرب ايران بازداشت شدند.

 

 

 

 


پژاك آدم نيست

۱۸ شهريور ۱۳۸۳

گفت وگو با عبدالله اوجالان

عبدالله اوجالان، رهبر «پ.ك.ك»، طي ملاقات مشروحي با وكيل خود در زندان، بخش ديگري از نظرات خود را راجع به چشم‌انداز آينده كردها در شمال عراق و تركيه و روابط آنها با آمريكا و دولت تركيه، اعلام كرد.
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، اوجالان با تأكيد بر ايجاد دمكراسي و وحدت ميان گروه‌هاي كرد، از انشعاب برادر خود، عثمان اوجالان و نزديكي وي با اتحاد ميهني كردستان، به شدت انتقاد كرده است.
وي همچنين فعاليت‌هاي مليت‌‌پرستانه گروه‌هايي چون «پژاك» را اشتباه خواند و بر ايجاد دمكراسي به جاي مليت‌پرستي و دولت كرد تأكيد كرد.
در عين حال عثمان اوجالان، برادر عبدالله در يك سخنراني با تشريح انتقادي عملكرد 15 ساله اخير «پ.ك.ك»، ضمن حمله به او، از انشعاب خود دفاع كرده است.
به عقيده من، «مجلس آزاد مردم» مي‌توانست تأسيس شود. از طرفي مي‌توانستيد واقعيات تاريخي اجتماعي را آشكار كرده و از طرفي نيز مردم را در سطح بسيار خوبي سازماندهي كنيد. هيچ كس نمي‌توانست ادعا كند كه قصد تقسيم كشور را داريد و يا كاري مخالف قانون انجام داده‌ايد. جامعه جمهوري كه مصطفي كمال زندگي و عمر خود را وقف آن كرده بود، در حال فرقه‌بندي شدن است. اصل انقلاب جمهوريت، هموطن آزاد و واقعيت و اصل دمكراسي نيز مجلس آزاد مردم است. فلسفه جمهوريت بايد اين‌گونه باشد. اگر به ويژگي‌هاي مثبت روشنفكري مصطفي كمال احترام مي‌گذارند بايد راه را براي برقراري سياست هموطن آزاد هموار كنند.
با ميهن‌پرستي ناآگاهانه نمي‌توان به نتيجه رسيد. نتايج ايدئولوژي ديني نيز واضح و آشكار است. سياست ديني ساخت و اختراع آمريكاست. سير تحولات و پيشرفتهاي «القاعده» نيز بر همه معلوم است. نتايج انعكاس ايدئولوژي ديني در تركيه نيز معلوم است. فكر مي‌كنم رمان «افندي» به اين موضوع پرداخته است ولي هنوز آن را نخوانده‌ام. مليت‌پرستي از خارج به ترك‌ها تحميل شده است. آلمان‌ها براي نفوذ در آسياي ميانه، مليت‌پرستي را به ترك‌ها تزريق كردند.
در تركيه مليت‌پرستي اين چنيني وجود نداشت. يهودييان را نيز براي دوري ترك‌ها از مسلمانيت، تحميل كردند. اين كار را به قصد ايزوله كردن ترك‌ها و اعمال نفوذهاي خارجي، انجام دادند. مصطفي كمال قصد داشت آناتولي را لبريز از ميهن‌پرستي كند ولي اين موضوع كه چقدر موفق شده است، قابل بحث است.
بر همه واضح است كه مليت‌پرستي فلسطيني‌ها و اسراييلي‌ها، اين كشورها را با چه وضعي مواجه كرده است. وضعيتي كه مليت‌پرستي تركي، تركيه را با آن مواجه كرده است، معلوم است. مليت‌پرستي عثمان پاشا، باعث نابودي دولت عثماني شد. اگر به اين ايدئولوژي‌هاي ديني و مليت‌پرست ادامه دهيم، آناتولي نيز از دست خواهد رفت. متوجه اين مسأله نيستند.
نقش مليت‌پرستي ارمني‌ها و گرك آيونيالي‌ها در قرن نوزدهم، اكنون به كردها داده مي‌شود. اين سياست باعث نابودي آنها شد. صرفاَ به علت سياست روزمره انگليسي‌ها تاريخ هزار ساله نابود شد. سياست‌هاي آلمان و انگليس باعث شكست ملت‌ها شد. ترك‌ها امپراطوري خود را از دست دادند، ارمني‌ها و يوناني‌ها نيز رفتند. كردها ماندند ولي چگونه؟ اجسادشان باقي ماند.
مي‌گويند آپو، مخالف دولت تشكيل شده در شمال عراق است. مسأله، مخالفت يا موافقت با اين دولت نيست. دولت عرفات و دولت اسراييل باعث نابودي اين كشورها خواهد شد. مليت‌پرستي هر دو ملت را مسموم كرده است. مليت‌پرستي كردي نيز كه قصد ايجاد آن را دارند، به دولت عرفات شباهت دارند. اين سياست قصد تأسيس يك دولت دست‌نشانده در عراق، با دست مليت‌پرستي كردي دارد. در واقع من نام آن را «اسراييل دوم» گذاشته بودم. مي‌توان فلسطين دوم نيز گفت. بالاخره نيز آن را با مليت‌پرستي تركي، عجمي ‌و عربي درگير خواهند كرد. ولي نتيجه چه خواهد شد؟
از سال 97 در حال تلاش براي مخالفت با اين مسأله هستم افراد ما نيز اين را درك نكردند. عثمان پس فطرت، رفت و به طالباني پناه برد. گروهي به
KDP
(حزب دمكرات كردستان عراق) پناه برده، گروهي ديگر نيز به اروپا فرار كردند. با قتل عام كردها، قصد ايجاد فلسطين دوم را دارند. دولت كرد، قرارگاه اصلي اين امر خواهد بود. ترك‌ها نيز خود را موفق تصور مي‌كنند. با قتل عام و كشت و كشتار كردها، امپرياليسم و كاپيتاليسم جهاني در خاورميانه با تكيه بر خون كردها در حال پيشرفت و توسعه است. انقلاب جديد كاپيتاليسم جهاني با تكيه بر خون ملت‌ها، به وقوع خواهد پيوست. بايد از وقوع آن جلوگيري كرد. تز جديد امپرياليسم فراگير است.
وضعيت جديد را به همراه برخي جزييات آن بررسي كردم. براي اينكه در قرن جديد، مانند ارمني‌ها و آيونيالي‌ها در قرن نوزدهم نباشيم، بايد خط مشي دمكراتيك را توسعه داده و سازماندهي كنيم. كنگره خلق مبين همين مسأله است. «پ.ك.ك» بايد از نظر ايدئولوژي و سياسي خود را اصلاح كند. كساني كه در اين‌باره صاحب ادعا بوده، اعتماد به نفس و منش ايدئولوژيك ـ سياسي داشته، به علم و آگاهي معتقد بوده و قصد از خود گذشتگي دارند، مي‌توانند با «پ.ك.ك» همكاري كرده و در آن متمركز شوند. با چشم‌داشت به قدرت و مقام نمي‌توان كاري انجام داد. كساني كه چنين اهدافي دارند، از سازمان دور شوند. كنگره خلق، تشكيل سياسي راه حل دمكراتيك است. در داخل كنگره از مردم‌گرايي گرفته، هر نوع انجمن و اتحاديه‌اي كه مناسب با نيازهاي مردمي‌باشد، مي‌توان تأسيس كرد كساني كه منش در رفتار دمكراتيك دارند، مي‌توانند بر انجام اين امر نظارت كنند. اگر اين كار انجام شود، قتل‌عام آسور، فلسطين، آيونيا و ارمني‌ها تكرار نخواهد شد. در چهار گوشه كشور سيستم دمكراتيك خود را توسعه دهند، از طرف ديگر مي‌توانند رسم و رسوم دولت مستبدانه را با تغيير دمكراتيك مواجه كنند آيا در اين مورد بحث و بررسي انجام مي‌شود؟ آيا در خط مشي خود تجديد نظر و بازنگري به عمل مي‌آورند؟ بايد انفجارهاي ايدئولوژي سياسي به وجود آورند. ممنوعيت‌ها را بهانه نكنند. ممنوعيت آنچناني نيز وجود ندارد. اگر مردم به صورت جمعي سازماندهي شوند، هيچ كس نمي‌تواند آنها را قتل عام كند، هيچ كس نمي‌تواند عادت به گرسنگي و فقر را به آنها تحميل كند. دولت مليت‌پرستي از دوران انسان اوليه تاكنون، به مفهوم عدم آزادي و عدم تساوي بوده است. تشكيل دولت به معني پذيرفتن بردگي است. ولي با دولت كرد بورژوآ مخالفتي نداريم، بلكه دمكراسي را به جاي آن ترجيح مي‌دهيم. دولت وسيله فشارآوردن اقتدار و قدرت به مردم است. دولت نه مردم را مي‌تواند نجات دهد و نه مي‌تواند دمكراسي را به وجود آورد. عرب‌ها 22 دولت دارند، آفريقايي‌ها نيز دولتهاي متعددي دارند، ولي بيشتر از همه آنها تحت فشار قرار دارند.
دولت به تنهايي نمي‌تواند نقش منجي را ايفا كند. دولت مايه درد سر مردم و جامعه است. دولت دچار تومور و سرطان شده است. هيچ كس نمي‌تواند اين مسأله را حل كند.
در تركيه نيز چنين وضعيتي برقرار است. اردوغان به دور خود مي‌چرخد. كاري كه او انجام مي‌دهد رفورم نيست بلكه صحنه‌سازي براي اتحاديه اروپاست. همان اندازه كه يك زن مي‌تواند با آرايش، خود را زيبا و محبوب نشان دهد، اردوغان نيز با اين اعمال، خود را محبوب اتحاد اروپا جلوه مي‌دهد. دولت نياز به ترقي دمكراتيك دارد. من پيشرفت‌هاي زيادي را در اين ارتباط بوجود آوردم «پ.ك.ك» حتي به اين امر تنزل نكرد.
فرهاد اكنون از دمكراسي صحبت مي‌كند. انگار چيزي از دمكراسي مي‌داند! شخصيت‌هاي از بين رفته افراد بيچاره، گروه رسوايان. من مطمئنم كه در «پ.ك.ك» دوستان با ارزش و پر دل و جرات نيز وجود دارد. هستند كساني كه به خاطر من خود را آتش زدند، سال‌ها در زندان ماندند، ديگراني كه زنده هستند بايد به اين مسأله به ديده احترام بنگرند. نبايد حساب و كتابهاي سياسي كثيف انجام دهند. يك بارديگر هشدار مي‌دهم: در غير اين صورت نبايد نزديك شوند. در وضعيت بسيار جدي و بحراني قرار داريم. با اين وضعيت نمي‌شود شوخي كرد.
آمريكا موقعيت خود را در خاورميانه تغيير داده است. نجف مثالي از اين مورد است. هر لحظه احتمال انفجار كركوك وجود دارد. راه پيشگيري از آن عميق كردن خط مشي دمكراتيك است. يك دفاعيه صحيح يك جنبش اجتماعي دمكراتيك، خيلي چيزها را مي‌تواند تغيير دهد. تجزيه تحليل‌هاي تاريخي به عمل آورده‌ام هر كس تا اندازه‌اي بي‌احترامي‌ كرد. هنوز نتوانسته‌اند بفهمند. انفرادي شدم. شما‌ها چرا اين قدر دست و پا چلفتي از آب در آمديد. چرا آلت دست قرار گرفتيد. حتي دولت هم متوجه شد كه در دفاعيات من تا حدي امكان رسيدن به راه حل وجود دارد. نمي‌گويم همه، ولي حداقل گروهي متوجه اين مسأله شدند.
مرا رهبر خطاب مي‌كنيد. رهبر با قول و فكر و اراده‌اش، يك رهبر است. رهبر مايه عزت، آگاهي و منافع مردم است. ادعا مي‌كنيد احترام يكديگر را حفظ كرده و با هم متحدشويد.
شما را نيز به عنوان بخشي از مردم مي‌ديدم. براي آنكه صاحب علم درست، اراده آزاد و افكار صحيح شويد، با شما بحث و جدل كردم، با محبت و احترام برخورد كردم، تا اينكه 5 سال بعد مرا گرفتار اين وضعيت كرديد. يكي همه چيز را گذاشته و پي كار خود رفته، ديگري تا خرخره غرق قدرت شده است.
«پ.ك.ك» ارزش‌هاي بسياري دارد. تايلانها در روسيه و بارزاني‌ها در اروپا خود را آتش زدند، آنها انسان‌هاي بسيار شريف و با عزتي بودند. در حاليكه روسيه و اروپا آنقدرها هم بد نبود. اما با وجود اين خود را به آتش كشيدند. البته من نمي‌گويم خود را آتش بزنند. اگر دوست و رفيق راه ما هستند بايد از ارزش‌ها به طور صحيح قدرداني شود. اگر با اين ديد، نگاه كنيد، مي‌توانيم همراه هم باشيم.
حتي اگر با من مبارزه مي‌كنيد، مبارزان عاقلي باشيد. مبارزه فرهاد، منطق سوءاستفاده دارد. يا بايد بصورت جدي يك خط كشي دمكراسي داشته باشيد و يا شما را مورد تمسخر قرار داده و از بين مي‌برند. اگر سياستتان در تركيه اين‌گونه باشد، تبديل به ماهي از آب در آمده خواهيد شد. اين مسائل بسيار مهم است. بايد درك كنيد. اينها را به روشنفكران و كساني كه در اروپا يا در كوه هستند توضيح دهيد در غير اين صورت، همگي شكست خواهند خورد. من عملكرد بسيار بالايي در اينجا داشتم. مقاومت بسيار بالايي از خود نشان دادم. آگاهي‌هاي بسياري به مردم دادم. اينها را در مطبوعات و رسانه‌ها منعكس كردم. حتي اگر يك كلمه از صحبت‌هايم را درك مي‌كرديد، به گونه‌اي صحيح ميهن‌پرستي مي‌كرديد، افسانه‌ها خلق مي‌كرديد. نوشتيد، ولي چرا نتوانستيد به ديگران بفهمانيد؟
براي حل مشكلات نياز به انسانهاي واقعي داريم. ضعف جناح چپ باعث ضعف جناح راست خواهد شد. گروه رضا نيز حساب‌ها و برنامه‌هاي زيادي در سر داشتند ولي به علت وجود من موفق نشدند. گروه فرهاد به علت حمايت آمريكا مي‌توانند پيشرفت كنند. پول هست، زن هست، با اين مسائل مردم را فريب خواهند داد. درست مثل
AKP (حزب عدالت و توسعه). هر كدام به عنوان يك باند مستقل وارد عمل خواهند شد. ولي دمكرات‌هاي وظيفه شناس مي‌توانند مانع آنها شوند. اگر مرا درك كنند، مي‌توانند عمل كنند، ولي نمي‌توانند به نام من مبارزه كنند. در غير اين صورت ادعا خواهم كرد كه آنها سر خود مبارزه مي‌كنند. بوتان قاتل ده هزار نفر است. جوانان بي‌گناه را به كشتن دادند. انسانهاي بي گناه را كشته و به عاملين آن مقام و درجه دادند. متأسفم كه نتوانستم به موقع از اين كارها جلوگيري و ممانعت كنم.
وكيل: ديدگاه ضد مركزيت‌طلبي و سلسله مراتبي گسترش يافته، در كارهاي تشكيلات آشفتگي بوجود آمده است.
«پژاك» خود را مانند يك مركز ايدئولوژيك سازماندهي كرده ولي از لحاظ ارگانيك هيچ ارتباطي با كنگره خلق ندارد.
TECAK نيز خود را به همين شيوه سازماندهي كرده و احزاب مناطق ديگر نيز به همين ترتيب عمل كرده اند.
اين امر باعث ايجاد آشفتگي‌هاي سازماندهي شده و كميته مؤسس نيز از حل اين مشكلات عاجز مانده و...
اوجالان: اگر آدم نيستند، من چكار مي‌توانم انجام دهم؟ ديگر از من چه مي‌خواهيد؟ اگر نتوانيد يك حزب دمكراتيك بوجود آوريد, اگر نتوانيد شجاع و جسور باشيد، تمامي‌زحمات هدر خواهد رفت. كساني كه به حقه بازيهاي بورژوا و فئودال وارد هستند، از مردم سو استفاده مي‌كنند. شما فقط مي‌توانيد سياستمداران دمكرات وحشي باشيد. نتوانستيد ميهن پرست‌هاي متحد و دوستدار مردم باشيد.
اگر شجاع و دلير هستيد، اگر اهل عمل هستيد، خود را در چارچوبي كه برايتان مشخص كرده ام، سازماندهي كنيد.
مادرم مي‌گفت: «اينها كار نخواهند كرد، تنبلي و ميراث خواري خواهند كرد، تو كار خواهي كرد، ثمره‌اش را آنها خواهند خورد». اگر به همين وضع ادامه دهيد، فردي مانند جلال، همه تان را از بين خواهد برد.
وكيل: مي‌خواهند گزارش تحقيقات را وسيله‌اي براي حل مشكلات داخلي و جمع‌بندي گروه‌هاي داخل سازمان قرار دهند ولي از به طول انجاميدن مراحل كار واهمه دارند و... .
اوجالان: مسأله براي من كاملاً واضح و روشن است. ديگر نيازي به اين كار ندارم. مي‌خواهند به نتيجه برسند، مي‌خواهند نرسند، خود دانند.
وكيل: مي‌خواهند در آينده مبارزه ايدئولوژيك و سياسي را بر ضد جناح راست آغاز كرده و به فكر آن هستند كه يك دوره فعاليت را شروع كنند.
اوجالان: هنوز در اين باره فكر مي‌كنند؟ بعد از اين هرگز چنين گزارشي را براي من آماده نكنند و من محكوم ترين فرد دنيا هستم، اينجا حتي نمي‌توانم نفس بكشم. چرا صحبتهاي مرا به كار نمي‌بندند‌؟ با آنها صحبت كنيد، در تركيه نيز بايد با قدرت تمام با آنها برخورد كرد. اگر هنوز در فكر اين مسأله هستيد، آدمهاي بيچاره‌اي هستيد. بايد مثل گرگ باشيد. زندگي و مردم تو را از دستت مي‌گيرند. پس ديگر منتظر چه هستي؟ بايد يقه شان را مي‌گرفتيد. حتي يك نفر از مردم نيز كاري را كه شما كرديد، نمي‌كرد.
5 سال قبل وقتي هنوز قدم اول را برداشته بودند بايد خفه شان مي‌كرديد، بايد مانع نفس كشيدنشان مي‌شديد. فردا خون همه شما را مي‌ريزند. فرقي نمي‌كند كه برادرم باشد يا كس ديگر.
تمام بخش‌ها و واقعيت‌ها را سريع فهميده و وارد عمل شويد. آنچه را كه لازم است انجام دهيد. در غير اين صورت با خطر مواجه شده و به بازي گرفته مي‌شويد و به دولتها نيز هشدار دهيد. جهاني شدن و امپرياليسم وارد بازي شده و در كارها دخالت كرد. مانند عراق، كردها را نيز به جان هم خواهند انداخت. در واقع آنها به نوع ديگري قصد از بين بردن ملتها را دارند. نوبت به آناتولي نيز خواهد رسيد. آناتولي را با وضعي به مراتب بدتر از سالهاي 1920 درگير خواهند كرد.
وكيل: آنها مي‌گويند كه در ارتباط با آتش بس در نشستي كه با كنگره خلق، مركز
HPG، هماهنگي PAJK و تعداد زيادي از دوستان داشته اند, به اين نتيجه رسيده اند كه آتش بس قبل از موعد ممكن است مشكلاتي داشته باشد و براي آمادگي احتياج به فرصت دارند. آنها آتش بس را تاييد كرده و براي قانع كردن HPG و آماده سازي آن، به مدت زماني در حدود 2ـ 5 /1 ماه نياز دارند. ديداري نيز با اعضاي حزب DEP داشته اند كه در اين باره مي‌گويند. از دولت نتوانستيم يك چيز قابل ملاحظه‌اي به دست آوريم، ولي به دليل توجهات محافل حكومت به روند دمكراتيكي شدن تركيه در رابطه با وارد شدن به جامعه اروپا راه حل مسأله كردي به تعويق افتاد كه در نتيجه در ماه دسامبر بر حسب ضرورت درگيري‌ها شدت به خود گرفت و در همين راستا گفت‌وگوها براي متوقف كردن درگيري‌ها در حال حاضر ادامه دارد.
حزب
DEP نيز اعلام كرده است، چنين فراخواني بسيار مفيد بوده و آنها آماده همكاري هستند.
اوجالان: جنگ به معني مبارزه سريع و آتشين نيست، بلكه به مفهوم دفاع مشروع است. گروه ليلا مي‌تواند توسعه يابد، مي‌تواند به ديدگاه صلح و گفت‌وگو تبديل شود. از طريق اروپا و آمريكا مي‌تواند اقداماتي را انجام داد.
اگر راه براي حل سياسي مسأله باز شود علاوه بر كنار گذاشتن سلاحها، تغيير و تحولاتي بوجود خواهد آمد.
خيلي سريع شروع به مكالمه و گفت‌وگو كنند. ما خواسته‌هاي منطقي و معقولي داريم كه به صورت 10 ماده قبلاً اعلام كرده بوديم. تا حدودي مي‌توانند نماينده من باشند. شما نيز مي‌توانيد كمك شان كنيد. نمي‌خواهيم آتش مبارزه بيش از اين شعله‌ور شود، مي‌خواهيم با گفت‌وگوهاي سياسي مسأله را حل كنيم: ما مي‌خواهيم برادرانه اين مسأله را حل كنيم. بايد حقوق انساني را رعايت كنند. بايد حقوق دمكراتيك ما را بدهند. براي حل مسأله در كوه بويژه در عراق بايد گفت‌وگو را اجباري كنند. با اتحاديه اروپا گفت‌وگو كنند، پيگيري كنند. شهرداري‌ها،
DEHAP و KESK مي‌توانند در اين امر مشاركت كنند. بگويند ما مي‌خواهيم اين آتش را خاموش كنيم.
اين موقعيت به سال 1919 شباهت دارد. راه حل دمكراتيك بايد بوجود آيد. در غير اين صورت با فرا رسيدن فصل بهار جنگ چريكي نيز شروع خواهد شد. من هم نمي‌توانم از آن ممانعت كنم. كميته مؤسس نيز نمي‌تواند ممانعت كند. بين مردم شمال و جنوب تفرقه خواهد افتاد. اگر راه حل سياسي ارايه نشود، مشاركت مردم در مبارزه افزايش يافته, تعداد آنها به دو برابر خواهد رسيد و ديگر از من حرف شنوي نخواهند داشت. آنها گروه‌هاي خود مختاري هستند، هر آنچه را كه به نظرشان صحيح باشد انجام مي‌دهند. اگر راه براي انجام گفت‌وگوهاي سياسي باز باشد، مي‌توانم مانعشان شوم. بايد رفت و با حزب
AK گفت‌وگو كرد. اين كار را نبايد به عهده آمريكا گذاشت. به اردوغان بگوييد ؛ بايد اقدامات صلح آميز انجام دهد، آمريكا «پ.ك.ك» را نابود كرده، كنترل آنها را به دست مي‌گيرد. من قبلاً در مورد ائتلاف باغچه لي، اجويت و يلماز گفته بودم كه آنها رفتني هستند، ولي كسي توجه نكرد. در انتخابات شكست سختي خوردند. در مورد حزب AK نيز همين را مي‌گويم، آنها نيز خواهند رفت.
آنها عاشق قدرت و اقتدار هستند. كرد و ترك به جان هم خواهند افتاد. من خواهان اتحاد و برادري اين سرزمين هستم. من به خدمات و زحمات مردم احترام مي‌گذارم. من خواهان پايان دادن به خشونت هستم. در غير اين صورت همراه با فصل بهار، انبوهي از مبارزات چريكي به وقوع خواهد پيوست. تا فصل بهار فرصت دارند. من تجربه دارم. اگر كركوك در مخاطره قرار گيرد، وارد بوتان شده و آنجا را نيز اشغال خواهندكرد.
قصد دستگيري ما را نيز خواهند داشت. مانند فلسطين خواهد شد. چرا پيشنهاد اتحاد و برادري كه با يوناني‌ها مطرح كرديد، به ما كردها نمي‌كنيد؟ در اين مورد بايد با حزب
AK گفت‌وگو كرده و به نتيجه رسيد. اگر به نتيجه نرسيد، همراه با فرا رسيدن فصل بهار چريكها نيز توسعه يافته، به ده هزار نفر مي‌رسند. گروه‌هاي خود مختار به وجود مي‌آيند و به تمام مناطق يورش مي‌برند. بعضيها نيز قصد به دست گرفتن كنترل اين گروه‌ها را خواهند داشت.
از ايران گرفته تا ارمنستان، از اروپا تا آمريكا، همه و همه. نتيجه نيز باخت و شكست سنگين خواهد بود.
مي‌توان از آن جلوگيري كرد. پروژه حزب دمكرات خلق را در عرض 3 – 2 ماه تكميل كنيد. بايد به قوي‌ترين نحو ممكن سازماندهي شده و يك جا جمع شويد، بايد نيرويي بسيار قوي براي برقراري صلح باشيد. صلح، برادري، ثروت و آزادي را به ارمغان خواهدآورد. ما پيشرو اين راه هستيم.
مراحل توسعه و تحول، اين گونه و براساس دفاع مشروع پيشرفت مي‌كند. تا آخر سال به همين نحو ادامه خواهد داشت. براي ارائه راه حل اساسي براي اين تحول، بايد ليلا و گروهش با دولت تركيه و با اروپا، ديدار و گفت‌وگو كند. همراه با رسيدن فصل بهار، مي‌توان نيروي موجود در كوهها را پايين آورد. ولي در صورتي كه چراغ سبزي به آنها نشان داده شود. محول كردن اين امر به آمريكا به معني شعله ور شدن آتش مبارزه است. «پ.ك.ك» را نمي‌توانيد نابود كنيد. نمي‌توانيد كردها را تحقير كنيد.
كميته موسس فعاليت‌هاي مربوط به تشكيل حزب را تسريع كند. كنگره خلق خود را قالب بندي و تكرين كند. وحدت و هم بستگي خود را تكميل كرده و اتحاديه‌هاي علمي‌، اقتصادي و اجتماعي خود را تشكيل دهند. مي‌توان در كميته حقوق، مكانيزم قضاوت مردمي‌را برقرار كرد. تا 6 ماه فرصت دارند تا نيروها را آموزش و تعليم دهند. بايد از انجام عملياتي كه آنها را دچار مشكل و سختي مي‌كند، خودداري كنند. بايد خيلي سريع در تركيه وارد تحولات صلح آميز شد، دولت بايد اقدامات صلح‌آميز انجام دهد. نظريه «مذاكره، تنها راه ممكن» را كه به گرجستان پيشنهاد داده بودند، بايد در مورد كردهاي هم‌جوار خود نيز به كار گيرند.
با آغاز فصل بهار، تعداد چريك‌ها به 10 هزار نفر خواهد رسيد و نه فقط «پ.ك.ك»، بلكه همه و همه، چه جناح راست و چپ وارد ماجرا شده و فلاكت و بدبختي به وقوع خواهد پيوست. مسؤول آن من نخواهم بود، مسؤوليت آن با حكومت است. اين آخرين فرصت تركيه است. در اروپا و شمال عراق، با كساني كه فرار كرده‌اند برخورد جدي و قطعي به عمل آورند. اگر كسي تقاضاي عفو و بخشش كند. به او امان داده شود.
منبع: رزگاري
ترجمه: سولماز رسولي

پژاك» و «پ.ك.ك» آشفته از اختلافات داخلي

 

۱۹ شهريور ۱۳۸۳

در حالي كه «پژاك» در بيانيه رسمي دومين نشست مجلس خود، انشعابات و خيانت‌هاي داخلي را يكي از چالش‌هاي اصلي خود اعلام كرده است، «پ.ك.ك» نيز اعلام كرد، يكي از عناصر برجسته اين گروه، توسط كنگره خلق به قتل رسيده است.
بنا بر اين گزارش، مجلس «پژاك» در پايان دومين نشست رسمي خود، در بيانيه‌اي انشعابات و خيانت‌هاي داخلي را يكي از چالش‌هاي بزرگ پيش روي خود دانست.
در اين بيانيه آمده است: امروزه جنبش آزادي‌خواهي خلق کرد رودرروي موج خيانت‌هاي داخلي قرار گرفته است است. گرايش منشعب‌شده خيانت داخلي با تکيه بر نيروي خارجي و در چارچوب کونسپتي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي، به طرزي بي‌سابقه با همه توان خود براي نابودي ارزش‌ها و دستاوردهاي مقدس خلقمان تلاش مي‌کند. نشست مجلس حزبمان ضمن محکوم ساختن مواضع فکري و عملگرايانه اين گروه خيانتکار، بر مبارزه همه‌جانبه خلق و کادرهايمان در تمام عرصه‌ها با آنان تأکيد ورزيده است. هوشياري و اعلام موضع لازم در اين‌باره، شرط خنثي کردن نقشه‌هاي نابودي جنبش دمکراسي‌خواهي خلق کرد است که در عين حال، ضامن پيشرفت دمکراتيک ديگر خلق‌ها و اقليت‌هاي منطقه نيز مي‌باشد.
همچنين «پ.ك.ك» نيز اعلام كرد، خالد صوفي (فايق) از نيروهاي برجسته اين گروه توسط كنگره خلق پس از شكنجه به قتل رسيده است.
كاني ايلماز، مسؤول جبهه «پ.ك.ك» در اروپا اعلام كرده كه كنگره خلق پس از شكنجه‌هاي فراوان، خالد صوفي را كه در حزب «پ.ك.ك» به عنوان فايق شناخته شده بود، به قتل رساند.
فردي كه به همراه فايق (خالد صوفي) در زندان كنگره خلق بود، گفته است، فايق پس از شكنجه‌اي سخت به قتل رسيده است.
خالد صوفي، از افرادي بود كه در سال 1980 به همراه چند تن ديگر از كردهاي سوريه، وارد حزب «پ.ك.ك» شد.
او فارغ‌التحصيل دانشگاه شام بود و در سوريه، مجله «صداي كردستان» را به زبان عربي منتشر مي‌كرد ... او همچنين در حزب «پ.ك.ك»، سمت‌هاي بزرگي را در اختيار گرفته بود و در ميان چريك‌هاي «پ.ك.ك» محبوبيت زيادي داشت.
فايق در سال 1990 در اروپا به عنوان مسؤول اتحاديه روشنفكران وطن خواهان كردستان (
YRWK
)، مشغول به كار شد و مراكز بن و بروكسل اتحاديه روشنفكران تحت مسؤوليت وي اداره مي‌شدند.
گفتني است، «پژاك» و «پ.ك.ك»، در ماه‌هاي اخير به دليل بروز انشعابات و اختلافات داخلي، دچار مشكلات شديدي شدند و حركت‌هاي مسلحانه و تروريستي صورت گرفته از سوي طيف‌هاي تندرو اين گروه‌ها، با انتقادات داخلي گسترده‌اي روبرو شده است.

 

 

 

عثمان اوجالان در گفت‌وگو با «بازتاب»: اعتراض شديد به كنگره خلق

 

۷ مهر ۱۳۸۳

عثمان اوجالان، از رهبران «پ.ك.ك»، در گفت‌وگو با «بازتاب»، ضمن اعتراض شديد به دخالت‌هاي كنگره خلق در «پ.ك.ك»، انجام هرگونه فعاليت در ايران را تكذيب كرد.
اوجالان گفت: سه نفر از كادرهاي «پژاك» به نام‌هاي بازيان، آرام و مظلوم، به خاطر دخالت‌هاي بي‌جاي گنكره خلق در «پژاك» از اين حزب كناره‌گيري نمودند. ضمنا تعدادي از اعضاي «پژاك» از اين حزب جدا شده و با ما ارتباط دوستانه دارند و در آينده نزديك مي‌خواهند يك حزب براي خودشان تشكيل دهند.
وي افزود: در حال حاضر، رحمان حاجي احمدي، دبيركل «پژاك» است ولي از كنگره خلق استعفا داده و حركت‌هاي دخالت‌جويانه كنگره خلق را قبول نمي‌كند و به احتمال قوي، مسؤول انشعاب در «پژاك»، رحمان حاجي احمدي، بازيان، آرام و مظلوم و عبدالله حجاب در آينده نزديك خواهد بود.
اوجالان در رابطه با اينكه آيا در حزب «
PWD» ايرانيان نيز جاي دارند يا نه، توضيح داد، ما فقط در رابطه با كردستان تركيه فعاليت مي‌كنيم ولي تعدادي اندك از ايرانيان، در حزب ما هستند و فعاليتي در رابطه با كردستان ايران ندارند.

 

 

 

تجزيه‌طلبان ايراني، دو شقه شدند

۱۳ مهر ۱۳۸۳

پس از انشعاب‌هاي گسترده در كنگره خلق‌، اين بار تجزيه‌طلبان ايراني، دچار انشعاب شدند و شش نفر از كادرهاي اصلي گروه «پژاك»، از عضويت در اين گروه، كناره‌گيري كردند.
بنا بر اطلاعات رسيده اين شش نفر به نام‌هاي يوسف حسينلو (آرام)، عثمان جعفري (بازان)، شاپور بادشيوه (سيپان)، سردار سليمي (زيريان)، قادر احمدزادگان (ستار) و هوشنگ تاجير (مظلوم) از اين حزب جدا شده و در حال حاضر به دنبال تأسيس حزب جديد براي خودشان هستند.
گفتني است، بيست نفر از كادر مركزي «پژاك»، در پي اعتراض به حركتهاي كنگره خلق و اعلام جدايي از اين حزب، به دست نيروهاي نظامي كنگره خلق، دستگير شده، در بازداشت هستند.
احتمالاً پس از آزادي افراد بازداشتي، نزديك به چهل درصد نيروهاي «پژاك»، از اين حزب كناره‌گيري كنند.

 

 

 

«پژاك» در آستانه فروپاشي

۱۴ مهر ۱۳۸۳

 در پي انشعاب شش نفر از اعضاي كادر مركزي «پژاك»، فرمانده شاخه نظامي اين گروه، نيز به دنبال اختلافات داخلي، كناره‌گيري كرد و با فلج كردن بخش عملياتي اين گروه تجزيه‌طلب، آن را در آستانه فروپاشي قرار داد.
بنا بر اخبار رسيده، فرمانده شاخه نظامي «پژاك» به نام رزگار وارتو (
Rizgar Varto)، به دنبال اختلافات دروني تشكيلات، از «پژاك» كناره‌گيري كرده، به صنف حزب وطن‌خواه دمكراتيك (PWD
)، به رهبري عثمان اوجالان پيوست. همچنين قرار شده است، او در آينده‌اي نزديك، دلايل جدا شدن خود از «پژاك» و اختلافاتش با كنگره خلق را به آگاهي عموم برساند.
گفتني است، در ماههاي اخير، اعضاي مسلح اين گروه تجزيه‌طلب، تعدادي از مردم و مأموران ايراني را در مناطق مرزنشين غرب كشور به قتل رسانده بودند.
در همين حال، گزارش ديگري حاكي است، چند نفر از مسئولان سابق «پژاك»، به واسطه عثمان اوجالان با حزب منحله دمكرات ايران ديدار كردند كه در اين ديدار، در رابطه با وضعيت پژاك كردستان ايران و كنگره خلق، به بحث و گفت‌وگو پرداختند. همچنين مصطفي هجري از آنان دعوت كرده است تا به حزب مذكور بپيوندند.
حزب منحله دمكرات از گروه‌هاي تروريستي متحد صدام به شمار مي‌رود كه پس از جناياتي كه به دستور صدام عليه هموطنان خود حتي طي سالهاي جنگ ايران و عراق مرتكب شد، پس از جنگ دچار فروپاشي شد.

 

 

 

احتمال تصفيه سازماني عضو جداشده «پژاك»

۱۵ مهر ۱۳۸۳

روز گذشته، نيروهاي نظامي «پ.ك.ك»، عضو جداشده «پژاك» را دستگير و زنداني كردند.
بنا بر اخبار رسيده، نيروهاي
HPG
(شاخه نظامي كنگره خلق) روز گذشته موفق شدند، شاپور بادوشيوه (سيپان) را در منطقه موصل، نزديك كمپ مخمور در شمال عراق دستگير كنند.
بادوشيوه هم‌اكنون در اختيار نظاميان كنگره خلق است و احتمال دارد، آنان در يك تصفيه تشكيلاتي، او را اعدام كنند.
شاپور بادوشيوه، ايراني و بنيانگذار گروه تجزيه‌طلب «پژاك» بوده كه در جريان انشعاب عثمان اوجالان از كنگره خلق، وي نيز از كنگره خلق و «پژاك» جدا شده بود.
پس از انشعاب او، تعداد ديگري از تشكيلات تجزيه‌طلب «پژاك» نيز از آن جدا شده و انشعاب كردند.

 

 

 

عضو انشعابي «پژاك» تيرباران شد

۱۶ مهر ۱۳۸۳

ظهر امروز، شاپور بادوشيوه كه از يك گروه تجزيه‌طلب ضدايراني انشعاب كرده بود، توسط جوخه‌هاي اعدام «پ.ك.ك»، تيرباران شد.
بنا بر اين گزارش، روز سه‌شنبه نيروهاي نظامي كنگره خلق، اين عضو انشعابي «پژاك» را در منطقه موصل، نزديك كمپ مخمور در شمال عراق، دستگير و زنداني كرده بودند و همان‌گونه كه انتظار مي‌رفت‌،‌ او را به سرعت تيرباران كردند.
گفتني است، شاپور بادوشيوه (سيپان)، ايراني و بنيانگذار گروه تجزيه‌طلب «پژاك» بوده كه در جريان انشعاب عثمان اوجالان از كنگره خلق، وي نيز از كنگره خلق و «پژاك» جدا شده بود.

 

 

پاكسازي در «پژاك» ادامه دارد

۱۸ مهر ۱۳۸۳

پس از اعدام شاپور بادوشيوه، يكي از اعضاي اصلي «پژاك»، به دليل انجام انشعاب، تحسين آنانچ، نيز مورد حمله عناصر نظامي كنگره خلق قرار گرفت.
بنا بر اين گزارش، نيروهاي شاخه نظامي كنگره خلق (كادك)، تحسين انانچ (ماهير) را كه يكي از اعضاي اصلي حزب ميهن‌خواه دمكراتيك (
PWD
) به شمار مي‌رود، در شهر موصل در شمال عراق، مورد حمله قرار دادند.
در حالي كه انانچ از اين حمله جان سالم به در برد، منابع خبري بر ادامه روند پاكسازي در «پ.ك.ك»، تأكيد دارند.
ساعت 6 بعدازظهر سه‌شنبه گذشته، نيروهاي نظامي كنگره خلق در شهرستان موصل (شمال عراق)، با اسلحه‌هاي سبك به يكي از اعضاي اصلي
PWD به نام تحسين انانچ (ماهير) حمله‌ور شدند اما اين رخداد، بدون خونريزي و درگيري به پايان رسيد.
گفتني است، بنا بر دستور عبدالله اوجالان و زبير آيدار، افرادي كه تشكيلات را رها كرده و رفته‌اند، جزو خائنين بوده، بايد محاكمه و مجازات شوند كه بر اين اساس، براي تعدادي از اين افراد، حكم اعدام صادر شده است.

 

 

آتش زدن كارخانه به خاطر باج ندادن به تجزيه‌طلبان

۱۰ آبان ۱۳۸۳

طبق گزارشات رسیده از ارومیه، تعدادي از اعضاي گروه تروريستي «پژاك»، پس از ناكام ماندن در باجگيري از صاحب يك كارخانه محلي، بخشي از اين كارخانه را آتش زدند.
بنا بر اين گزارشات، بامداد روز گذشته، يك گروه پانزده نفره از اعضاي «پژاك» كه به مسلسل‌هاي عراقي مسلح بودند، براي باجگيري به يك كارخانه سنگبري محلي در نزديكي اشنويه مراجعه كردند، اما صاحب كارخانه كه از كردهاي مقيم منطقه است، از پرداخت باج مورد نظر اعضاي «پژاك» خودداري كرد.
اعضاي اين گروه تروريستي تجزيه‌طلب، پس از مشاهده مقاومت اين شهروند كرد، اقدام به تهديد وي و شليك گلوله به سوي تجهيزات كارخانه كردند، اما پس از مشاهده امتناع صاحب كارخانه، بخشي از تجهيزات اين كارخانه سنگبري را آتش زده، از محل گريختند.
گفتني است، پس از بحرانهاي شديد داخلي به وجود آمده در ميان گروه‌هاي تروريستي تجزيه‌طلب، شبكه تشكيلاتي اين گروه‌ها، در آستانه فروپاشي قرار گرفته و اعضاي اين گروه‌ها، اقدام به راهزني و باجگيري از اهالي بومي مناطق كردنشين ايران مي‌كنند.

 

 

تجاوز نظامي تجزيه‌طلبان به سردشت

۲۳ آذر ۱۳۸۳

در اثر تجاوز نظامي گروه‌هاي تروريستي تجزيه‌طلب به منطقه سردشت در هفته گذشته، سه نفر از مأموران مجروح شدند.
بنا بر اين گزارش، در نخستين دقايق بامداد چهارشنبه گذشته، تعدادي از اعضاي گروه‌هاي تروريستي «پژاك» و «كادك»، با استفاده از مسلسل‌هاي سنگين، موشكهاي «آر.پي.جي» و مسلسل‌هاي خودكار، به يك پايگاه مرزي ايران، در حوالي سردشت، حمله كردند كه با مقاومت مأموران ايراني روبرو و مجبور به عقب‌نشيني شدند.
گفتني است، در اين حمله، سه نفر از مأموران مجروح شدند و تعدادي از تروريست‌هاي تجزيه‌طلب نيز هدف قرار گرفتند.

 

 

اسكورت مسلحانه قاچاق توسط «پژاك»

۲۲ دي ۱۳۸۳

بر اساس گزارشات رسیده  در درگيري مسلحانه عصر روز گذشته در حوالي سردشت، يك نفر از عناصر گروه تروريستي «پژاك» به هنگام اسكورت مسلحانه يك محموله قاچاق، كشته شد.
بنا بر اين گزارش، نيروهاي گروهك تروريستي «پژاك» كه از مدت‌ها پيش با باجگيري از قاچاقچيان مرزهاي شمال غربي كشور، امنيت آنان را تأمين مي‌كردند، عصر روز گذشته، هنگام انتقال يك محموله قاچاق از داخل خاك عراق به ايران، در نزديكي سردشت با مأموران ايراني درگير شدند.
در اين درگيري كه گروه تروريستي نامبرده از مسلسل‌هاي سبك و سنگين و نارنجك جنگي نيز استفاده مي‌كردند، يك نفر از نيروهاي «پژاك» كشته دو نفر ديگر مجروح شدند.
نيروهاي «پژاك» با مشاهده مقاومت مأموران ايراني، اجساد كشته و مجروحان خود را به داخل خاك عراق انتقال دادند.
همچنين شب گذشته يكي از نيروهاي اين گروه نيز كه براي ترساندن اهالي بومي، اقدام به تيراندازي هوايي در كوچه‌هاي روستاهاي اطراف سنندج مي‌كرد، دستگير شد.
فرد مذكور، مأموريت خود را ايجاد ترس و وحشت در مردم كرد منطقه از حضور گروه‌هاي تروريستي تجزيه‌طلب عنوان كرده بود.

 

 

درگيري خونين با پژاك در ارتفاعات پيرانشهر

۵ مرداد ۱۳۸۴

ساعتي پيش در درگيري‌هاي خونين بين مأموران ايراني و نيروهاي گروه تروريستي «پژاك»، 9 نفر از مأموران ايراني شهيد و مجروح شدند.
بنا بر گزارش مذكور، در اين درگيري كه از نيمه شب گذشته تا صبح امروز ادامه داشت، 5 تن از مأموران ايراني توسط اين گروه تروريستي به شهادت رسيده و 4 تن نيز مجروح شدند.
اين درگيري توسط نيروهاي گروه تروريستي «پژاك» كه در ارتفاعات سياهكوه، ما بين اشنويه و پيرانشهر مخفي شده بودند، با حمله به نيروهاي ايراني آغاز شد.
نيروهاي اين گروه تروريستي تجزيه‌طلب كه از سلاح‌هايي چون خمپاره و مسلسل‌هاي سبك و سنگين استفاده مي‌كردند، مأموران ايراني را مورد هدف قرار دادند.
گروه تروريستي «پژاك» كه شاخه ايراني «پ.ك.ك» به شمار مي‌آيد، پيش از اين، از حمايت برخي گروه‌هاي كرد شمال عراق برخوردار بوده است كه با توجه به حوادث جديد، احتمال برخورد طالباني و بارزاني، دو رهبر برجسته كردهاي عراق ـ كه روابط نزديكي با جمهوري اسلامي دارند ـ با اين گروه وجود دارد.
منابع محلي، نابساماني امنيتي و كوتاهي مراكز تصميم‌گيرنده و نيروهاي نظامي در برخورد با اين گروه تروريستي را عامل گسترش ناامني در اين مناطق طي هفته‌هاي اخير مي‌دانند.

 

 

 

عريان كردن مردم، آخرين شيوه تحريك عليه جمهوري اسلامي

۶ مرداد ۱۳۸۴

گروه تروريستي «پژاك»، در آخرين شيوه خود براي فعاليت عليه جمهوري اسلامي و تحريك مردم محلي، به عريان كردن مردم مي‌پردازد.
بنا بر اين گزارش، اعضاي «پژاك»، سه‌شنبه شب در حوالي مناطق «بانه» و «مريوان»، حدود هجده نفر از اهالي بومي منطقه را دستگير كرده و پس از ضرب و شتم آنان، همه لباس‌هاي اين افراد را درآورده، آنان را به صورت عريان در منطقه رها كرده‌اند.
اعضاي «پژاك» كه براي تحريك اهالي بومي منطقه، خود را اعضاي اطلاعات سپاه پاسداران معرفي مي‌كردند، بامداد چهارشنبه نيز پنج نفر از مأموران را به شهادت رسانده و چهار نفر را مجروح كرده بودند.

 

 

 

ناآرامي، اين بار در سقز

۱۲ مرداد ۱۳۸۴

در ادامه ناآرامي‌هاي اخير در شهرهاي كردنشين، امروز شهر سقز از توابع استان كردستان، شاهد ناآرامي‌هاي گسترده‌اي بود.
بنا بر اين گزارش، تعدادي از عوامل گروه تجزيه‌طلب «پژاك»، براي بحراني كردن و گسترش ناآرامي، حسينيه شيعيان اين شهر را به آتش كشيدند و شيشه تعدادي از بانك‌هاي شهر را شكستند.
نيروهاي شبه‌نظامي «پژاك»، همچنين به سوي مردم و نيروهاي انتظامي مستقر در منطقه آتش گشودند. اين درگيري‌ها تلفاتي نيز در بر داشت كه هنوز از تعداد مجروحان و كشته‌هاي احتمالي، گزارش دقيقي در دست نيست.
تاكتيك جديد گروه تجزيه‌طلب «پژاك»، كشتن مردم و آسيب رساندن به آنان و نسبت دادن آن به جمهوري اسلامي است تا با ادامه دادن ناآرامي‌ها در مناطق كردنشين، دامنه آن را گسترش دهد.

گفتني است، ناآرامي‌هاي مناطق كردنشين غرب كشور از سه هفته پيش، به بهانه كشته شدن يك شرور در مهاباد آغاز و تاكنون دامنه آن به سردشت، بانه، پيرانشهر و سنندج و سقز نيز كشيده شده است.

 

ديدار مسئولان «پژاك» با نيروهاي آمريكا

۱۵ مرداد ۱۳۸۴

گفته مي‌شود، هفته گذشته، تعدادي از عناصر گروه تجزيه‌طلب «پژاك»، در نشستي با نيروهاي آمريكايي، گزارش كار داده‌اند.
بنا به گزارش رسیده از كردستان عراق، طي گزارش يكي از عناصر حزب دمكرات كردستان عراق، شاخه موصل به مركزيت «صلاح‌الدين»، سه نفر از كادر مركزي «پژاك»، سه روز پيش در شهر موصل عراق با نيروهاي آمريكايي مستقر در اين شهر، به بحث و گفت‌وگو پرداختند.
محور اين بحث‌ها، به شرح زير بوده است:
1- ارائه گزارشي از آخرين وضعيت ناآرامي‌هاي شهرهاي كردنشين ايران،
2- توانمندي «پژاك» در ايران و
3- ادامه استقرار «پژاك» در شمال عراق.
هنوز از اظهارنظر آمريكايي‌ها و يا قول‌هاي احتمالي داده شده به اين گروهك، اخباري دريافت نشده است.

 

 

 

 

تكذيب اظهارات فرماندار بانه درباره‌ «پژاك» توسط استانداري

۱۸ مرداد ۱۳۸۴

 

مقامات استان آذربايجان غربي، تأييد کرده‌اند که چهار مأمور نيروي انتظامي در يک درگيري مسلحانه جان خود را از دست داده‌اند.
به گزارش «بي.بي.سي»، عباس خورشيدي، معاون استانداري آذربايجان غربي گفته است اين درگيري زماني روي داد که افرادي، احتمالا وابسته به حزب حيات آزاد کردستان (پژاک)، يک پايگاه مرزي را مورد حمله مسلحانه قرار داده اند.
هم‌زمان در شهر اروميه هم شايع شده است که نيروهاي «پژاک» در چند نقطه شهر با مأمور‌ان دولتي درگير شده‌اند. اما مقامات محلي اين شايعه را تکذيب مي کنند.

زرتشت همايون در اروميه درباره «پژاک» گفت که اين نيروها حداکثر از يک سال پيش در مناطق کردنشين ايران فعال هستند و از آنجا که فعاليت مسلحانه دارند با مأمور‌ان امنيتي و انتظامي درگيري پيدا مي‌کنند که به اين ترتيب مناطق مرزي تا حدودي ناآرام شده است.
به گفته همايون، «پژاک» بخشي از حزب کارگران کردستان ترکيه (پ.ک.ک) است که با نام شعبه کردستاني اين سازمان در ايران فعاليت مي‌کند.
اين درگيري هم‌زمان با تنش‌ها و ناآرامي‌هاي هفته‌هاي اخير در شهرهاي کردنشين ايران روي داد.
ناآرامي‌ها عمدتا در اعتراض به قتل جواني در شهر مهاباد به نام «کمال اسفرم» مشهور به «شوانه سيد قادري» توسط مأموران انتظامي برپا شد و از مهاباد به سردشت، بانه، پيرانشهر، سنندج و سقز کشيده شد و به اعتصاب در بسياري از شهرهاي کردنشين و بسته شدن مغازه‌ها انجاميد.
شمار زيادي از اهالي شهرهاي کردنشين در جريان درگيري‌ها بازداشت شدند و گزارش مي‌شود که در درگيري‌ها ميان مأمور‌ان انتظامي با معترضان، تعدادي از مردم محلي کشته شده‌اند.
همايون درباره ارتباط نيروهاي «پژاک» با ناآرامي هاي اخير شهرهاي کردنشين گفت که اين سازمان در اصل و ريشه اين وقايع دخالتي نداشته اما به دليل داشتن يک رسانه تلويزيوني ماهواره‌اي به نام «رژ» به راحتي مي‌تواند مواضع خود را در اين زمينه به مردم مناطق کردنشين منتقل کند.
به عقيده وي، فعاليت‌هاي «پژاک» باعث پيدايش آنچه که «شلوغي‌هاي بي‌مورد و نه مبارزات اساسي» ناميد، آن هم در سطح عده محدودي مي‌شود.
او حرکت‌هاي اخير مردم مناطق کردنشين را، از جمله اعتصاب بازار و کسبه اکثريت شهرهاي منطقه در روزهاي اخير، به منزله «مبارزه مدني گسترده و دموکراتيک» توصيف کرد. اما در مقابل، رفتارهاي «پژاک» را «غيرمدني و غيردموکراتيک» دانست که در سطح و گستره محدودي بروز مي‌كند.
پيش از اين سازمان عفو بين‌الملل، از گروه‌هاي حامي حقوق بشر با انتشار بيانيه‌اي نسبت به افزايش موج خشونت‌ها در مناطق کردنشين ايران که به گفته اين سازمان تاکنون بالغ بر بيست کشته برجاي گذاشته است، هشدار داده بود.
اين گروه حامي حقوق بشر، در بيانيه خود خواستار تشکيل گروهي مستقل براي انجام تحقيقات بي‌طرفانه و فوري در اين زمينه شد.
گفتني است، فرماندار بانه، پيش از اين با تكذيب وجود گروه «پژاك» در اين استان، فعاليت‌هاي گروه مذكور را تكذيب كرده بود.

 

 

 

 

 

حزب دمكرات كردستان: «پژاك» براي جمهوري اسلامي خودشيريني مي‌كند

 

۳۱ مرداد ۱۳۸۴

در پي انتشار گسترده بيانيه «پژاك» در برخي مناطق كردنشين ايران، اعضاي حزب منحله دمكرات كردستان ايران، در نشست داخلي خود، ضمن حمله شديد به «پژاك»، حركت جديد اين گروه را نشانه خودشيريني براي جمهوري اسلامي دانستند.
بنا بر اطلاعات رسيده، در جلسه داخلي حزب منحله دمكرات، قرار شده است تا اين حزب درباره اطلاعيه «پژاك» به مورخه 28/5/84 به اعضاي خود در رابطه با ماهيت «پژاك»، افشاگري كند
در بيانيه حزب حيات آزاد كردستان (پژاك) آمده بود: «ما جدا كردن (اتصال و الحاق دوباره) شمال، جنوب و غرب كردستان از دولت‌هاي غاصب و نژادپرست تركيه، سوريه و عراق و الحاق آن به ايران را امري طبيعي و حق خودمان مي‌دانيم».
رهبران حزب دمكرات كردستان بر اين باورند كه تا ديروز شعار «پژاك»، تشكيل كردستان بزرگ مستقل بود، اما حال به خاطر خودشيريني به نظام جمهوري اسلامي و سرسپردگي، شعار استراتژيك خود نظام را كه همه كردها ايراني هستند و بايد زير پرچم ايران گرد آيند، سر مي‌دهد و به دنبال اثبات حلقه به گوشي خود به مسئولان است.
مسئولان حزب دمكرات افزوده‌‌اند: ما با اينها چندين بار در مورد مسائل مختلف كردستان و حزب آنان صحبت كرديم، ولي تا به حال قانع نشديم كه آنها يك حزب سياسي متعلق به كردستان ايران هستند، چون تا قبل از فروردين سال 83، آنها در داخل «پ.ك.ك» فعاليت مي‌كردند. به دليل استراتژي جديد «پ.ك.ك»، سه شاخه براي كشورهاي عراق، سوريه و ايران به وجود آمد كه نام شاخه ايران، «پژاك» نهاده شد.
همچنين پس از دستگيري رهبرشان، عبدالله اوجالان، هر روز مواضع آنها در رابطه با كردستان تغيير مي‌كند؛ يك روز مي‌گويند: ما ترك بوده و تابع رهنمودهاي «آتاتورك» هستيم و بايد در چهارچوب تركيه، مشكلات را حل و فصل كرد و حال مي‌گويند، ما ايراني هستيم و بايد همه كردستان متحد شده و تحت نفوذ ايران قرار گيرد و هر روز كه مي‌گذرد، سرسپردگي و خيانت اينها به مردم كرد، آشكارتر مي‌شود.

 

درگيري مردم پيرانشهر با عناصر «پژاك»

۲ شهريور ۱۳۸۴

در پي زورگيري تعدادي از عناصر مسلح «پژاك» از تعدادي از كارگران و مردم منطقه پيرانشهر، كار به درگيري و فرار نيروهاي «پژاك» انجاميد.
بنا بر اين گزارش، روز گذشته، گروهي از نيروهاي «پژاك» كه قصد داشتند از معدن‌كاران منطقه پيرانشهر، كمك مالي جمع‌آوري كنند، با مخالفت اهالي منطقه و صاحبان معادن سنگ روبه‌رو شدند.
نيروهاي «پژاك» كه هزينه فعاليت‌هاي تجزيه‌طلبانه خود را از طريق گرفتن پول از مردم و فعاليت‌هاي قاچاق به دست مي‌آورند، با مشاهده مخالفت آنان به زور متوسل شدند كه سرانجام كار به تيراندازي و درگيري مسلحانه كشيد و چند تن از نيروهاي «پژاك» زخمي و گروه آنان مجبور به فرار شد.
تقاضاي مبلغ هنگفت از معدن‌كاران و اصرار به عشاير براي پرداخت ماليات كه نوعي اخاذي به شمار مي‌رود، از جمله مواردي است كه امكان دارد، دامنه درگيري مردم با «پژاك» را افزايش دهد.
گفتني است، در حال حاضر، عناصر شاخه ايراني «پ.ك.ك» با زور و تهديد از صاحبان صنايع و قاچاقچيان پول دريافت كرده و هزينه فعاليت‌هاي خود را از اين راه تأمين مي‌كنند.

 

 

 

پژاك: كومه‌له و دمكرات، دوجريان ورشکسته کردستانند

۵ شهريور ۱۳۸۴

در پي انتقاد شديد احزاب كومله و دمكرات كردستان از «پژاك»، سايت «پ.ك.ك» به شدت به اتهامات وارده بر خود، پاسخ داد.
«پژاك» كه از سوي اين گروه‌ها به عنوان عامل و دست‌پرورده نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي متهم شده بود، آنها را متهم كرد كه با دستگاه اطلاعاتي رژيم جمهوري اسلامي، هم‌داستان شده و در راستاي دشمنان خلق كرد، به حركت درآمده‌اند.
«پژاك» همچنين در پاسخ به اظهارات حسين يزدان‌پناه، او را گروهبان يك ميليشياي 20 نفره خوانده است.
سايت خبري
rojhilat
وابسته به «پ.ك.ك» به تاريخ 25 / 8 / 2005 در رابطه با مطالب كومله و حزب منحله دمكرات واكنش نشان داد و نوشت: اخيرا مثلث برآمده از يک ساختار سياسي ترکيبي جديد، يعني حزب دموکرات کردستان ايران، «يه‌کيتي شيرشگيران» يا همان اتحاد انقلابيون و کومله زحمتکشان شاخه‌ منسوب به «عبدالله مهتدي»، چهره‌اي که خوش‌خدمتي‌هايش به رژيم سرکوبگر و آزادي‌کش پهلوي زبانزد خاص و عام است در يک گفتمان از پيش طراحي شده و هماهنگ اتهامات چندي را عليه حزب حيات آزاد کردستان ـ پژاک، به راه انداخته‌اند که در آن از «پژاک» به عنوان عامل وابسته به جمهوري اسلامي نام مي‌برند که با استفاده از نيروي نظامي، قصد سوءاستفاده از جنبش حق‌طلبانه خلق کرد را دارد، آن هم بدون ارائه‌ کوچک‌ترين مدرک و سندي که کار انسان‌هاي بي‌منطق و سفسطه‌پرداز است... .
اما کاملا واضح و آشکار است که آقايان محترمي که در گوشه‌ عافيت خزيده‌اند و همه‌ شاهکارشان ترجمه يکي، دو کتاب به زبان کردي و پخش موسيقي‌هاي کوچه بازاري از راديوهايشان است، خواسته يا ناخواسته اينک در راستاي ادعاهاي دشمنان خلق کرد به حرکت درآمده‌اند. آنان مي‌کوشند «پژاک» را عامل ناآرامي‌هاي اخير دانسته و خلق کرد را فاقد اراده سياسي و حس اعتماد به نفس معرفي نمايند.
در اين مورد لازم به توضيح نيست که طبق شواهد ادله بسيار، اين مزدوران وابسته به حاکميت‌اند که قصد دارند با ايجاد بلوا و آشوب، حرکت‌هاي مدني و اعتراضات بحق مردم را به خاک و خون بکشند.
آقايان محترم بهتر است تا به جاي ايراد اتهامات چنين ناروا به حزب و سازماني که با همه توش و توان و به قيمت از دست دادن بهترين کادرها و اعضايش همچون رفيق «زاگرس»، رفيق «دلير» و رفيق «شيار» و ده‌ها مبارز ديگري که در مقام حمايت از سرهه‌لدان و مبارزات بحق خلقمان وارد عرصه مبارزه شده، حضور بي‌دريغش را اعلام کرده و عملا پاي در راه نهاده، از گوشه عزلت عافيت بيرون آيند و سر منزل فراغت از کف فرو گذارند و چشم بر واقعيات موجود در کردستان بگشايند و بيش از پيش آب به آسياب دشمنان آزادي و دموکراسي نريزند.
دمکرات‌هاي محترم و کومله‌چي‌هاي سر به مهتدي و يکيتي شيرشگيران که در خارج زمين‌گير شده‌اند، اينک تصميم گرفته‌اند که با متهم نمودن «پژاک» به آنچه که در خيال خود ساخته و پرداخته‌اند، انفعال و عدم حضور خود را در کردستان به نوعي توجيه و تعبير کنند. آنها و به خصوص حزب دموکرات منش بر اين گمان واهي‌اند که چون داراي عمر طولاني‌تري هستند بايد همگان آنان را ميراث‌دار انقلاب و خلق و دستاوردهايش بدانند. در اين مورد بايد به ايشان از قول شاعر گفت که: «چين بژي شه‌رته، نه‌وه‌ک چه‌نده‌ بژي». آقاياني که کوچکترين تحليل منطقي و مشخصي از از اوضاع و شرايط حاکم بر جامعه ايران ندارند چرا فراخوان‌هاي اخير «پژاک» را دائر بر ايجاد يک جبهه واحد رد کرده‌اند؟ مگر غير از اين است که از لحاظ سياسي کاملا خلع سلاح گشته و حرفي براي گفتن ندارند؟ و نهايت اين‌که رهبر محترم حزب دموکرات در جواب پرسش مصاحبه‌کننده‌اي مي‌فرمايند: «من نمي‌خواهم مردم را بي‌جهت اميدوار سازم، شرايط براي ايجاد يک جبهه واحد فراهم نيست».
بايد از ايشان پرسيد : چرا شرايط فراهم نيست؟ نکند آقاي هجري و همکاران حزبي‌شان که خود مدام بر سر و کله هم مي‌کوبند و انشعاب در پي انشعاب به راه مي‌اندازند، منتظرند که خوان نعمت انقلاب خلق کرد برايشان گسترده شود و آنگاه پاورچين، پاورچين تشريف‌فرما گردند و گره از کار فرو بسته خلق کرد بگشايند.
مثلث نام‌برده در اتهام ديگري که به «پژاک» نسبت مي‌دهد، به خاطر آنچه که آنان آن را يک حزب خارجي مي‌دانند، مورد شماتت قرار مي‌دهند. جالب است که در اين خصوص، جمع دوستاني که مدتها کردستان ايران را عرصه جنگ‌هاي برادرکشي قرار دادند با دستگاه اطلاعاتي رژيم، هم‌داستان شده‌اند. آقايان آيا واقعأ نمي‌دانند که «حزب حيات آزاد کردستان – پژاک» هم در سطح رهبري و هم در سطح اعضاي خود، سازمان يافته از عناصر فعال و از جان گذشته ايران و خاصه شرق کردستان است؟ حزبي که همواره خواستار نزديکي با احزاب سياسي کرد ايران بوده و در اين مورد بارها فراخوان داده اما کمترين پاسخي دريافت نکرده است!
شايد هم اين واقعيت را مي‌بينند و خود را به کوچه علي چپ مي‌زنند و مي‌گويند، حال که ما نيستيم بگذاريد کسي در عرصه نباشد.
دوستان عزيز و در رأس آنها حزب دموکرات کردستان ايران، که خداوند طول عمر رهبرانش را زياد فرمايد، چرا پاسخ نمي‌دهند در طول اين 27 سالي که از سقوط رژيم وابسته پهلوي مي‌گذرد، چه گلي بر سر مردم کرد زده‌اند که اينک در مقام ملامت حکم صادر مي‌فرمايند و انگشت اتهام به سوي اين و آن دراز مي‌کنند.
حزب و سازمان‌هايي که توان ترتيب دادن کوچک‌ترين حرکت اعتراضي را حتي در اروپاي آزاد ندارند و در عصر ارتباطات و رسانه‌ها، فاقد يک سيستم خبر رساني راديويي درست و حسابي هستند، بهتر است به جاي اين گونه جوسازي‌ها که در نهايت دودش به چشم خلق کرد مي‌رود، دست دوستي و اتحاد دراز کنند و بدانند که خضوع و فروتني در کار زيباست و نه تنها نشانه ضعف و ناکارآمدي نيست، بلکه بيانگر نهايت خرد و دانايي است.
سايت
rojhilat همچنين در مورخه 26/8/2005 در رابطه با نظرات حسين يزدان‌پناه، دبير كل اتحاديه انقلابيون كردستان است كه گفته بود «پژاك» عامل جمهوري اسلامي است.
لازم مي دانم در مورد برخي اظهارات آقاي يزدان‌پناه، «گروهبان» يک گروه ميليشياي20 نفره‌، و افرادي که‌ بيشتر تحت عنوان دفاع از آرمان‌هاي حزب دموكرات سـخن به‌ زبان مي‌آورند (اما)... مطالبي را بيان نمايم....
اين دوست گروهبانمان در يکي از مصاحبه‌‌هاي خود گفته است: «پژاك اصالت ندارد»! خب، حالا بايد پرسيد كه شما و هم سفره‌هايتان اصالت يك حزب را در چه مي دانيد؟ اگر به كرد بودن است پــژاك اصــيل است، اگر به مبارزه است بازهم پژاك اصيل مي باشد،اگر اصالت به علمي بودن و درس گرفتن از تاريخ است پژاك اصيل ترين است و اگر به استقلال فكري و سالم بودن است باز هم پژاك اصيل است و......
 ايشان و برخي از اعضاي دموكرات در سايت‌هاي مختلف اينترنتي، گفته و نوشته‌اند كه «پژاك» ضميمه «پ.ك.ك» است. بايد گفت كه اولا «پژاك» حزبي مستقل و داراي اساسنامه و مرامنامه مختص به‌خود مي باشد و جهت هماهنگي سياسي در سطح بين‌المللي و اتحاد سيستم كردي در همه‌ بخش‌هاي كردستان عضو كنگره «گه ل كوردستان» است در واقع كنگره «گه‌ل كردستان» اتحاديه‌اي متشکل از احزاب و شخصيت‌ها و انجمن‌هاي مختلف است که‌ از لحاظ سياست‌گذاري، عمل و اجراي برنامه‌ها مستقل و با توجه به شرايط و خصوصيات خود عمل مي‌كنند
گروهبان دوستمان گفته است كه پژاك با ايران رابطه دارد و آمد و رفت آنها آزاد است اين گفته دروغ محض و بسيار غير واقعي و غير وجداني است، چراكه در حال حاضر تنها دشمن بالفعل دولت ايران، «پژاك» است و به گواهي دوست و دشمن، دستگيري و اعدام فوري نيروهاي «پژاك» در دستور كار اول دولت ايران است و در حال حاضر نيروهاي ايران در مريوان و ايلام و كرماشان و موكريان فقط درتعقيب نيروهاي «پژاك» هستند.

 

 

 

انقلابيون كردستان: «پژاك» عامل جمهوري اسلامي است

۲۶ مرداد ۱۳۸۴

با انتشار مصاحبه دبيركل اتحاديه انقلابيون كردستان، مشخص شد گروه تجزيه‌طلب «پژاك»، نه تنها با گروه‌هاي حزب دمكرات و اتحاديه ميهني كردستان عراق اختلافات عميقي دارد، بلكه با گروه‌هاي كرد ايراني مخالف جمهوري اسلامي نيز اختلاف پيدا كرده است.
حسين يزدان‌پناه، دبير كل اتحاديه انقلابيون كردستان، طي مصاحبه‌اي با هفته‌نامه «ميديا» ـ چاپ كردستان عراق ـ پرده از اختلاف خودشان با «پژاك» برداشت.
يزدان‌پناه در مورد «پژاك» مي‌گويد: «پژاك»، هيچ ريشه و اصليت سياسي و حزبي در شرق كردستان ندارد. آنان، عده‌اي از جوانان كرد كردستان شرقي‌اند كه از صفوف «پ.ك.ك» جدا شده و آن گروه را تشكيل داده‌اند. پس چگونه است كه جمهوري اسلامي ايران، در آنجا راه را براي حزب «پ.ك.ك» باز گذاشته و اجازه مي‌دهد كه جوانان كرد، وارد كشورش شده و در كردستان شرقي، با آزادي تمام رفت‌وآمد نمايند؟! اين موضوعي است كه مباحث و صحبت‌هاي زيادي را مي‌طلبد.

وي مي‌افزايد: از سوي ديگر، تجارب تلخ و شكست‌خورده «پ.ك.ك» در جنوب و غرب كردستان در مورد رفتار با نيروهاي سياسي آن بخش از كردستان، اينك دوباره در كردستان شرقي تكرار مي‌شود.
يزدان‌پناه درباره فعاليت «پژاك» در ايران مي‌گويد: حال سؤال اينجاست كه اگر قرار است اعضاي «پژاك» كشته شوند، پس چرا به اعضاي آن اجازه داده مي‌شود آزادانه رفت‌وآمد و با خود اسلحه حمل كنند؟
لازم به توضيح است، پس از اين سخنان، «پژاك» به كليه يگان‌هاي خود دستور داده است، كليه هواداران گروه را در كردستان عراق و ايران را شناسايي نمايند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:57  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

خبرهایی در مورد پ.ک.ک

 

 

پنج هزار نفر در ايران عضو گروه پ.ک.ک هستند

     منابع موثق اعلام مي کنند که پنج هزار نفر در ايران عضو گروه پ.ک.ک  هستند. اين گروه در چند منطقه در کردستان و آذربايجان از جمله دره مرگ، گوشت خواران، شيبران،قطور و هشتراک  پايگاه و مقر دارند. پايگاه اصلي و مقر اين گروه در منطقه کلارشين شهر اشنويه قرار دارد. 

   اين گروه که در بسياري از کشور ها به عنوان يک گروه تروريستي شناخته شده است و رهبر آن در زندان به سر مي برد. هر از گاهي در روستاهاي کرد نشين آذربايجان و کردستان سخنراني ميکنند و کرد ها را به بيرون راندن عجم ها از روستا ها و شهر هاي آذربايجان ترغيب مي کنند. تبليغات اين گروه  و گروههاي مشابه آنها در اين منطقه به حدي شديد است که از چوپانان کرد گرفته تا پيرزنان کرد آماده اند تا کردستان بزرگ را تشکيل دهند.

   دولت مرکزي ايران چندين سال است که در مقابل فعاليتهاي اين گروه در داخل مرز خود با مماشات رفتار مي کند. مماشات ايران در فبال اين گروه به حدي است که  طرفداران و اعضاي ايراني گروه پ.ک.ک به بهانه دستگيري رهبر خود در ترکيه در چند سال پيش علاوه بر شهر هاي کردستان ايران در آذربايجان اقدام به اهتزاز پرچم پ.ک.ک نموده و پرچم ترکيه را به آتش کشيديند.

حاکميت ايران از پ.ک.ک به عنوان يک ابزار فشار به ترکيه استفاده مي کند زماني که نيازي به اين گروه نباشد اين گروه به کوهها پناه ميبرد.

کشتار نزديک است

استراتژي ارضي گروه ههاي استقلال طلب کرد در ايران بيش از آنکه به زيان حکومت مرکزي باشد به زيان آذربايجاني ها تمام خواهد شد.

هنوز يادمان نرفته است که چند سال پيش کرد هاي شهر سولدوز بر روي همسايگان خود سلاح کشيديند و اگر نبود شجاعت و غيرت قارا پاپاق ها سولدوز شاهد يک نسل کشي مي بود

کرد ها امروز بيش از هر زمان ديگر آماده کشتار آذربايجاني ها هستند چرا که آمريکا را در منطقه حامي خود مي بينند. حکومت ايران به آنها به عنوان يک آريايي درجه اول نگاه مي کند و طبعتا کشتار هزاران شهروند درجه دوم از نژاد ترک و انتقام عقده هاي تاريخي از آنها استراتژيستها و نظريه پردازان آريايي را خشنود خواهد ساخت.

از سوي ديگر حکومت که کم کم به سوي نژاد پرستي پيش مي رود دوست دارد تا به هر راهي که شده آذربايجاني ها را در ايران محدود سازد چه با کشتار چه با بيگانه کرده اين ملت از هويت خود.

سياستي که ايران در ازاي کرد ها اتخاذ کرده است باعث شده است که دسترسي کرد ها به انواع  سلاحها سهل گردد امروز نمي توان کردي يافت که به بکار گيري انواع سلاح ها آشنا نباشد. در صورتي که مسئله اي اتفاق بيفتد شاهد تجهيز اينان از جانب برادران عراقي خود خواهيم بود و آن زمان است که جوي خون در آذربايجان براه خواهد افتاد.

وافعيتهاي موجود

کردها واقعيتي انکار ناپذير در آذربايجان

در بسياري از شهر هاي آذربايجان کرد ها به عنوان اقليت زندگي مي کنند. اکثريت اين کردها در طول دهها سال به خاطر اينکه در آذربايجان امنيت و غذا بود و به خاطر اينکه از زندگي عشيره اي خود جدا شوند و همچنين آماج حمله هاي کومله ها و حکومت مرکزي نباشند، از کوهها پايين آمدند و در شهرها و حتي روستاهاي آذربايجاني نشين ساکن شدند اوايل که تعداد خانوار ها کم بود آذربايجاني ها اينان را درجمع خود پذيرا شدند غذايشان  دادند و جايشان دادند. بعدها وضعيت تغيير بزرگي کرد! کردها که تاريخا غير خود را نمي توانستند تحمل کنند با فرصتهايي که بدست آوردند در موقعيت تاثير گذار قرار گرفتند قاچاق منبع سرشار درآمد آنان شد. روستايي آذربايجاني يک سال تمام تلاش مي کرد مي کاشت و بر مي داشت در صورتي که يک کرد با يک ماه قاچاق از عراق و ترکيه به ايران مي توانست تمام زندگي اين کشاورز را بخرد کم کم زمينهاي کشاورزان خريداري شد و روزي رسيد که در بسياري از روستاها تعداد کردها بر ترکها فزوني يافت ولي در شهر ها به روالي ديگر بود.

   ناسيوناليستهاي کرد ادعا مي کنند که 80% جمعيت آذربايجان غربي را کرد ها تشکيل مي دهند. اين رقم درست است يا نه؟

در بزرگترين شهر آذربايجان غربي يعني اروميه کردها بعداز مهاجرتهاي سيل آساي سالهاي 1361 تا 1377 توانستند نسبت جمعيتي خود را از 7% در سالهاي اول انقلاب به 26% برسانند و اين بزرگترين تجمع کردها در آذربايجان مي باشد. در سولدوز کردها بيش از 35% ساکنان شهر ها را تشکيل مي دهند. در شهر خوي حدود 2%-3% جمعيت را کردها تشکيل مي دهند. در قره ضياالدين کمتر از 4% هستند. در مياندوآب (قوشاچاي تقريبا کردي وجود ندارد. در شهر تکاب که همه گمان مي کنند کرد نشين است کردها تنها 30% جمعيت را تشکيل مي دهند. و در شاهين دژ يا سايين قالا تعداد آنها به 40% جمعيت هم نمي رسد. در شهرستان سلماس 30% از جغرافياي روستا ها در دست کردها است ولي در شهر سلماس بيش از 10% نفوس ندارند. ودر روستاهاي اطراف نيز جمعيت کردها به 20% نمي رسد. در شهر پلدشت 30% جمعيت کرد هستند. از پلدشت تا پيرانشهر و مناطق مرزي اطراف آن اکثريت مطلق باکردها مي باشد.

   جالب است بدانيم که تمامي کردها به خاطر اينکه ما و ساکنان ترکيه هردو ترک هستيم نفرت عجيبي نسبت به ما دارند. موقعي که از عجم ها صحبت مي کنند چنان با تحقير سخن مي گويند و چنان دندان نشان مي دهند که احساس مي کني اگر فرصت داشته باشند سر تمامي آذربايجاني ها را خواهند بريد!؟

   کردها در نتيجه زندگي سخت خود در کوهستانهاي ايران ترکيه عراق و سوريه که همراه کشت و کشتار همراه بوده است. آمادگي روحي کشتار ديگر ملتها رادارند تحقير تاريخي اين قوم عقده هاي فروخفته اي در اينان ايجاد کرده است که در ساليان نزديک همچون آلت دستي در دست خانهاي عشيره خود از هيچ گونه جنايتي عليه ماها خودداري نخواهند کرد. به هوش باشيم، کلاشينکفها خشابگذاري شده و چاقوها تيز شده اند تا پاکسازي قومي صورت پذيرد.

آياز نجفي – پلدشت آذربايجان   

www.durna.se

 

 

 

 

 

 

پ.ك.ك» بازيچه آمريكا و طالباني شده است

 


خبرگزاري آيدن ليک


۱۹ شهريور ۱۳۸۴ - بعد از ظهر ۱۴:۲۵

تعداد بازديد : 177

كد خبر : ۲۸۸۳۷

 

تركيه در ماه‌هاي اخير راجع به افزايش حملات تروريستي «پ.ك.ك» بحث مي‌كند. از يك طرف تظاهرات مردمي‌ در مقابل افزايش درگيري‌ها در جنوب شرق كشور و عمليات‌هاي نظامي‌ ارتش، از سوي ديگر، حملات انفجاري در مناطق غربي كشور كه مردم عادي را مورد هدف قرار مي‌دهند.

دولت تركيه نه تنها هيچ‌گونه استراتژي برنامه‌ريزي‌شده‌اي براي مقابله با بعد جديد حادثه ندارد، بلكه بر عكس، طيب اردوغان در چهارچوب استراتژي كه آمريكا معين كرده، سياستي را كه به آن «راه‌حل دمكراتيك براي مسئله كرد» مي‌گويد، در برنامه قرار داد. در مراسم 30 آگوست، در حالي كه فرمانده نيروي زميني به خطرات و تهديدات اشاره مي‌كرد، طيب اردوغان در پاسخ به سؤالات خبرنگاران مي‌گفت، «نبايد اين مسئله را زياد بزرگ كرد». در پي آن اعلام شد كه مركز «پ.ك.ك» / كنگره خلق با ارسال سلام به سياست جديد دولت، براي مدت يك ماه «دفاع منفعل» را در پيش گرفته است. ولي حملات همچنان ادامه دارند.

اين مسئله رو به كجا مي‌رود؟ در پشت پرده اين رويدادها چه چيزي پنهان است؟ گام بعدي چه خواهد بود؟ «آيدين ليك» به اطلاعاتي دست يافت كه پشت برده اين رخدادها را نمايان خواهند كرد.

استراتژي جديدي كه به «پ.ك.ك» تحميل شده است

طبق نظر كارشناسان نيروهاي مسلح تركيه در زمينه «پ.ك.ك» و تروريسم، استراتژي جديدي كه آمريكا براي دوره آتي به «پ.ك.ك» تحميل كرده است، بر پايه‌هاي زير استوار مي‌باشد:
1ـ خط مشي متهاجمانه و نابود كننده
2ـ پديد آوردن دشمني كرد ـ ترك
3ـ افزايش حملات جنجال‌آفرين در مناطق غربي تركيه
4ـ تظاهرات مردمي ‌در جنوب شرق.

جزئيات تقسيم كار

استراتژي مذكور، با راهنمايي‌ها و جهت دهي‌هاي آمريكا، در چارچوب تقسيم كار بين «پ.ك.ك» و سران دولت انتقالي عراق انجام مي‌شود. بارزاني و طالباني، «پ.ك.ك» را تشويق مي‌كنند تا از خاك عراق خارج شود. سران دولت ساختگي و دست نشانده، براي آن‌كه بتوانند «پ.ك.ك» را به طرف تركيه برانند، كمك‌هاي لجستيكي و مهمات به آن مي‌دهند. به نظر بارزاني و طالباني، درگيري شدن تركيه با درد سر بزرگي مانند «پ.ك.ك» باعث مي‌شود تا توجهي كه تركيه به دولت دست نشانده جلب كرده، متفرق شده و دلايل مربوط به مداخله در شمال عراق از بين بروند.

750 عضو «پ.ك.ك» در ارتش پيشمرگه

طبق اطلاعات دريافتي از منابع نظامي، 750 تن از اعضاي «پ.ك.ك» كه عربي و انگليسي بلدند، در ارتش پيشمرگه‌هاي طالباني و بارزاني استخدام شده اند. رهبران تركمن كه به عراق رفت و آمد دارند، اظهار مي‌كنند كه در نقاط ايست ـ بازرسي به بسياري از اين افراد برخورد كرده‌اند و مثالي نيز مي‌آورند: «در ايست ـ بازرسي
Aloka در كيلومتر 50 بغداد از دهوك در شمال عراق، يكي از افراد «پ.ك.ك» كه تابعيت تركيه را دارد، بازرسي‌ها را انجام مي‌دهد».

ژنرال «ايلكر باشبوغ» در 19 جولاي سال 2005، اعلام كرد حدود 2450 – 2200 تن از افراد سازمان تروريستي در امتداد 384 كيلومتر از مرزهاي تركيه ـ عراق مستقر شده‌اند.
او گفت: «همانطور كه مشهود است، اين سازمان موجوديت خود را از سال 2003 به بعد به صورت تدريجي از كوه قنديل به امتداد مرزهاي تركيه – عراق منتقل كرده است». اين امر، با راهنمايي‌هاي آمريكا و در پي توافق حاصله با دولت انتقالي، انجام شد.

بخش‌هاي مختلف «پ.ك.ك»

يك منبع كه در يكي از بخش‌هاي مربوطه نيروهاي مسلح تركيه كار مي‌كند، اطلاعات بسيار مهمي‌را ارائه مي‌دهد: «بخش‌هايي كه پس از دستگيري اوجالان از «پ.ك.ك» منشعب شده‌اند، راهنمايي شده و وادار به حمله به هدف‌هاي استراتژيك در تركيه مي‌شوند». اين خبر، درك ساختار كنوني و حملات اخير «پ.ك.ك» را تسهيل مي‌كند. سرهنگي كه در قرار گاه ستاد مشترك ارتش خدمت مي‌كند، به اين موضوع جلب توجه مي‌كند كه: «پ.ك.ك» ديگر يك سازمان واحد نيست. انشعاب سازمان به چند بخش مجزا، استخبارات، تعقيب و مبارزه را سخت‌تر مي‌كند.

ارزيابي مشترك كارشناسان كه موضوع را از نزديك پيگيري و بررسي مي‌كنند، چنين است: «اكنون ديگر يك «پ.ك.ك» وجود ندارد. در داخل «پ.ك.ك»، «پ.ك.ك»‌هاي ديگري نيز وجود دارند».

اين روند چگونه پديد آمد؟

طبق اطلاعاتي كه منابع اطلاعاتي و استخباراتي در اختيار قرار مي‌دهند، پس از دستگيري اوجالان اعضاي شوراي رهبري «پ.ك.ك» به 24 نفر افزايش يافت. 8 تن از اين افراد در تركيه و مابقي در اروپا، عراق و ديگر كشورها بودند. روند تحت كنترل گرفتن كامل «پ.ك.ك» كه پس از دستگيري و تحويل اوجالان به تركيه سرعت گرفته بود، در پي اشغال عراق به سطحي بسيار بالا دست يافت. بعد از سال 1999، 500 تن از جوانان كرد ساكن اروپا، تركيه و عراق كه از طرفداران «پ.ك.ك» بودند، به آمريكا منتقل شدند. وظيفه اصلي اين 500 تن كه منابع اطلاعاتي به آنها «تيم‌هاي نظارتي پيشرو» مي‌گويند، جمع‌آوري اطلاعات و برنامه ريزي عملياتي استراتژيك است. اين تيم‌ها توسط اكيپ‌هاي سيا ـ موساد، آموزش ديدند و در حال آماده باش كامل، به مناطق مختلف تركيه اعزام شدند. علاوه بر اين تيم‌ها، «پ.ك.ك» سازمان ديگري نيز در رابطه با فعاليت‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي دارد. منابع نظامي‌تصريح مي‌كنند كه در داخل «پ.ك.ك»، 30 تن از افراد «سيا» نيز حضور و فعاليت دارند. افرادي كه در بمب‌گذاري‌ها به كار مي‌روند، در اردوگاهي كه تحت كنترل اسرائيل است، آموزش‌هاي ايدئولوژيكي، سياسي و نظامي‌ را پشت سر گذاشته و پس از طي دوره آموزش‌هاي علمي‌ در شمال عراق، به تركيه اعزام مي‌شوند.

هدف از روند جديد

آمريكا پس از اشغال عراق، مسئله كرد را از مركز عراق هدايت و مديريت مي‌كند. اين كشور كه در تلاش است تا موضوع مرتباً مطرح باشد، در تمامي ‌مذاكرات خود با تركيه با بيان اين‌كه «مخاطب شما ما نيستيم، دولت عراق است»، تركيه را وادار مي‌كند تا مسائل خود را با بارزاني و طالباني حل كند. در اثناي وقوع اين رويدادها، شاهد هستيم كه مطبوعات دست نشانده نيز بر ميزان انتقادهاي خود از «پ.ك.ك» افزوده اند. اين كار دو هدف مي‌تواند داشته باشد: نخست، تشكيل دولت دست نشانده به سركردگي بارزاني در جنوب شرق به عنوان جايگزين «پ.ك.ك». دوم، آماده كردن افكار عمومي‌براي انجام برخي برخوردهاي مصنوعي و ساختگي با «پ.ك.ك» با هدف جلب رضايت تركيه براي به رسميت شناختن دولت دست نشانده و ايفاي نقش در پروژه خاورميانه بزرگ كه آمريكا به احتمال قوي در آينده اي نزديك به جامه عمل خواهد پوشاند.

لازم است اظهارات محمد اوزون را كه در تيتر اصلي روزنامه «حريت» مورخ 29 آگوست 2005 چاپ شده بود، يك بار ديگر در اينجا بررسي نماييم. تيتر خبر روزنامه «حريت» اين بود: «محمد اوزون: از ترس «پ.ك.ك»، تركيه را ترك كردم». در خبري كه دوغان هيزلان نوشته بود، ادعا شده بود كه محمد اوزون به علت آن كه نامش بر بالاي فهرست «250 روشنفكر محكوم به مرگ» نوشته شده بود، تركيه را ترك كرده است. ليست 250 نفره روشنفكراني كه «پ.ك.ك» قصد كشتن آنها را دارد، در ماه جولاي سال جاري در مجله آكسيون كه به انتشار اخبار تحريك كننده و جهت‌دهنده معروف است، منتشر شده بود.

محمد اوزون در بيانيه‌اي كه روز بعد براي روزنامه «گوندم» ارسال كرد، اعلام كرد كه صحبت‌هاي مندرج در روزنامه «حريت» به وي متعلق نيست. اوزون كه در تشريح وضعيت فوق گفته بود، «حريت جنجال آفريد»، تصريح كرد از طرف «پ.ك.ك» تهديد نشده است. تيتري كه در زير خبر فوق درج شده بود، اين بود: «شمدين ساكيك از فرماندهان سابق «پ.ك.ك» صحبت كرد، دستور قتل 33 سرباز را اوجالان داد». در اين خبر گفته شده بود كه «حريت راز ديگري را فاش مي‌كند».

شمدين ساكيك كه يك سال قبل از اوجالان دستگير شده است، مدعي شده بود كه دستور قتل 33 سرباز را كه در سال 1993 در بينگل كشته شده بودند، اوجالان صادر كرده است. اين در حالي است كه اوجالان هم در بيانات و هم در نوشته‌هاي كتبي خود اعلام كرده است مسئوليت اين حادثه كه آتش بس يك‌جانبه آن زمان را نقض كرد بر عهده شمدين ساكيك مي‌باشد كه اين حادثه كه اوجالان آن را «سوسورلوك در پ.ك.ك» نامگذاري كرده، چندين روز موضوع بحث روزنامه‌ها و مطبوعات كشور بود.

 

كشته شدن 5 سرباز ترك توسط شورشيان پ.ك.ك

پنج شنبه 21 مهر ماه 1384   02:05

جام‌جم آنلاين: مقامات ارتش تركيه اعلام كردند روز چهارشنبه 12 اكتبر در جريان درگيري نيروهاي نظامي تركيه با شورشيان كرد حزب كارگران كردستان تركيه «پ.ك.ك» در جنوب شرقي تركيه 5 سرباز ترك كشته شدند.
به گزارش راديو بين‌المللي فرانسه و به نقل از خبرگزاري آناتولي ، مقامات ارتش تركيه گفتند در جريان يك درگيري ميان نيروهاي دولتي و شورشيان «پ.ك.ك» در حومه شهر تونچلي در جنوب شرق تركيه 5 سرباز ترك به قتل رسيدند.
نيروهاي نظامي تركيه از يك هفته پيش پس از كسب اطلاع از تجمع چندصد نفر از شورشيان «پ.ك.ك» در مناطق كوهستاني تونچلي دست به حملاتي عليه اعضاي حزب غيرقانوني «پ.ك.ك» در اين مناطق زده‌اند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:56  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

کرکوک دوراهي ثبات و ناامني

اکراد عراق در گذشته اهرمي به جهت تعديل سياست‌هاي همسايگان غربي ايران بودند؛ اما اکنون که کرکوک از قدرتي بي‌سابقه برخوردار است و پايتخت جديدي براي دو حزب اتحاديه ميهني و دمکرات به‌شمار مي‌آيد، ديگر حمايت دولت ايران از کردهاي عراق اعتماد راهبردي کافي نخواهد داشت. در اين ميان مطالبات چندين ساله حزب کارگران کرد ترکيه نيز افزايش يافته و آماده گذراندن دوره‌اي پرتنش با آنکارا مي‌باشند. با وجود همبستگي کردهاي عراق، مي‌توان حمايت واشنگتن و تل‌آويو از استقلال آنان را پيش‌بيني کرد؛ چنان‌که اسرائيل بارها حمايت خود در اين زمينه را ابراز داشته است. سرويس‌هاي اطلاعاتي اين کشور مشغول آموزش کماندوها در کردستان مي‌باشند و پوشش عمليات آنان در ايران و سوريه از اهداف اسرائيل است.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:51  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

برآورد وضعيت سياسي ،اقتصادي، اعتقادي، فرهنگي و اجتماعي اکراد عراق

 

               به نام خدا

برآورد وضعيت سياسي ،اقتصادي، اعتقادي، فرهنگي و اجتماعي اکراد عراق

    کردهاي عراق از نظر جمعيت، دو  ميليون نفر مي باشند که از قبل از جنگ جهاني دوم زمينه هاي آهنگ خود مختاري را در حال آماده کردن بودند. در ابتدا همگي تحت رهبري ملا مصطفي بارزاني قرار داشتند که به مرور زمان کرد هاي سمت جنوب که به بغداد نزديک تر مي باشند، از اين تشکيلات جدا شدند و خود تشکيلاتي جديد به نام اتحاديه ميهني کردستان عراق تحت سرپرستي جلال طالباني تشکيل دادند که اصطلاحا افراد اين گروه را يکَتي مي خوانند. ( جلال طالباني ما بين کردها معروف به عامل انگليس مي باشد.)

    اعضاي اين گروه ابايي از اين که خود را کمونيست بخوانند ندارند و به ندرت افراد مسن ايشان اهل نماز مي باشند و معمولا کمي با سواد تر از تشکيلات ملا مصطفي بوده و به همين نسبت نيز غير ديني تر هستند.  تشکيلات ملا مصطفي که به شمال و به کردستان ترکيه نزديک مي باشند، را پس از فوت ايشان، فرزند وي، مسعود بارزاني هدايت مي کند. اين گروه معروف به پارتي مي باشند و نام رسمي اين گروه حزب دموکرات کردستان عراق است.

    در طول برهه هاي مختلف زمان دو حزب با همديگر يا با جمهوري اسلامي در حال ستيز و يا ارتباط دوستانه داشند. اين نوع حرکات يا به اتفاق بوده يا مجزا. حتي با دولت عراق نيز همين رفتار را داشته اند، يعني اينکه گاهي اوقات يکتي ها هم با ما مي جنگيدند و هم با پارتي ها و يار صدام بودند و بلعکس، پارتي ها نيز همين طور. هر کدام از کشور ها که سرمايه گذاري مالي و سياسي بيشتري مي کردند، از حمايت يک يا هر دو گروه برخوردار بودند. اين وضعيت شامل حال عراق زمان حزب بعث نيز مي شده است.

    کردستان عراق داراي احزابي با گرايشات اسلامي نيز مي باشد، وليکن با توجه به تعداد اندک و ضعف ايشان غير قابل عنوان مي باشند.

    جمهوري اسلامي ايران از حوالي شهرستان اروميه با کردستان ترکيه و از حوالي شهرستان اشنويه با اکراد بارزاني و از سمت بانه و سردشت با اکراد طالباني هم مرز مي باشد.

    طالباني ها کرکوک را که داراي ذخاير نفتي مي باشد و بارزاني ها شهر سليمانيه را پايتخت هاي خود مي دانند.

    پس از اخراج صدام از کويت و اشراف غير مستقيم آمريکا به عراق و محاصره اقتصادي صدام توسط آمريکا و سازمان ملل، رسما حکومت صدام از سمت شمال به بالا تر از تکريت هيچ گونه تسلطي نداشت و اين مناطق تحت اختيار تام آمريکا قرار گرفت، يعني اينکه تمام کردستان عراق که شامل هر دو گروه بود، به جولانگاه جاسوس هاي اسراييل و آمريکا تبديل گرديد.

    پس از اشغال مستقيم عراق اين روند کاملا تشديد گرديد؛ به صورتي که حضور فيزيکي يهوديان ويا واسطه هاي ايشان کاملا ملموس مي باشد.

    با همه اين تفاسير هر از چند گاهي انفجارهاي مهم و مشکوکي در دفاتر سياسي هر دو حزب انجام مي گيرد که بسيار قابل تامل مي باشد که نشان از خصومت هاي شديد داخلي اين دو گروه مي باشد.

    قابل ذکر است طبق هماهنگي و دستور استکبار جهاني ارتباط ايشان با گروهک هاي ضد انقلاب ايران متصور است که تشکيلات امنيتي کشور مي بايستي تلاش بسيار زيادي در جهت خنثي نمودن اين توطئه ها انجام دهد؛ زيرا که کردستان ايران هدف کاملا آشکار و مناسبي براي توسعه صهيونيسم بين الملل مي باشد.

    بايستي اين نکته را که کرد هاي حوالي مرزها معمولا با يکديگر خويشاوند مي باشند، اضافه نماييم و اين نکته براي تک تک کشورهاي داراي کرد معضلي نسبتا مهم مي باشد و همين طور ياد  آوري مي کنيم که معمولا چهار نوع اسکناس که ليرترکيه، ريال ايران، دينار عراق و دلار آمريکا در اين مناطق رواج داشته و معتبر مي باشد.

    در خاتمه يک بار ديگر براي آشنايي با احزاب کردي کشورهاي همسايه نام و نوع سياسي مذهبي ايشان را توضيح مي دهيم:

الف) ترکيه:

    حزب کارگران کمونيست ترکيه معروف به پ ک ک، که تعداد افراد مسلح فعالشان مشخص نيست. مخصوصا از زماني که رهبر ايشان به نام عبدالله اوجالان توسط سازمان مخوف موساد اسرايل دستگير و به ترکيه تحويل داده شد، فعاليت اين گروه به شدت ضعيف گرديد.

    با توجه به سرکوب وحشتناک اين گروه توسط ارتش به شدت منسجم و مسلح ترکيه روز به روز از حرکت نظامي گروه مذبور کاسته شده و حداکثر رو به حرکات سياسي منجمله انتشار مجلات و ... مي نمايند.

ب) عراق:

    حزب اتحاديه ميهني کردستان معروف به يکَتي و حزب دموکرات عراق معروف به پارتي و اکراد اسلام گرا که تعدادشان بسيار اندک مي باشند،از مهمترين تشکل هاي فعال کشور عراق هستند. نا گفته نماند فعاليت اين دو حزب به شدت زياد بوده و در طول تاريخ، حين و بعد از جنگ جهاني دوم معمولا معضل مهمي براي دولت هاي ايران، عراق و ترکيه بوده اند.

پ) ايران:

    گروهک دموکرات ايران با جمعيت هوادار قابل توجهي گرايشات ملي گرايانه (از نوع ضد انقلاب) داشته و ما بين ايشان متاسفانه نمازخوان نيز کم نيستند و معمولا استکبار جهاني از ايشان نهايت سوء استفاده را نموده است.

    گروهک کومله با جمعيت هوادار بسيار کمتر نسبت به گروهک فوق، فعاليت ضد انقلابي و کمونيستي داشته و دارند.

    گروهک خُبات با جمعيتي بسيار اندک رفتار بسيار وحشيانه مانند تکه تکه کردن اندام اسراي خود مي نمايد و اصولا به شدت نسبت به ياران انقلاب عناد داشته و به سنگ دلي معروف مي باشند. اين گروه کمونيست طرفدار چين مي باشند.

    عضو گيري از يکديگر و همچنين جمع آوري کمک هاي مردمي از ما بين روستاييان کرد که به يارمَتي معروف است گاهي اوقات با تبليغات و گاهي نيز به زور انجام مي شود به صورتي که يارمتي به امري عادي ما بين کردستان هر سه کشور تبديل گرديده است و اين دو موضوع گاهي منجر به درگيري لفظي و يا فيزيکي تا حد مسلحانه مي شود.

    و در آخر: ضد انقلاب ايرا ن تحقيقا و با کمال افتخار در غرب کشور توسط مردم کرد مسلمان کاملا غير متحرک و غير فعال بوده و حتي در بعضي مناطق مانند مريوان به ندرت تردد مي نمايند. اين شهر به راستي معروف به قم کردستان بوده و مردمي مومن و انقلابي و طرفدار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران را دارا مي باشد.

    ساير اکراد که تعدادشان واقعا قابل ذکر نيست و در اکثريت اقوام ديگر در داخل کشورهاي سوريه، اردن، لبنان و روسيه ساکن مي باشند، هضم گرديده اند؛ به طوري که حتي لباس هايشان نيز تغيير شکل داده و اکثرا هماهنگ با فرهنگ کشورهاي فوق ذکر زندگي مي نمايند.   

 

نوشته سالک اندرزگو

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:49  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

 

نگرشي برامنيت در گروس

 

بيات غياسيان
—————-

1- تاريخچه گروس:
منطقه گروس با مركزيت بيجار ناحيه اي است داراي مردماني شيعه با اعتقادات قوي ديني. اين ناحيه داراي وسعتي بالغ بر 6068 كيلومتر مربع و حدود 300 روستا مي باشد كه تعداد انگشت شماري از اين روستا ها در قسمت غربي اين ناحيه (به طرف سنندج) كرد = سني مي باشند و لحجه ايشان كاملا با گروسها متفاوت است. گروسها از لحاظ قومي به لك هاي لرستان نزديك بوده واز لحاظ آداب و رسوم،لباس،موسيقي وديگر مؤلفه هاي قومي با كردها تفاوت هاي اساسي دارند.فرهنگ شيعي وارادت به ائمه اطهار در ميان گروسها بسيار قوي بوده كه برگزاري مراسمات عزاداري اباعبدالله الحسين در ماه محرم دربيجارجلوه باشكوهي از آن است.
2- رشد كردها در گروس:
1-2 درساليان نخست پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي كه كردها اقدامات جدائي طلبانه جدي را دنبال مي كردند تعداد ساكنين كرد در بيجار از چند خانواده فراتر نمي رفت ولي با مهاجرتهاي پي در پي ازروستاهاي شهرستان ديواندره ونيز ساير شهرستانهاي غربي آمار كردها دربيجار از20% فراتر رفته است وچون تعداد زيادي از ايشان ارتباط دور يا نزديك با گروهك هاي سياسي داشته اند و اكثرا روستائي مي باشند ناهنجارهاي چشم گيري درجامعه حدود هفتاد هزار نفري بيجار به وجود آورده اند.
2-2 برخي ازايشان با همكاري كارمندان كرد ادارات بيجار خصوصا شهرداري با تصرف زمين هاي بايردر حاشيه شهر (حلوائي،عسگرآباد،نقاره كوب) يا با پرداخت وجه ناچيزي به برخي فرصت طلبان بومي قولنامه هاي جعلي ترتيب داده و به ساختن آلونك هاي بسياري مبادرت نموده و قريب به اتفاق آنها را به كردهاي مهاجر واگذار نموده اند.
3-2 دردهه هاي گذشته حدود هفتاد درصد از جمعيت روستاهاي گروس(شيعه) به حاشيه كلان شهرها مهاجرت نموده اند.(نطق نماينده بيجار در مجلس- نشريه محلي نداي گروس،شماره 3).شيعه ها به لحاظ داشتن روحياتي حساس و خلق وخوي آرام كردها را برادران ديني خود محسوب مي كنند ولي به لحاظ عدم تطابق آداب ورسوم كردهاي مهاجر،گروسها غالبا به تهران مهاجرت ميكنند.
4-2 وحشت مراكز تصميم گيري استان در ايجاد نقاط شهري درگروس كاملا محسوس بوده،به طوري كه روستاهايي با چند هزار نفر جمعيت به شهر تبديل نمي شوند(توپ آغاج،پيرتاج) ولي درسايرنقاط استان يا كشورروستاهايي با جمعيتي حدود هزار نفر به شهر توسعه يافته اند.
5-2 به خاطر اينكه تجارت كالاهاي قاچاق اكثرا توسط كردها انجام ميپذيرد ودراين خصوص كار اكثرا به دست فروشي ختم ميشود فرصت تجارت سالم ازدست شيعه ها خارج شده است ومقامات مسؤل يا غير مسؤل گاهاً بر اين معضلات اشاره مي كنند.
6-2به لحاظ اينكه مركز استان كرد بوده و ناسيوناليست هاي افراطي بسياري درادارات كل استان نفوذ دارند،در اعطا امتيازات،مجوز تاسيس شركت،استخدام و ايجاد ديگر فرصت هاي شغلي،غالباً از كردها جانب داري شده و فرصت هاي شغلي مهمي از دست گروسها(شيعه ها) خارج مي شود.به عنوان نمونه معدن نمك بيجار در روستايي كه حتي يك درخت نيز ندارد و اهالي روستا از طريق استحصال وفروش نمك امرار معاش مي نمودند،به صورت پيماني به چند كرد غير بومي واگذار شده است. همچنين به علت احداث ذوب آهن بيجاردر فاصله شهرهاي قروه – سنندج(از كرامات هاشمي رفسنجاني و استاندار سابق،رحيمي) معدن سنگ آهن از شمال گروس به فاصله دويست وپنجاه كيلومتربه كارخانه حمل مي شود وهزينه هاي حمل ونقل گزافي را بر دولت تحميل ميكند.
7-2عدم وجود امكانات تفريحي و برخي بي توجهي هاي ديگر آواز و رقص كردي كه قوياً با فرهنگ شيعه ها منافات دارد، در ميان شيعه ها رواج يافته است وامروزه در مراسمات عروسي گروسها(شيعه ها) دعوت از خوانندگان كرد بااستفاده از آلات موسيقي برقي(اورگ،كورگ) مرسوم شده است كه پيرو آن فرهنگ كردها نيز رواج مي يابد. در بسياري اوقات صداي آن با اذان مسجد تداخل نموده و موجب جريحه دار شدن دل شيعيان مي گردد.در مورخه 30/5/84 كه روزوفات حضرت زينب و روز مسجد بود كردها در هتل عسگري بيجارجشن عروسي راه انداخته بودند. به همين ترتيب عده اي از بي بند بارهاي گروس لفظ « كرد» كه درحقيقت عنوان قومي سني ها با زبان وفرهنگ متفاوت ميباشد را بر گروسها تعميم مي دهند، در صورتي كه متدينين از اين امر ناخشنودند.
3- تحديدها:
1-3 كردها(سني ها) دربيجارپس از كشمكشهايي يكي از مساجد شيعيان راتصرف كرده و مختص خود نموده اند(دهه 70) كه نماز جمعه را به طور جداگانه برگزار نموده و بالحاظ كردن ساير تفاوت هاي فرهنگي اكثراً گرايشات ضد شيعي دارند.دركتابخانه مسجد كتاب هاي ادبيات كودكانه به زبان كردي توزيع مي شود ليكن در برخي از خانه ها جلسات ويژه اي برگزار مي كنند كه در آينده امنيت گروس را با خطر جدي مواجه خواهد كرد و قطعا دولت امريكا مستقيم يا غير مستقيم در پشت اين مسئله قرار دارد.
2-3 هر چند در ساليان گذشته حضرت آيت الله خامنه اي از مردم دعوت نمودند تا در صورت وجود اسلحه هاي خود را به دولت تحويل دهند كه تعداد زيادي از مردم فهيم دستور رهبررا اجابت نمودند،ليكن با دور انديشي كه در كردها مشهود است،احتمال اينكه عده اي از ايشان دربيجار در خانه هاي خود اسلحه جنگي نگهداري كنند بسيار است
3-3 برخي از كانديدهاي دوره نهم رياست جمهوري در تبليغات خود پوستر هايي را پخش نمودند كه به دو زبان فارسي وكردي بوده و توصيه هاي جلال طالباني را درج نموده بودند(رفسنجاني).
4-3 در انتخابات اخير حركات كردها خود را بسيار خطرناك نشان داد.به عنوان نمونه معاون فني شهرسازي شهرداري بيجاركه يك كرد سنندجي است با شور وشوقي وصف ناپذير عنوان مي نمود«هفده هزار راي به نام جلال طالباني از صندوق هاي راي گيري در سنندج بيرون آمده است».
5-3 در بيجار پرچم كردهاي عراق در قالب جا سئويچي به جوانان هديه داده مي شود وسي-دي مراسم تدفين مرضيه همسر ناصر رزازي، خواننده كرد توزيع مي شود.
6-3 شهرهاي تكاب،قروه،شاهين دژ،ميان دواب نيز با اكثر اين مشكلات وتحديدها مواجه بوده ودولت هاي قبلي درتشديد اين مشكلات بي تاثير نبوده اند. بدين ترتيب حوزه جغرافيايي كردستان در مفهوم خطر ناك آن دهها كيلومتر توسعه يافته است و بي توجهي دولت هاي گذشته به شهرستان هاي حساس فوق الذكرحدود جغرافيايي سني ها را گسترش داده است.بديهي است اين تحولات با رضايت مندي وخوشنودي امپرياليست غرب روبرو مي باشد.برخي ها در مراودات اجتماعي بي پرده عنوان فلسطين اشغالي را براي بيجار گروس به كار مي برند
7-3 كشور آمريكا روزانه يك ساعت برنامه راديوئي به زبان كردي مشترك(يك گرتو) پخش مي كند كه اهدافي جدا ازديگر برنامه هاي راديوئي دارد.همچنين شبكه تلوزيوني استان ونيز برنامه هاي راديوئي استاني در تضعيف روحيه شيعه ها در بيجارگروس سهم بسزائي دارند.
4- راهكارها:
1-4مهمترين راه چاره ايجاد امكانات شهري در روستاهاي بزرگ گروس(توپ آغاج،پيرتاج،شاه نشين،سيدان ،خورخوره ) وبازگرداندن دهها هزار شيعه ي مهاجرت نموده به تهران مي باشد كه در اين صورت از معضلات شهر تهران نيز به نوبه خود كاسته خواهد شد. اين امر مستلزم كمك به استفاده بهينه از آب،بالا بردن استحكام منازل روستائي با دادن مصالح ساختماني به صورت سهميه(آهن،آجر،سيمان)،ايجاد صنايع تبديلي كوچك وواحدهاي صنعتي كوچك با پشتوانه توزيع محصول ونيز عرضه محصولات يارانه اي اعم از مطبوعات وموادغذائي در روستاهاي بزرگ مي باشد.
2-4 بايد در روستاهاي غربي گروس كه كرد هستند امكاناتي را ايجاد كرد و پيرو آن مانع از مبادرت كردها به شغل هاي كاذب در شهر بيجار شد تا به روستاهاي خود باز گردند.
3-4 در استخدام كارمندان دولتي بومي شهرستان بيجاري بودن لحاظ گردد و كارمندان كرد به ادارات سنندج، سقز و ديگر شهر هاي كرد منتقل شوند تا سني ها در بيجار جا خوش نكنند.
4-4 بايد دست فروشان و دوره گردان را كه با سد معبر در پياده روهاي مركز شهر ناهنجاري به وجود آورده اند را در اقدامي قاطعانه جمع آوري كرد.
5-4 ترويج موسيقي محلي(سازو دهل - وعاشق در ميان تركها)در مراسمات شادي به جاي دعوت از خوانندگان كرد.
6-4 تسهيل در ارتباط روستاهاي شيعه نشين با يكديگر و با شهر بيجارباگسترش راههاي مناسب و نيز تسهيل در ارتباط روستاهاي سني نشين با شهر هاي ديواندره وسنندج.
7-4 تقويت شبكه تلوزيون استاني زنجان دربيجار وبهبود برنامه هاي آن
8-4 انتخاب مسؤلين تاثير گذار(فرماندار،شهردار، فرمانده نيروي انتظامي) كه به امور ياد شده كاملا واقف بوده به طوري كه انگيزه هاي لازم در اجراي برنامه سامان دهي به گروس وباز گرداندن آن به آغوش شيعه ها را داشته باشند.متاسفانه هيچ يك از مسولين سابق به موارد ياد شده دقت كافي نداشته اند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:49  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

ترکمن های تلعفر و...

فرستنده : یاشار

 

Telafer'e Yardm Kampanyas

 

 

TـRK TOPRAذI TELAFER فافN ELفNفZDEN GELENف YAPINIZ...

 

NERDE OLURSA OLSUN AKAN KAN,AKAN GضZ YAقI TـRKـNSE ORADAYIZ.

 

قفMDف KARDEقفNE SAHفP اIKMAK ZAMANI....

 

TـRKـN TـRKTEN BAقKA DOSTU YOK, UNUTMA...

BU GـN ضZ KARDEقفNE SAHفP اIKMAZSAN,YARIN BU ACIYI SENDE YAقAYACAKSIN....

 

KALBفMفN اARPTIذI YER -TELAFER
Kampanyasna katk için;
Hesap No:
Ziraat Bankas Galatasaray قubesi:
TL
Hesab 444 27829-5001
USD Hesab 444 27829-5002
EURO Hesab 444 27829-5003

ف‏ Bankasفçerenkِy قubesi:
TL Hesab 1214 304400187733
USD Hesab 1214 0125157
EURO 1214 0125161


--
ESEN KALIN,
TـRK KALIN,
TـRKLERLE KALIN,
TـRK YAقAYIN......

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:47  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

چند خبر به زبان ترکی (که دوستان عزیز برای ما فرستاده اند)

 

Terör Örgütlerinin Uyuşturucu Madde Kaçakçılığı Bağlantısı UYUŞTURUCU ve PKK

Terör Örgütü PKK Terör Örgütü PKK'nın Uyuşturucu Kaçakçılığı Bağlantısı Terör Örgütü PKK'nın Uyuşturucu Madde Kaçakçılığı Faaliyetleri Terör Örgütü PKK'nın Avrupa'da Uyuşturucu Madde Kaçakçılığı Terör Örgütü PKK'nın Uyuşturucu Madde Kaçakçılığında Dış Bağlantıları

 

Sonuç

Burada yayınlanan bilgiler, KÖK Sosyal ve Stratejik Araştırmalar Vakfı'nın "UYUŞTURUCU KAÇAKÇISI TERÖR ÖRGÜTÜ PKK" adlı yayınından alınmıştır.
Terör örgütü PKK'nın, 1984 yılından beri geçen 16 yıllık sürede yöre halkı-na yönelik uyguladığı vahşetle maskesi düşmüş ve gerçek kimliği ortaya çıkmıştır.

 

Son yıllarda terör örgütü PKK, güvenlik güçlerimizin 1990 yılından itibaren 'Terörle Mücadelenin Yol ve Yöntemlerini" profesyonelce kullanmasıyla birlik-te Doğu ve Güneydoğu Anadolu Bölgelerimizde tamamen etkisiz hale getirilmiş ve örgüt adeta bir çıkmazın içerisine girmiştir.

 

Halkın desteğini alamayan örgüt içine düştüğü çaresizliğini aşmak için, yıl-lardır Marksist-Leninist bir örgüt olduğunu söylediği halde daha sonra din maskesini kullanmaya başlamış, yine çaresizliğinin bir göstergesi olan intihar saldı-rılarını gerçekleştirmiş, bölgedeki sıkışmışlığını aşmak için Karadeniz'e açılma girişimlerinde bulunmuş, bütün bu yeni taktiklere rağmen umduğunu bulamayan örgüt yaşadığı iç isyanlarla bir çözülme sürecinin içerisine girmiştir. Örgüt şimdilerde ise, Kuzey Irak'ta yakalanan Şemdin Sakık'tan sonra Abdullah Öcalan'ın da Kenya'nın başkenti Nairobi'de yakalanmasıyla bitme noktasına getirilmiştir.


Bugüne kadar örgüte eylem kararlarını bizzat verip uygulattıran ve verdiği sayısız katliam emirleriyle 30.000 kişinin katili olan Abdullah Öcalan Türk mahkemeleri önünde hesap vermiş ve idama mahkum edilmiştir. Terör örgütü PKK'nın faaliyetlerini sürdürebilmesi ve varlığını devam ettire-bilmesi ekonomik anlamda güçlü olmasına bağlıdır. Özellikle örgütün kadrolarının genişlemesi ve faaliyetlerinin değişik alanlara yayılması onların daha fazla gelire ihtiyaç duymalarına sebep olmuştur.
Bu çerçevede, gerekli finansın sağlanabilmesi için, başvurulan metotlar her örgüt için benzerlik göstermektedir. Fakat bazı örgütler ise sadece kendilerine özgü şekillerde gelir temin etme yoluna gitmektedirler. Bir terör örgütünün bu yollardan hangileri ile finans temin ettiği, örgütün ideolojisine ve çapına göre değişkenlik göstermesine karşın hemen hemen tüm terör örgütlerinin finans ih-tiyacını karşılamada uyuşturucu kaçakçılığı en önemli gelir kaynaklarından biridir.

 

Ülkemizde de, bölge halkına yaptığı insanlık dışı katliamlarla tanıdığımız terör örgütü PKK, yüksek miktarlarda paraların temin edildiği ve örgüt için çok cazip ve kaçınılmaz olan uyuşturucu kaçakçılığı faaliyetlerinde bulunmaktadır. Hatta bugün terör örgütü PKK'nın, Ortadoğu ve Avrupa bağlantılı uyuşturucu ticaretinde ve bu ticaretin tüketicisi bir çok Avrupalı gencin ölümünde çok önemli bir role sahip olduğunu söylemek mümkündür.

 

Bu çerçevede "Uyuşturucu Kaçakçısı Terör Örgütü PKK" isimli bu çalışma ile, terör örgütü PKK'nın dünü ve bu günkü son durumu, örgütün niçin uyuşturucu kaçakçılığına yöneldiği, uyuşturucu kaçakçılığı çerçevesindeki faaliyetlerinin neler olduğu ve bağlantılı olduğu ülkeler deşifre edilmeye çalışılmıştır.


Belge ve somut bilgilere dayalı bu çalışmadan arzulanan seviyede faydalanılmasını temenni ederim.

 

 

 

 

KADEK Terör Örgütü

Kuruluşu

1970'li yıllarda dünyada yükselen gençlik hareketlerinin Türkiye'ye yansıması nedeniyle ülkemizde birçok yasadışı terör örgütünü kurulmaya başlamıştır. KADEK terör örgütünün temeli de bu dönem içerisinde atılmıştır.

1974 yılında Ankara Yüksek Öğrenim Derneği (AYÖD) isimli gençlik organizasyonu içerisinde faaliyet gösteren Abdullah ÖCALAN,Kesire YILDIRIM (ÖCALAN), Haki KARAER, Cemil BAYIK, Kemal PİR isimli şahıslar Ankara'nın Tuzluçayır semtinde yaptıkları bir toplantıyla KADEK'nın ilk temelini atmışlardır.

Örgüt kurucuları örgütün, her ne kadar o dönemin yaygın akımı Marksist-Leninist fikir çizgide olduğunu iddia ediyorlarsa da, KADEK terör örgütü diğer yasadışı terörist örgütlerden çok farklı bir söyleme sahiptir. Yakın dönemde yaşanmış olan Vietnam,Angola,Kore,Cezayir, Mozambik ulusal mücadelelerinden ve KDP (Kürdistan demokratik Partisi)'nin Irak ve İran devletine karşı yaptığı mücadeleden büyük ölçüde etkilenerek yoğun bir tartışma, inceleme ve teorik faaliyet içerisine girmişlerdir. Bu tartışmalar sonucu,

Kürtlerin Türklerden farklı bir halk olduğu ve Türk devletince sömürüldüğü (siyasal,ekonomik ve kültürel ).

Sözde Kürdistan denilen bölgenin Kürt parçası olduğunu ve en büyük parçanın da Kuzey Kürdistan olarak nitelendirilen Güneydoğu ve Doğu Anadolu bölgesi olduğu, amaçlarının da bu parçaları birleştirerek bağımsız birleşik Sosyalist Kürdistan kurmak olduğu

.Hedeflerine ulaşmak için Güneydoğu ve Doğu Anadolu'ya gidip yöre halkına propaganda yaparak düşüncelerine inandırıp sözde Ulusal mücadele başlatmak gerektiği sonuçlarına varmışlardır.

Örgüt ilk faaliyet alanı olarak Diyarbakır, Şanlıurfa ve Gaziantep illerini hedef seçmiştir.

Özellikle bu şehirlerde yoğun faaliyette bulunmalarının nedenleri Diyarbakır'ın geçmişte bir çok isyana merkez teşkil etmesi dolayısıyla isyancı bir geleneğe sahip olması, Şanlıurfa'da halen Feodal yapının kırılmaması, yoksul köylü halkı ile devlete yakın aşiret reislerinin arasında çelişkiler yaşanması, Gaziantep'i seçmelerinin nedeni de sanayinin gelişmesiyle yoksul İşçi sınıfının akın etmesi, örgütün bu gibi avantajları olan şehirlere yönelmesine neden oluştur. Gaziantep alanına gönderilen Haki KARER bir süre faaliyet yürüttükten sonra yine Kürt örgütlerden biri olan "sterka sor" (kızıl yıldız) tarafından öldürülmüştür. Bu olay grubu etkiler zira o güne kadar kadrolarından hiç kimse öldürülmemiştir. Grup bundan sonra daha sert ve daha dikkatli olmaya başlarmıştır; en önemlisi de bu olaydan sonra partileşme kararı alarak bunun çalışmalarına başlamasıdır. Örgüt gerekli parti tüzüğü ve programını bir kitapçık halinde çıkartarak partileşme çalışmalarını hızlandırmıştır.

27 kasım 1978 'de Diyarbakır'ın Lice ilçesine bağlı Fis köyünde yapılan bir toplantıyla KADEK ( Kürdistan İşçi Partisi, Partiya Karkaren Kürdistan ) ilan edilmiştir. Bu aynı zamanda KADEK terör örgütünün 1.Kongre'si dir. KADEK terör örgütü, parti ilanını duyurmak için Hilvan ve Siverek'deki Aşiret ağalarıyla sürdürdüğü çatışmaları daha fazla yoğunlaştırarak dikkatleri üzerinde toplamayı amaçlamıştır. Bu çalışmalar sonucu siyasi yönden bazı kazanımlar elde etmişse de askeri yönden başarısızlığa uğramıştır. Çatışmalarda birçok militanını yanlış savaş taktikleri yüzünden kaybetmiştir. Bu durum terörist örgüt KADEK içerisinde rahatsızlıklar meydana getirmiştir. Toparlanmak amacıyla Mardin tarafına çekilen militanlar daha çok verdikleri kayıpları kapatmak amacıyla Propagandaya ağırlık vererek, yeni kadrolar oluşturma yoluna girmişlerdir.

KADEK Terör Örgütü

Yapısı

KADEK terör örgütü; Genel Başkanlık ve Genel Başkanlık konseyi, Merkez Komitesi, Merkez Disiplin Kurulu, Eyalet yapılanması, Bölge Komiteleri, Yerel Komiteler, Hücreler adı altında yapılanmıştır. Belirli zaman dilimlerinde Kongre ve Konferanslar düzenlenerek gelişen şartlara göre örgütün yapısı ve faaliyetlerinde değişiklikler yapılmaktadır.

Genel Başkanlık

Örgüt içerisinde ÖNDER olarak da adlandırılan genel başkan, KADEK terör örgütünün başı olup yönetimden sorumludur. Örgütün her türlü terör eylemi, propaganda faaliyetleri, her türlü kaçakçılık bizzat başkan tarafından belirlenen taktik, strateji ve talimatlar doğrultusunda gerçekleştirilir. Başkanlık, KADEK'da terörist başı Abdullah ÖCALAN'ın şahsiyeti ile bütünleşmiştir. Başkanlık tarafından alınan kararlar değiştirilemez. Affetme, örgüt içi infazlar vb. ciddi kararlar her ne kadar örgüt içi sözde yargıya tabi ise de Abdullah ÖCALAN'ın öneri ve talimatları bu tür kararlarda birinci derecede rol oynamaktadır.

KADEK'nın üst düzey karar organı Kongre olmasına karşın, kararların alınması ve hayata geçirilmesinde yakalanıncaya kadar Abdullah ÖCALAN'ın büyük bir ağırlığı vardı. A.ÖCALAN yakalandıktan sonra örgütün yönetimiBaşkanlık Konseyi adı altında oluşturulan birim tarafından yürütülmektedir.


KADEK Terör Örgütü

Amacı, İdeolojisi, Stratejisi

Amacı

Türkiye'nin Doğu ve Güneydoğu Anadolu Bölgelerini de içine alacak şekilde Suriye, İran ve Irak toprakları üzerinde Kürdistan olarak adlandırdıkları bölgede Marksist-Leninist ilkeler doğrultusunda Bağımsız Birleşik Demokratik bir Kürdistan devleti kurmaktır.

Asıl amacı bu olmakla birlikte Türkiye'nin ezeli düşmanları olan dış devletlerin de desteğiyle ülkemizin gelişmesini engellemeye yönelik ekonomik anlamda amacı da bulunmaktadır.

Bu amacını gerçekleştirmek için silahlı mücadeleyi esas almıştır. Bu mücadele için de Doğu ve Güneydoğu Anadolu Bölgeleri başta olmak üzere silahsız ve masum bölge halkına karşı katliamlara giriştiği gibi, ekonomiyi zarara uğratmak, istismar noktası olarak gördükleri geri kalmışlığı kıracak yatırım ve hizmetleri engellemek için araç gereç, kuruluş ve tesislere sabotaj türü saldırılarda bulunmakta, turizm sektörünü baltalamak için de turistik tesis ve kuruluşlar ile turistlere saldırmakta, ülkeye turist gelmesini engellemek için yurtdışında propaganda faaliyetlerinde bulunmaktadır.

Stratejisi

KADEK terör örgütü amacına ulaşmak için halk savaşının gerektirdiği Stratejik Savunma, Stratejik Denge, Stratejik Saldırı şeklinde bir yol izlemeyi benimsemiştir.

1- Stratejik Savunma (1984-1989)

Güvenlik güçlerinin duruma hakim olmasından dolayı, stratejik olarak savunmada, taktik olarak saldırıda bulunulan aşamadır.

Oluşturulacak silahlı örgüt birimleri vasıtasıyla güvenlik güçlerini yıpratmaya yönelik eylemlere başvurup, devlet güçleri ile baş edebilecek konuma ulaşılması amaçlanmaktadır.

2- Stratejik Denge (1989-1991)

Yürütülen yaygın eylemlerle kitleler siyasal mücadeleye çekilerek faaliyetin daha üst boyutlara ulaştırılması öngörülür. Silahlı faaliyetler ve eylemlerin yanında genel grev, boykot, işgal ve çeşitli düzeylerde toplumsal olaylara başvurulur. Hareketli savaş yöntemlerine geçilir. Ulusal kurtuluş mücadelesi verildiği propagandası ile başta Sosyalist ülkeler olmak üzere tüm işçi, devrimci güçlerin desteği sağlanır. Bu dönemin uzunluğu ve kısalığı bölge ve dünyadaki gelişmelere bağlı olarak değişim gösterebilir.

3- Stratejik Saldırı (1991-1996)

Devlet güçleri ile denge durumuna geldikten sonra kırların ele geçirildiği, kır ile şehirlerde başlatılan genel saldırı ile devlet güçlerinin tümden imha edilmeye çalışıldığı dönemdir.

Ayaklanma ve saldırılarla devlet güçleri dağlardan ovalara kovulur, ovada devlet güçlerine büyük darbeler indirilir. Yer yer şehirlerde genel grev, genel boykot vs. eylemler geliştirilir. Bazı küçük kasabalar işgal edilir, ovalarda sıkışan devlet güçleri şehirlere çekilerek tümden hareketsizleşir ve savunmaya çekilir.

Savaşabilecek tüm güçler silah altına alınır, genel bir saldırı hazırlığı yapılır.

Kısa bir sürede kırlardan şehirlere saldırılır, aynı anda şehir merkezlerinde ayaklanmalar geliştirilir, böylece düşman güçleri içten ve dıştan kuşatma altına alınıp, imha edilmeye çalışılır.

 

 

 

 

 

 

TÜRKİYE'DEN KAÇAN PKK YANDAŞLARI ERMENİSTAN'A ÜSLENİYORLAR

 

Yukarıda görülen ERMENİSTAN haritasında yer alan uçak resmi, bu ülkede Kürtlerin yaşadıkları bölgede bulunan Exesnador havacılık klübüne ait hava alanını göstermektedir. Bu hava alanına İran'dan gelen küçük pervaneli uçaklar PKK militanları ve silah taşımaktadır.

Türkiye'de barınamayan PKK yandaşları ile terör örgütü başsız kaldıktan sonra dağılan militanlarının önemli bir bölümünün, ERMENİSTAN'ın Güney Batısında Türk sınırına yakın bir bölgede üslendikleri tesbit edildi. Bugüne kadar sayıları 60.000 cıvarında olan ERMENİSTAN Kürtleri'nin, son 6-7 ay içinde bu ülkeye gizlice sızan PKK taraftarlarının katılımıyla 80.000'ı aştığı tahmin ediliyor.

Türkiye'ye yönelik terörü yeniden hortlatmak isteyen güçler PKK'yı, ASALA'nın anavatanı olan ERMENİSTAN' da üslendirmeye uğraşıyorlar. Hatta ASALA'nın şu sıralarda yeniden örgütlendiğine dair haberler de alınmış bulunuyor.

ERMENİSTAN yönetimi, ülkeye kaçak giren PKK'lıların Türkiye ile sınır sorunları yaratarak, iki ülke arasında zaten gergin olan ilişkileri daha da gerginleştireceğini bildiği için önlemler aldığı görünümünü veriyorsa da, ASALA'yı yaratan ve tarih boyunca Türkiye'ye karşı düşmanlıklarıyla tanınan muhalif DASHNAK ve HUNCHAK partileri mensuplarının, PKK'lılarla olan endişe verici ilişkilerine sadece seyirci kalıyor.

ERMENİSTAN'da üslenen PKK'lıların trafiğinin hayli hızlı olduğu gözlenmektedir. Suriye, Türkiye, İran ve Güney Kıbrıs'tan, Yunanistan'dan ve hatta Avrupa'nın çeşitli ülkelerinden çoksayıda PKK yandaşının İran üzerinden ERMENİSTAN'a sızdıkları tesbit edildi. PKK, Ermenistan'ın ARARAT bölgesindeki Kürt köylerinde PKK kampları kurmakta olduğu, gelen haberler arasında yer alıyor. Hatta PKK militanları, ARARAT şehrinin yakınında bulunan bir Havacılık Klubüne ait EXESNADOR hava alanından da yararlanıyorlar.

PKK için çalışan küçük korsan uçaklar bu alana İran'dan PKK yandaşlarını ve ERMENİSTAN'da üslenen PKK militanlarına silah ve gerekli malzemeyi taşıyorlar. Alınan haberler, Ermenistan Yönetimi'nin, topraklarındaki Kürt varlığından huzursuzluk duyduğu şeklindedir. Ermenistan'ın Türkiye'ye yönelik milli politikasında önemli bir rol oynayan PKK terör örgütü'nün Ermenistan üzerindeki faaliyetleri son zamanlarda Devlet Başkanı Robert KOCHARYAN'ı endişelendirmeye başladığı diplomatik çevrelerce belirtiliyor.

 

www.ulkum.com

 

 

 

 

 

 

Ermeniler ve PKK İlişkileri


PKK - ERMENİ İŞBİRLİĞİ
PKK Terör Örgütünün Ermenistan'daki Yayın Organları
PKK - Asala İlişkileri
PKK İle Ermeniler Arasında 1987 Yılında Yapılan Anlaşma
Ermeni terör örgütleri, dış dünyanın tepkileri üzerine 1980'li yıllarda taktik değiştirerek, PKK terör örgütü ile işbirliğine gitmişlerdir. 1984 yılında cereyan eden Eruh ve Şemdinli baskınlarıyla PKK sahneye itilmiş ve Asala-Ermeni terörü geri plana çekilmiştir. Ermeniler ile PKK arasındaki bağlantıyı ortaya koyan bazı somut örnekler şunlardır:

Terör örgütü PKK, 21-28 Nisan 1980 tarihini "Kızıl Hafta" olarak ilan etmiş ve 24 Nisan tarihini sözde Ermenilerin katledilme günü olarak anarak ve toplantılar yapmaya başlamıştır.
8 Nisan 1980 tarihinde Lübnan'ın Sidon kentinde PKK ve ASALA terör örgütleri ortak basın toplantısı düzenlemişler ve toplantı sonucu bir deklarasyon yayınlamışlardır. Ancak bu olayın tepki çekmesi üzerine ilişkilerin illegal alanda gizli olarak sürdürülmesi kararlaştırılmıştır. Toplantı akabinde 9 Kasım 1980 tarihinde Strazburg Başkonsolosluğumuza, 19 Kasım 1980 tarihinde ise Roma Türk Hava Yolları büromuza yönelik olarak düzenlenen saldırılar, PKK ve ASALA terör örgütleri tarafından ortaklaşa üstlenilmiştir.
Bölücü terörist elebaşı Abdullah Öcalan, Ermeni Yazarlar Birliği tarafından "Büyük Ermenistan hayali fikrine olan katkılarından dolayı" onur üyeliğine seçilmiştir.
Ermeni Halk Hareketi'nin bünyesinde, bir çok Avrupa ülkesinde olduğu gibi bir Kürdistan Komitesi oluşturulmuştur.
4 Haziran 1993 tarihinde; Ermeni Hınçak Partisi, ASALA ve PKK terör örgütü mensuplarının katılımıyla Batı Beyrut'ta bulunan PKK terör örgütü merkezinde bir toplantı yapılmıştır.
Ermeni-PKK ilişkisiyle ilgili bir başka çarpıcı örnek ise, 6- 9 Ocak 1993 tarihlerinde Beyrut'taki iki ayrı kilisede düzenlenen ve Lübnan Ermeni Ortodoks Başpiskoposu, Ermeni Parti yetkilileri ile 150 gencin katıldığı toplantılarda kullanılan şu ifadelerdir:

Şimdilik Türkiye'ye karşı sakin tutum gösterilmelidir.
Ermeni toplumu gittikçe büyümekte ve ekonomik yönden güçlenmektedir.
Geliştirilen propaganda faaliyetleri sayesinde, bütün dünyada (sözde) soykırım daha iyi bilinmeye başlanmıştır.
Ermenistan devleti kurulmuştur, her geçen gün toprakları genişlemektedir ve atalarının intikamını mutlaka alacaklardır.
Başta ABD olmak üzere, diğer batılı ülkeler de Karabağ'da sürdürülen savaşta Ermenileri haklı bulmaktadırlar. Bu fırsatı değerlendirmek gerekir; ve Karabağ'da savaşan Ermeni gençlerine yenileri katılacaktır.
Türkiye'de -PKK terör örgütü ile yapılan mücadele kastedilerek- iç savaş devam edecek, Türk ekonomisi sıfır noktasına gelecek ve vatandaşlar baş kaldıracaklardır.
Türkiye bölünecek ve bir Kürt devleti kurulacaktır.
Ermeniler Kürtlerle olan ilişkilerini iyi bir şekilde yürütmeli ve Kürtlerin mücadelelerini desteklemelidirler.
Bugün Türklerin elinde olan topraklar, yarın Ermenilerin olacaktır.
PKK TERÖR ÖRGÜTÜNÜN ERMENİSTAN'DAKİ YAYIN ORGANLARI

Ermenistan'da Reya Taze ve Bota Redaksiyon adlı gazetelerin PKK terör örgütü kontrolünde Kiril Alfabesiyle yazıldığı ve PKK terör örgütünün propagandasını yaptığı bilinmektedir. Bu gazeteler Türkiye ve Avrupa'dan gelen PKK terör örgütü mensuplarınca yayımlanmaktadır.

PKK - ASALA İLİŞKİLERİ

Uluslararası nitelikteki Ermeni terörizmi, 1973 yılında ortaya çıkarak 1974 Kıbrıs barış harekatını müteakip yurtdışında bulunan vatandaşlarımız ve temsilciliklerimize yönelik sabotaj, suikast ve saldırı türü terör hareketleri ile kendini göstermeye başlamıştır.

Başta Ermeni terör örgütü ASALA olmak üzere 1984 yılına kadar eylemler sürdürmüş ve l970'li yıllarda çeşitli legal siyasi oluşumlar içinde kendisini göstermeye başlayan Kürtçülük hareketini, terör örgütü PKK ile ivme kazanması üzerine, yerini Abdullah ÖCALAN liderliğinde Kürt-Türk ayırmadan öldürebilen, katliamlarla ismini duyurmaya çalışan PKK terör örgütüne bırakmıştır.

Fakat bu tarihten önce de PKK-ASALA terör örgütleri arasındaki işbirliğinin, ortaklaşa yapılan eylemler, yayınlanan deklarasyonlar, ASALA ve diğer Ermeni terör örgütü mensuplarının PKK terör örgütü kamplarındaki eğitimi, ASALA terör örgütünün üst düzey yetkililerinin eğitim yaptırdıkları, bunların dışında PKK terör örgütünün Ermeni Taşnaksutyun Partisi ile ilişki içerisinde olduğu bilinmektedir.

PKK-ASALA terör örgütü işbirliğinde ortak amaç olarak, Marksist-Leninist ideoloji doğrultusunda Doğu ve Güneydoğu Anadolu bölgelerimizde devlet kurmaktır. İki örgütün de hedef aldığı bölgeler göz önünde bulundurulduğunda hedeflerin çakıştığını görüyoruz. Bu durumda iki örgütten birinin diğerine taşeronluk yaptığı fikri güçlenmektedir.

Ele geçirilen belgeler neticesinde Bekaa ve Zeli kamplarında Ermeni terör örgütü ASALA ile terör örgütü PKK militanları ile birlikte eğitim gördükleri ortaya çıkmıştır.

PKK İLE ERMENİLER ARASINDA 1987 YILINDA YAPILAN ANLAŞMA

1987 yılında bölücü terör örgütü PKK ile Ermeniler arasında bir anlaşma yapılmıştır. Söz konusu anlaşmanın hükümleri şunlardır:

Ermeniler PKK terör örgütü içinde eğitim faaliyetlerinde bulunacaklar
PKK terör örgütüne her yıl için adam başına 5.000 ABD Doları ödenecek
Ermeniler küçük çaplı eylemlere katılacaklar
Yapılan bu anlaşmanın akabinde örgüt içerisinde Ermenilerin sivrilmeleri üzerine, PKK-ASALA ilişkilerinden sorumlu Hermez Samurouyan adlı şahısla birlikte 18 Nisan 1990 tarihinde yapılan toplantıda şu kararlar alınmıştır:

PKK ve ASALA terör örgütlerinin artık ortak yönetilecektir
Türkiye'de güvenlik kuvvetlerine yönelik eylemlerde istihbaratı Ermeniler yapacak
Muhtemel devrimden sonra elde edilen topraklar eşit olarak bölüşülecek
Kamp masraflarının % 75'ini Ermeniler karşılayacak
Türkiye'deki metropol şehirlerde eylemler yapılacak
1992 Ekim ayından itibaren Kuzey Irak'ta üslenen terör örgütü PKK'ya karşı gerçekleştirilen sınır ötesi operasyonlarda örgütün büyük darbeler alması ve barınma imkanlarını kaybetmesi üzerine bir kısım örgüt mensuplarının İran ve Ermenistan'a geçmeleri ile PKK terör örgütünün Ermenistan'daki aktif faaliyetleri başlamıştır.

PKK terör örgütünün Avrupa temsilcilerinden bir grubun Ermenistan'a giderek, PKK terör örgütü mensuplarının Kars bölgesinden Ermenistan'a rahatça girip çıkmaları için anlaşma yaptığı, Sovyet Rusya'nın dağılması ile Ermenistan'ın bağımsızlığına kavuşması sonucu PKK terör örgütünün Ermenistan'da Kürt yerleşim birimlerinde barınma imkanı bularak burada örgüte maddi-manevi destek sağlayıp, faaliyetlerini sürdürdüğü ayrıca, 19-20 Mayıs 1992 tarihlerinde bir grup PKK terör örgütü mensubunun Ermenilerle beraber Azeri Türklerine karşı savaşmak için 3 araçla Urumiye'den Ermenistan'a hareket ettiği bilinmektedir.


YENİ MUSAVAT
TÜRKİYE'Yİ NİÇİN EZMEK İSTİYORLAR?
BAKÜ, 30/01(BYE)--- Haftada altı gün yayımlanmakta olan ve tirajı 21 bin olan Yeni Musavat gazetesinin 28.01.2001 tarihli sayısında, yukarıdaki başlık altında ve Rasim Musabeyov imzasıyla yeralan yorumun çevirisi şöyledir:

Geçtiğimiz yılın son dönemleri, sözde Ermeni soykırımının tanınması dalgası ile aklımızda kalacak. İster istemez Türkiye'yi gözden düşürmek ve alçaltmak için koordine edilmiş bir kampanyanın başlatıldığını düşünebiliriz. Kabul edilmekte olan Ermeni soykırımı kararı ile ilgili olarak ilk "saldırıya başlayın" sinyali, Devlet Başkanı Clinton'ın girişimiyle son anda oylamadan çıkarılmış olmasına rağmen ABD Kongresi'nden geldi. Clinton, Kongre üyelerini bu kararın ABD'nin devlet güvenlik çıkarlarına aykırı olduğuna inandırabildi. Ancak problem burada bitmedi ve konu Amerika'dan Avrupa'ya göç etti. İlk olarak Papa, Ermeni soykırımını tanıdı ve kınadı. Ardından bunu Avrupa Parlamentosu yaptı. Avrupa Parlamentosu 1987 yılında sözde Ermeni soykırımını tanımış olmasına rağmen bu sefer bu kurum 213 aleyhte, 234 lehte gibi bir oylama sonucuyla bu konuda özel bir karar aldı.

Bu kararda, "Türkiye, dünyanın önemli bir parçası olarak, Ermeni azınlığa gereken yardımda bulunmalı, bu bağlamda çağdaş Türkiye Cumhuriyeti kurulmadan önce eziyet çekmiş olan Ermeni azınlığına uygulanan soykırımı tanımalıdır" denilmektedir. Avrupa Parlamentosu'ndan sonra inisiyatifi İtalya parlamentosu ele geçirdi. İtalya parlamentosu Türkiye'ye Ermeni soykırımını tanıma, Ermenistan'la diplomatik ilişki kurma ve ablukayı kaldırma çağrısında bulundu. İçinde bulunduğumuz yılın ilk günlerinde Fransızlar da bu sürece katıldı. Fransa parlamentosunun kabul ettiği karar, diğerleriyle mukayese edildiğinde yumuşak olmasına ve Chirac tarafından beğenilmesine rağmen Türkiye bu karara çok sert bir tepki gösterdi. Avrupa'da anti-Türk dalgası, solcuların inisiyatifi ile başlatılmıştır. Fransa parlamentosunda da komünist grubun teklifi ile bu karar alınmıştır. İtalya ve Avrupa Parlamentosunda da durum aynıdır. Solcular bir kural olarak muhtelif dini ve etnik azınlıkların hakları ile ilgili konularda daha hassastırlar. İdeolojık yakınlık da önemli rol oynuyor. Çünkü Kürtleri PKK, Ermenileri ise Daşnak Partileri temsil ediyor. Bu örgütler kendi milliyetçi-terör hareketlerini daima marksist ve sosyalist sloganlar ile perdeliyorlar. Türkiye'ye karşı bu olumsuz münasebeti, solcu parti lideri Bülent Ecevit'in iktidara gelmesi de değiştirmedi. Vatikan'da Ermeni soykırımının tanınmasından sonra katolik çevrelere yakın olan sağcılar da parlamentolarında bu karara destek vermeye başladılar. Politikada cahil olan insanlar bile sözde Ermeni soykırımını tanıyanların tarihi gerçeklere dayanmadıklarını biliyorlar. 85 sene sonra Ermenilere karşı vicdani duyguların böyle kitlesel şekilde oluştuğunu düşünmek saflıktır. En azından şu nedenle; Ermeni soykırımını tanıyanların hepsinin kendi tarihlerinde benzeri olaylar yaşanmıştır. Örneğin Fransızlar 1930-1960 yılları arasında yaklaşık iki milyon Cezayirliyi kırmışlardır. Ruslar Çeçen halkına 200 senedir uyguladıkları soykırımı bugün de devam ettiriyorlar. Şüphesiz ki bu mesele yalnız Ermeni lobisinin faaliyetleri ile gündeme gelen bir mesele değil. Herşeyden önce bu mesele, Batı ülkelerinin büyümekte olan Türkiye'yi kendilerine bağlı bir durumda tutma isteğinden kaynaklanmaktadır. Dünyada komünist ülkeler yıkıldıktan sonra yeni ekonomik ve siyasi güç merkezlerinin oluşturulması süreci yaşanıyor. SSCB ile mücadelede kazanan ABD, tek süper devlet olmak ve kendi liderliğine yönelen tüm tehlikelerden korunma azmindedir. Amerika'yı batıda Avrupa Birliği, doğuda ise Çin zayıflatabilir. ABD, liderlik rolünü kaybetmemek için dünyadaki enerji kaynaklarını kontrolü altında tutmaya önem veriyor. Avrupalılar ise Amerika'yı Yakın Doğu'da sıkıştırmak istiyorlar. Batı'nın güç merkezleri arasında sürmekte olan oyunda İsrail ve Türkiye'nin de önemli rolleri var. Türkiye'nin önemi sadece Yakın Doğu ile sınırlı değil. Bu önem hem Balkanlar'da, hem Güney Kafkasya'da ve hem de Orta Asya'da kendini göstermektedir. Bu açıdan ABD ve Avrupa'nın Türkiye'ye dikkatlerini artırmaları bir tesadüf değildir. Hatırlatalım ki yakın geçmişe kadar Batı devletlerinin siyasi ve askeri çevreleri anti-Türk dalgasına cevaben daima Türkiye'nin NATO'nun güneydeki güvenlik sisteminin önemli bir parçası olduğunu ve diktatör Saddam Hüseyin'in etkisizleştirilmesinde Türkiye'nin önemli bir rolünün olduğunu belirtmişlerdir. Son on sene içinde Türkiye'de ekonomik, sosyal, siyasi ve kültürel alanlarda büyük gelişmeler kaydedilmiştir. Türkiye artık gözü kapalı şekilde ABD ve Batı'nın peşinde yürümek istemiyor. Türkiye kendi çıkarları konusunda, özellikle de bölgesel meselelerde daha yüksek sesle konuşmaya başladı. Türkiye, Avrupa Birliği'nin kapıları önünde uzun müddet bekleme niyetinde olmadığını belirtmektedir. Türkiye ile işbirliği yapmak, Amerika ile rekabet eden Avrupa'nın çıkarlarına uygun olsa da, bu devleti Avrupa Birliği'ne kabul etmek için acele etmiyorlar. Avrupa devletlerine Müslüman medeniyetinden bir devleti kendi aralarında görmek zor geliyor.

Türkiye'nin AB'ye üye olması halinde bu kurumda liderlik yapan dörtlünün -Almanya, Fransa, İtalya ve İngiltere- durumu değişebilir. Türkiye'yi bu kuruma bırakmak istemeyen dörtlü, aynı zamanda ret cevabı da veremiyor. Bundan dolayı da Ermeni soykırımı gibi suni problemler yaratılıyor. Amaçları, hayırsever motiflerle Türkiye'nin AB'ye üyeliğini oyalamaktır. Yeni anti-Türk kampanyasının arkasında nüfuzlu siyonist çevrelerin ve İsrail'in de durduğu hissedilmektedir. Sözde Ermeni soykırımı meselesi, güçlü Yahudi lobisinin rızası olmadan ABD Kongresi'nde gündeme gelemezdi. Büyük bir ihtimalle İsrail'in çevresinde durumun gerginleşmesi, nüfuzlu Yahudi çevreleri Clinton aracılığı ile Kongrede Ermeni meselesini durdurmaya mecbur etmiştir. Çünkü bu durumda küsmüş olan Türkiye'ye güvenen Araplar, askeri macera hevesine kapılabilirler. Güçlenmekte olan ve bağımsız hareket eden Türkiye, İsrail'i de rahatsız etmektedir. Dost ülkenin İsrail'e sırtını dönüp yüzünü Müslüman ülkelere çevirmesi, Yakın Doğu'da ve Akdeniz'de mevcut jeopolitik durumu kökünden değiştirebilir. Batı devletlerinin bu rahatsızlığını, masonluk ve rüşvetle ilgisi olan Süleyman Demirel'in hakimiyetten gitmesi ve ülkede büyük bir saygıya sahip olan Bülent Ecevit'in ve milliyetçilerin iktidara gelmesi artırmaktadır. Görünen o ki, Kıbrıs'ın Yunanistan'la birleştirilmesi planlarına karşı Ecevit'in kararlı adımları henüz hatıralarından silinmemiştir. Şimdi Türkiye düşmanlık kampanyasına karşı cevabi tedbirler almaktadır. Ancak realiteyi iyi anlayan siyasetçiler ateşe yağ dökmenin ne kadar tehlikeli olduğunu biliyorlar. Cevaplar benzer ve isterisiz olmalıdır. Ankara, 1915-1923 yıllarında yaşanmış olaylarla ilgili gerçekleri ortaya çıkarmak için Erivan'la diyaloğa hazır olduğunu beyan etti. Ancak Ermenistan konunun siyasi açıdan, Türkiye ise tarihi açıdan değerlendirilmesini istiyor. Washington bu problemin çözümlenmesi için Ermeni, Türk ve Amerikalı tarihçilerden oluşan bir forum kurulmasını teklif etti. Burada Ermenistan ile diplomatik ilişki kurulması da söz konusu olabilir. Türkiye Dışişleri Bakanlığı Müsteşarı Faruk Loğoğlu'nun bu yakınlarda Azerbaycan'a yaptığı ziyaretin bu konuda Azerbaycan'ın görüşünü almak için yapıldığı da söylenmektedir. Aynı zamanda Türk parlamenterleri, diplomatları ve askerleri de kendi meslektaşları ile aktif şekilde temas ediyorlar. Azerbaycan, imkanı dahilinde Türkiye'ye destek olmaya çalışıyor. Diğer Türk devletlerinden ise bu konuda Türkiye'ye hiçbir destek verilmiyor. Kabul edelim ki, çabalarımız bir sonuç vermedi.

Ermeni soykırımının tanınması kampanyası devam ediyor. Bu durum Türkiye ve Azerbaycan için ne gibi sonuçlar verebilir? Bazı devletlerin Ermeni soykırımını tanımalarının Türkiye'nin siyasi imajına olumsuz etki yapması ve AB'ye üyeliğine engel olması dışında başka hiçbir zarar vermeyeceğini düşünmekteyim. Batı devletleri Türkiye ile bağlarını tamamiyla koparmayacaklar. Ermenilerin hayalleri yüzünden Batı'nın güçlü Türk ordusu ile ihtilaflı bir duruma girmesi zordur. Batı Kıbrıs ve bölgesel meselelerde Türkiye'den tavizler koparmaya çalışacak. Bundan Azerbaycan da zarar görecek. Ermenilerin çok yakın tarihimizde Azerilere soykırım uygulamış olmalarına rağmen, Ermeni soykırımının tanınmasından sonra çilekeş ve acınacak bir halk statüsü kazanan Ermenilerin eleştirilmesi mümkün olmayacak. Ermeni soykırımının tanınması Türkiye'nin gelişmesine ve güçlenmesine engel olmayacak. Burada Almanya'yı bir örnek olarak ele alabiliriz. Yahudi soykırımını itiraf etmesine ve onlara tazminat ödemesine rağmen Almanya'nın Avrupa'da öncülük yapmasına bir engel oluşmamıştır. Türkiye ile ilgili durumun bu noktaya gelmeyeceğini kesinlikle söyleyebiliriz. Avrupa Birliği'ne üye olup olmama konusu o kadar büyük önem taşımamaktadır. Güneydoğu devletleriyle ilişkilerini güçlendiren Japonya gelişmiyor mu? Türkiye'nin Türk ve Müslüman ülkelerle benzeri ilişkiler kurma potansiyeli de yüksektir. Herşey, Türk siyasi çevrelerinin yeni ve elverişli ekonomik ilişkiler kurma, çağdaş teknolojiyi uygulama, insan hakları ve demokratik prensiplere saygı gösterme konularındaki becerilerine bağlı olacak. Bir ülkenin istikrarlı şekilde gelişmesi için gereken unsurları Türkiye hem siyasi, hem de ekonomik alanda kazanmıştır. Türk halkı kendi geleceğini çok güçlü şekilde elinde tutuyor. Türkiye doğru siyaset yürütse hem ceşitli tehditlere cevap verme, hem de tüm düşmanlarını rezil etme gücünde olacak.

www.ermenisorunu.gen.tr

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1384ساعت 14:45  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 

و اما آه و ناله های بیجا و غیر منطقی یک شخص مشکوک در مورد گروس و بیجار که از لحاظ تاریخی جزء مناطق تجزیه ناپذیر آذربایجان می باشند

لطفا در مورد اظهارات وی خوانندگان عزیز توضیحات لازم را به ایشان و به متحجران فکری وی بدهند

 

گروس براي كردستان و كردستان براي گروس
6 آذر 84

شايد براي برخي از كردها عجيب باشد كه به تازگي دوباره زمزمه هايي در خصوص خدشه وارد كردن به هويت كردي (شيعه -سني) منطقه ي گروس و مركز آن بيجار مي شنوند، اما اين امر نه تنها تازه و بديع نيست بلكه متاسفانه ادامه ي همان تحركات مذبوحانه ي عده اي قليل است كه چند سال پيش ضمن تبليغات در شهر و روستاهاي اطراف و تابعه در صدد جمع آوري امضا براي الحاق اين بخش ابدي و جدا ناشدني كردستان به استان همجوار بودند

مهندس رضا سهرابي 
و خوشبختانه اين تلاش بودار بلافاصه توسط تمامي مردم هوشيار منطقه به خصوص كردهاي شيعه و سني محكوم و مجريان آن نيز بايكوت شدند.
اما دوباره چندي است كه فردي به نام (س - ح) وعده اي معدود از ترك هاي مهاجر به بيجار طي يك برنامه حساب شده در صدد ترويج تفكرات نخ نما شده ي پان تركيستي در منطقه ي گروس هستند و با استناد به نوشته هاي برخي از ترك هاي راديكال و تندرو كه اكثرا از جانب تركيه حمايت مي شوند آنچنان خويش را در بومي نشان دادن محق جلوه گر مي نمايند كه اگر كسي از راه دور نظاره گر باشد و گذشته ي تاريخي اين سرزمين را نداند گمان مي برد كه ما كردها، گروس را به زور و در گذشته اي نه چندان دور از ترك ها ستانده ايم.
حال بايد ديد چرا و به چه علت اين شخص و حاميان معدود او در صدد ترويج اين تفكر هستند؟! و با چه قصد و نيتي هويت انكار ناشدني كردها و حضور هزاران ساله ي ايشان را در اين منطقه زير سوال مي برند؟! شايد وارونه جلوه دادن تاريخ و هويت يكي از بزرگترين و مخلص ترين اقوام ايراني در اين منطقه براي آنها منافع خاصي داشته باشد كه اينگونه مصرانه و غني خود را پرچمدار اين چنين تئوري ... نشان مي دهند؟! وگرنه كيست كه در اين سرزمين زندگي مي كند و علي رغم آشنايي ناچيز با تاريخ مي تواند هويت كردي (شيعه و سني) فرق ندارد گروس را نفي نمايد و كردها را غاصب نشان دهد.
البته متاسفانه زمزمه هاي شوم ديگري هم به گوش مي رسد كه اين تازه اول برنامه است و قرار است در گذر زمان ايشان و يارانشان به محض دستيابي به پست هاي شوراي شهر و سپس فتح شهرداري كنترل مركز منطقه را به دست گرفته و گام به گام تفكر خويش را به جلو ببرند.
ولي بايد چقدر ساده انگارانه فكر كرد كه مي توان به اين سادگي بيجار را ترك زبان و ترك نشين از نوع افراطي جلوه داد و كردها را در مرور زمان در منطقه فراري داد. (حساب هموطنان محترم ترك و اصلا هر فرد ديگري كه در اين سرزمين حضور دارد و تنها به وفاق و توسعه ي اين بخش از كردستان فكر مي كنند جدا هست).
از سوي ديگر هم مطمئن هستيم كه مسئولين دلسوز منطقه و كشوري هوشيار بوده و در اولين فرصت و كوتاه ترين زمان اين گونه اهداف مساله دار را براي هميشه از كردستان دور خواهند نمود.



 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 20:6  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  | 


بازي دوگانه آمريكا با مهره «پ.ك.ك»

 

 

دكتر سدات لاچين ار

۲۳ آذر ۱۳۸۴

سياست كرد جديد آمريكا در كوتاه‌مدت بر استفاده از «پ.ك.ك» براي متقاعد كردن تركيه و در بلند مدت بر تسويه‌گري مبتني است. «اوجالان» نيز از يك سو تلاش مي‌كند تا «پ.ك.ك» را به عنوان يك نيروي مسلح براي آمريكا نگه دارد و از سوي ديگر نيز سعي مي‌كند تا آن را به يك جنبش غير نظامي مورد نظر واشنگتن تبديل كند.

«پ.ك.ك» براي آن‌كه بتواند خود را روي پا نگه دارد، حاضر است هر نقشي را كه آمريكا برايش تعيين مي‌كند ـ چه غيرنظامي و چه مسلح ـ بازي كند.
هيچ‌يك از سياست‌هاي آمريكا در خاورميانه با جورج دبليو بوش آغاز نشدند و با پايان دوره رياست جمهوري او به پايان نخواهند رسيد. استراتژي‌هاي بسياري كه در پايان جنگ سرد در رابطه با خاورميانه (بزرگ) برنامه‌ريزي و تهيه شدند، در دوران بوش پسر نيز همچون دوران بوش پدر و كلينتون در دستور كار بودند و اجرايشان ادامه يافت. به همين دليل است كه نه اشغال عراق، نه سياست‌هاي اسرائيل و نه سياست كرد آمريكا را نمي‌توان نظرات و ديدگاه‌هاي خود بوش دانست. اين هدف در تابلوي خاورميانه بزرگ كه آمريكا در همان آغاز دهه 1990 به آن فرم و شكل داده بود، تشكيل گروهي از كشورهاي مسلمان طرفدار غرب و اسرائيل بود. در داخل اين گروه علاوه بر تركيه، مصر و اردن نيز حضور داشتند.

مشكل اصلي، دولت كرد است
در اين ميان، مي‌بايست با خنثي كردن عراق كه به ماشين جنگ دنياي عرب تبديل شده بود، مانع از آن مي‌شدند كه اين كشور، اسرائيل را تهديد كرده و خطري براي آن به وجود آورد. هدف بعدي نزديك كردن كشورهاي مسلمان غيرعرب به اسرائيل و تنزل دادن مسئله فلسطين به مسئله عرب ـ اسرائيل و سپس مسئله فلسطين ـ اسرائيل بود. در اين چهارچوب، پاكستاني‌ها و ترك‌ها اهميت ويژه‌اي داشتند. همچنان كه، در حال حاضر بين جمهوري‌هاي تركي با اسرائيل هيچ مشكلي وجود ندارد. حتي همانطوري كه در نمونه آذربايجان شاهديم، روابط به تجارت اسلحه نيز كشيده شده است. نزديك شدن پاكستان ـ اسرائيل نيز با نشست استانبول جهش بزرگي كرده و اين مذاكرات با ديدارها و جلسات علني ـ مخفي همچنان ادامه دارد. روابط تركيه ـ اسرائيل نيز به رغم هرگونه تغيير حكومت و اقتدار، به قدري مستحكم است كه گويا تحت حفاظت واشنگتن مي‌باشد. اظهارات ضد اسرائيلي نخست وزير اردوغان در سال گذشته، در آمريكا تقريباً به اندازه عدم تصويب لايحه 1 مارس 2003 تاثير شوكه كننده داشته و آمريكا موفق شده است تا در كوتاه مدت اين دو كشور را «متحد» كند.

در داخل اين سياست‌ها كردها جايگاه بسيار ويژه‌اي به خود اختصاص داده‌اند. آمريكا همانطور كه در مورد اسرائيل شاهد بوديم، تلاش مي‌كند تا دولتي را كه وجود خارجي ندارد به وجود بياورد و سپس به زور آن را به سيستم بقبولاند. به اين ترتيب، در جهان اسلام يك ملت ديگر غير عرب موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخته و از آن حمايت خواهد كرد. در عين حال، به مدافع طبيعي سياست‌هاي آمريكا در منطقه تبديل خواهد شد زيرا حفظ موجوديت يك دولت كرد در اين منطقه، در حد زيادي به موجوديت و حضور قدرتمند آمريكا در منطقه بستگي دارد.

تشكيل دولت كرد در منطقه و تضعيف عراق، در واقع يكي از كارهاي نيمه تمام آمريكا (اسرائيل) بود و كردها در دهه 1970 به شورش عليه دولت عراق تشويق شدند و از سوي اين دو كشور كمك‌هاي تسليحاتي و تاكتيكي دريافت كردند، بعد از انقلاب اسلامي ايران به حال خود رها شدند و اين دو كشور به آنها پشت كردند. زيرا از دست رفتن ايران، تضعيف عراق را به كاري خطرناك براي اسرائيل و آمريكا تبديل كرده بود. تضعيف عراق مي‌توانست راه ايران را كه در جبهه مقابل قرار گرفته بود، باز كند. در اين صورت، سياستهاي آمريكا در معرض خطر قرار مي‌گرفت. به اين ترتيب، نظريه دولت مستقل كرد مدتي به بايگاني رفت. آمريكا در جنگ اول خليج يك بار ديگر كردهاي عراق را به شورش و قيام تشويق كرد. آنها را تسليح كرده و به رهبرانشان علامت آغاز شورش داد. ولي وقتي صدام حسين به سمت شمال حركت كرد، كردها يك بار ديگر تنها ماندند.

بعد از جنگ، اولين تشخيص آمريكا اين بود كه كردهاي عراق زيرساخت كافي براي تشكيل يك دولت مستقل را دارند. دومين تشخيص اين بود كه چنين دولتي فقط با حمايتهاي از راه دور آمريكا و اسرائيل قادر به حفظ موجوديت خود نخواهد بود. در طول دهه 1990 از يك طرف آمريكا گروهي را كه از بين كردهاي عراقي انتخاب كرده بود به عنوان اطلاعات چي و امنيت چي نمونه و عالي تربيت كرده و به منطقه بازگرداند، از سوي ديگر نيز انگليس و اسرائيل به تشكيل ارتش اكراد كمك كردند. بارزاني و طالباني به يكديگر نزديك شدند و كليه دستگاه‌هاي لازم براي يك دولت، با حمايت‌هاي مالي و راهنمايي‌هاي آمريكا شروع به تشكيل شد. طبعاً براي اينكه همه اين كارها به خوبي پيش نروند، نيروهاي آتشين صدام حسين به شمال مدار 36 درجه راه داده نشدند.

جت‌هاي آمريكايي و انگليسي در شمال عراق با فواصل معين و منظم حملاتي انجام داده و منطقه‌اي امن به وجود آوردند تا دولت كرد بتواند از درون تخم بيرون بيايد و در اين دوره تركيه نيز نقشي حياتي ايفا كرد. هواپيماهايي كه از كردها محافظت مي‌كردند، از تركيه به هوا بلند مي‌شدند و درآمدهاي گمرك مرزي از نظر مالي به بارزاني و طالباني كمك مي‌كرد تا بتواند يك ساختار سياسي مستقل به وجود آورند. تركيه در طول اين دوره از سياست‌هاي كرد آمريكا در عراق دانسته يا ندانسته حمايت كامل به عمل آورده است، با اين تصور كه اگر گروه‌هاي كرد عراقي به جان يك ديگر بيافتند «پ.ك.ك» از وسط اين معركه جان سالم بدر خواهد برد؛ تركيه نقش اول را در معامله بين اين دو گروه ايفا كرد. وقتي كه اين دو گروه زيادي به يكديگر نزديك شدند، از ترس اينكه مبادا دولت كرد تشكيل شود، دستپاچه شد. در نهايت مي‌توان گفت كه سياست كرد تركيه در طول دهه 1990 «سياست حيراني» بود.

چه نقشي براي تركيه معين شده است؟
آمريكا در قبل و بعد از جنگ عراق تلاش زيادي به خرج داد تا بتواند تركيه را نيز وارد معادله كند. زيرا آمريكا نيز به خوبي مي‌داند تنها كشوري كه مي‌تواند دولت كرد را در اين منطقه روي پا نگه دارد، تركيه است. يكي از علل اين امر قدرت اقتصادي، سياسي و نظامي تركيه است، علت ديگر آن فاكتورهاي تاريخي است. نفوذ تركيه در شمال عراق مي‌تواند با جريان تاريخ هماهنگ و مناسب باشد. ولي پيشرفت بسيار سريع ايران در جهان عرب ممكن است باعث بلعيده شدن عراق توسط ايران و پيامدهاي بعدي شود. سوريه نيز براي حمايت از كردها كشوري ناتوان و ضعيف است. بعلاوه بلعيده شدن شمال عراق توسط سوريه ممكن است در كوتاه مدت منجر به متحد شدن عراق و سوريه و زير و رو شدن كليه معادلات جهان عرب شود.

حمايت از كردها توسط آمريكايي‌ها، انگليسي‌ها و اسرائيلي‌ها نيز هزينه‌هاي بسيار گزافي دارد. يكي از مشكلات اصلي اين سه كشور در عراق ـ كه در منطقه نيز فاقد مشروعيت مي‌باشند – عدم تكيه به يك قدرت محلي است. خصوصاً پروژه دولت كرد كه اسرائيل نيز در آن دست داشته باشد، قبل از آنكه شروع شود، به پايان خواهد رسيد. به همين دليل، عليرغم آنكه از ابتداي جنگ عراق تا كنون نظاميان و ماموران شخصي اسرائيل در تمام گوشه و كنارهاي عراق (حتي در زندانها) حضور دارند. آمريكا و اسرائيل ادعاهاي مربوط به اين امر را به شدت رد و تكذيب مي‌كنند.

در داخل اين تابلو، تركيه قدرتي است كه مي‌تواند دولت كرد را زنده نگه داشته و يا قبل از زاده شدن، آن را خفه كند. ولي متاسفانه به نظر مي‌رسد كه به قدر كافي متوجه اين امر نيست. مهم‌تر از همه آن‌كه تركيه تا كنون «سياست نمي‌خواهيم» را در پيش گرفته است. يعني با همه چيز مخالفت كرده است. ولي خودش هيچ پروژه يا پيشنهادي ارائه نداده است، موجوديت سياسي كردها حقيقتي غير قابل انكار است، چه آنكارا اين موجوديت را قبول كند و چه نكند به عنوان همسايه اش در جاي خود ايستاده است. با اين وصف، گفتن «نمي‌خواهم» هيچ مفهومي ندارد.

آمريكا در روزهاي اخير مجدداً تلاش مي‌كند تا تركيه را وارد معادله عراق كند. خواسته اوليه واشنگتن اين است كه بارزاني به عنوان رهبر منطقه كرد عراق و خصوصاً رهبر كردها و تركمنها در آنكارا به حضور پذيرفته شود. آنچه كه از آنكارا انتظار ميرود، حمايت از دولت كرد و تسريع جدايي كردها از بغداد است زيرا هر قدر كه دور شدن كردها از مركز تسريع شود سياستهاي آمريكا در عراق نيز به همان اندازه سريع به نتيجه خواهد رسيد. خصوصاً در رابطه با آينده عراق و سياست محاصره سوريه و ايران، آمريكا سريعتر پيشرفت خواهد كرد. به همين دليل، در اولين قدم، توجه تركيه كه به اردوگاههاي «پ.ك.ك» معطوف بود، به سمت اروپا جلب شد.

وزارت امور خارجه و اطلاعات آمريكا توجه افكار عمومي را به حمايت اروپا از «پ.ك.ك» و خصوصاً شبكه تلويزيوني
ROJ TV
معطوف كردند. در دومين قدم، كانال‌هاي جديدي باز شد تا تركيه بتواند در عراق فعال‌تر از اين باشد. در همين دوره، تحركات «پ.ك.ك» در مناطق نزديك به مرز تركيه – عراق به ايران افزايش يافت. در اين چهارچوب، «پ.ك.ك» ابزار بسيار مناسبي در اختيار آمريكا قرار مي‌دهد تا بتواند از آن براي متقاعد كردن تركيه به درستي برخي سياست‌هاي معين استفاده كند. اگر توجه كرده باشيد، اردوگاه‌هاي «پ.ك.ك» در عراق از ابتداي اشغال اين كشور به دست آمريكا با قدرت بيشتر در جاي خود ايستاده‌اند.

آمريكا با بازي با كلمات وعده‌هاي مختلفي مي‌دهد، اظهارات زير و درشتي به عمل مي‌آورد. ولي در نهايت نتيجه امر تغييري نمي‌كند. درست همانطور كه كشورهاي اروپايي هر چند سال يك بار شبكه‌هاي تلويزيوني و رسانه‌هاي «پ.ك.ك» در اروپا از طريق پروسه قضايي مي‌بندند، و هنوز قبل از آ‌نكه يكي بسته شود، در كشوري ديگر مجوز راه اندازي رسانه اي ديگر صادر مي‌شود. يعني تلاش مي‌كنند تا با استفاده از مهارت «پ.ك.ك»، تركيه را تربيت كنند. راستش را بخواهيد عدم آمادگي تركيه در اين باره، باعث مي‌شود تا با گذشت هر روز ضعيف‌تر از روز قبل در اين بازي ظاهر شود.

عبارت «مسئله كرد» كه در ابتدا از سوي سران حكومتي تلفظ شد و بيانات مربوط به هويت اصلي نيز متأسفانه آب به آسياب طرف مقابل مي‌ريزند.

«پ.ك.ك» در ميانه تغيير و نابودي
به عبارت كوتاه، آمريكا مي‌خواهد مناقصه دولت كرد در خاورميانه و كل سياست كرد را به تركيه بدهد، ولي چون تركيه تصويري از خود را كه در حال كشمكش و درگيري با كردهاي داخلي اش است به نمايش گذاشته است، چنين تصور مي‌رود كه موفق به انجام اين كار نخواهد شد. به همين دليل، پروژه آمريكا درباره كردهاي ايران، عراق و سوريه خواسته يا ناخواسته تا امور داخلي تركيه امتداد مي‌يابد. آمريكا انتظار دارد تا هم وطنان كرد تبار جمهوري تركيه در داخل كشور تركيه با هويت كرد (حتي كرد دوست) در سياست حضور به هم رسانند. ولي نمي خواهد كه اين كار زير سايه «پ.ك.ك» باشد. به عبارت ديگر، سياست كرد آمريكا در تركيه در ميان و بلند مدت تسويه «پ.ك.ك» و تروريسم را به دنبال دارد. عليرغم اين، تروريسم «پ.ك.ك» در كوتاه مدت همچون ابزاري است كه با استفاده از آن مي‌توان تركيه را به سمت هدف هدايت كرد.

«پ.ك.ك» و اوجالان نيز متوجه اين امر هستند. ابتدا تلاش كرد تا ثابت كند در نظر آمريكا و اتحاديه اروپا يك بازيگر مهم و جدي است. درست مثل كردهاي عراقي سعي نمود تا ( در مقابل ايران و يا هر هدف ديگر ) در سياست‌هاي آمريكا خود را دستاويز قرار داده و او نيز موفقيتهاي بارزاني و طالباني را كسب كند. ولي «پ.ك.ك» در عين حال مي‌داند كه نمي تواند در بلند مدت به شكل يك سازمان تروريستي بماند، همچنين مي‌داند كه غير نظامي شدن و ليبرال شدن به معني تسويه خودش نيز مي‌باشد. به همين دليل اوجالان مرتباً از «جمهوري دمكراتيك» و «يك غيرنظامي» در داخل تركيه و غيره و صحبت مي‌كند. اظهارات اوجالان درباره هويت اصلي را نيز بايد در همين چهارچوب ارزيابي كرد.

«پ.ك.ك» كه از يك طرف پيامهاي نرمش و انعطاف به واشنگتن و بروكسل مي‌دهد، از سوي ديگر نيز در داخل جنبش كرد دوست، كانونهاي مخالف را كه مي‌توانند آلتر ناتيوي براي او باشند، با تهديد و يا سوء قصد از بين مي‌برد. او تلاش مي‌كند تا در اين سايه تنها همكار و پارتنر مورد نظر آمريكا و اتحاديه اروپا در تركيه باشد. يكي ديگر از اهداف اين اظهارات و بيانات، نشان دادن حكومت و نيروهاي امنيتي در جبهه‌هاي مخالف و حصول يك پيروزي استراتژيك مي‌باشد.

به عبارت كوتاه، چيزي از سرعت صفحه شطرنج كاسته نشده است. «پ.ك.ك» ما بين تسويه و تغيير شكل ايستاده است. «پ.ك.ك» آماده است تا هر مطلبي را كه از سوي آمريكا درخواست شود چه غير نظامي شدن و چه ادامه دادن به تروريسم، قبول كند. در جبهه تركيه نيز سورپرايزي وجود ندارد. تركيه كه در سياست خارجي در مناطق اروپا، خاور دور، افريقا، آسيا و غيره دستاوردهاي بزرگ و مهمي حاصل كرده است، ممكن است همه دستاوردهايش را در عراق ببازد و از دست بدهد. سياست كرد و عراق حتي از بازي شطرنج هم فراتر رفته و به دولت روس تبديل مي‌شود. زيرا اين بازي هم براي «پ.ك.ك» هم براي كردهاي عراقي، هم براي كشورهاي منطقه و هم براي تركيه به سوي نقطه «يا همه چيز، يا هيچ چيز» پيش مي‌رود. ببينم اين بار چه اتفاقي رخ خواهد داد؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 20:0  توسط انجمن مبارزه با گروههای تروریستی کورد  |